🗓 ۱۴۰۵/۰۵/۲۰¤ از قفس آکادمیک تا متن جامعه: بازخوانی جامعهشناسی در میدان زیست روزمره🖌دکتر فریبا نظر…
انتشار: 2026/08/11 04:02 UTCدریافت: 2026/08/15 03:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:27 UTC
🗓 ۱۴۰۵/۰۵/۲۰¤ از قفس آکادمیک تا متن جامعه: بازخوانی جامعهشناسی در میدان زیست روزمره🖌دکتر فریبا نظری • با ادای احترام، سپاس و ارادت به استادانی که در محضرشان شاگردی نمودهام، پس از گذراندن سه دوره آموزشی تا مقطع دکتری، به این دریافت مهم رسیدهام آنچه از این شاخه پیچیدهی علوم انسانی، آموخته و به معنای کاربردی آن درک کردهام، نه محصول تکگوییهای استادان و جزوههای تحمیلی، که برآمده از میدان زیست روزمره و ارتباط با گروههای مختلف اجتماعی در بستر فضای عمومی بوده است.ای کاش دانشگاه به جای انباشت محفوظات فراموش شدنی، ما را در مقام دانشجو وادار میکرد تا پدیدههای واقعی پیرامونمان را با تخیل جامعهشناختی - مفهوم عمیق سی.رایت.میلز و ابزار کاربردی یک جامعهشناس - توصیف و تبیین کنیم.اگر ماکس وبر بر دیوانسالاری و نظام بروکراتیک، عنوان قفس آهنین گذاشت؛ اکنون من نیز میخواهم بر نهاد آموزش دانشگاهی عنوان قفس آکادمیک بگذارم. امروز، پس از رهایی از محدودیتهای دانشگاه، جامعهشناسی را در دل خود جامعه و در میان افراد همرشته یا غیر از آن، عمیقتر درک میکنم.این تجربه زیسته، پرسشهای اساسی در باب نسبت دانشگاه، نهاد علم و جامعه را به ذهنم پیش میکشد.• با نگاهی تحلیلی به روند یک دهه اخیر کنکور، میبینیم که بهرغم تغییرات ساختاری و گرایش بیشتر به علوم انسانی، جامعهشناسی انتخاب اول نخبگان کنکوری نیست. دلایلی همچون: ماهیت انتقادی این رشته، نبود نظام صنفی قدرتمند و رویکرد دیوانسالاری حاکم که به جای تحلیلگران مستقل، غالباً به سراغ رویکردهای مهندسی یا جامعهشناسان دگرپیرو و غیرمستقل با کارکرد امنیتی میرود، این انقباض را تشدید کرده است. نتیجه این سیاست و وجود ظرفیت بالای ورودی رشته جامعهشناسی در انواع دانشگاه در کشور، تولید انبوه دانشآموختگانی است که تعدادی از ایشان گرچه مدارک تحصیلات تکمیلی جامعهشناسی دارند، اما فاقد تخیل جامعهشناختیاند.دقیقاً در همین شکاف ساختاری است که ارزش کنش جامعهشناسان_غیرآکادمیک دوچندان میشود. تقلیل جامعهشناسی به دانشگاه و مقالات علمی- پژوهشی صرف، نادیده گرفتن ظرفیت انتقادی جامعه است. این نیروهای محرک و دغدغهمند مسائل و پدیدههای اجتماعی را میتوان در سه قالب دستهبندی کرد: ۱- جامعهشناسی مردممدار، برقراری گفتوگوی دوطرفه با شهروندانی که دیگر صرفاً ابژه بررسی و پژوهش نیستند، بلکه مشارکتکنندگانی فعال در فهم مسائل اجتماعیاند.۲- روشنفکران ارگانیک، نیروهایی که لزوماً کرسی آکادمیک ندارند، اما از دل گروهها و طبقات اجتماعی برمیخیزند و با ابزارهای روزمره به توصیف و تبیین تجربه زیسته میپردازند.۳- جامعهشناسی روزمره، سوژههایی که در مواجهه با بحرانهای اجتماعی، تورم و انسداد سیاسی، درک میکنند که مشکلات فردیشان ریشه در ساختارهای کلان دارد و عملاً مفاهیم را در زندگی روزمره، بررسی میکنند.¤ با این حال، ورود دستههای مختلف جامعهشناسان غیرآکادمیک و پژوهشگران مستقل میدان عمومی به حوزههای گوناگون جامعهشناسی همواره با این نقد مواجه است که احتمال راه برای ورود شبه علم باز شود. البته که باید پذیرفت هر خاطرهگویی یا تحلیل تقلیلگرایانه روانشناختی را نمیتوان به عنوان تحلیل جامعهشناختی جا زد. برای حفظ این حریم، رعایت چند مرز ساختاری ضروری است: • وفاداری به چارچوبهای نظری به منظور پرهیز از عوامزدگی• تمایز میان تجربه زیسته و تعمیم نابجا در جامعه• شفافیت در روش جمعآوری دادهها• ایفای نقش حیاتی پژوهشگران مرزی□ در نهایت، به یاد داشته باشیم که صرف در دست داشتن مدارک دانشگاهی کارشناسی، ارشد و دکتری، لزوماً از کسی یک جامعهشناس نمیسازد. جامعهشناسان واقعی — چه در جایگاه آکادمیک و چه در میدان عمومی — با تجهیز به تخیل جامعهشناختی، از قید و بندهای خشک و دیوانسالارانه روششناختی آکادمیک عبور میکنند. آنها با درکی انتقادی از تجربه زیسته، رنجهای فردی را به مسائل کلان ساختاری پیوند میزنند و به مثابه نیروی پیشران یا بسترساز اجتماعی برای ایجاد و گسترش فضاهای مستقل فکری عمل میکنند؛ فضایی که در آن جامعهشناسی نه یک رشته تحصیلی، بلکه ابزاری برای آگاهی، بازیابی عاملیت شهروندان و یک شیوهی زندگی است.🎓 آموزش و آموزش عالیاینستاگرام | وات سپ | تلگرام

