حکایت "گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی"همیشه نیاز نیست خوت مطلب بنویسی یا بگویی. گاهی اوقات یک حک…
انتشار: 2026/07/26 20:12 UTCدریافت: 2026/08/10 04:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 04:45 UTC
حکایت "گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی"همیشه نیاز نیست خوت مطلب بنویسی یا بگویی. گاهی اوقات یک حکایت کوتاه حرف ها وپیام های زيادی دارد .به همین دلیل در گذشته حکایتها جایگاه بیشتری در گفت و گو های مردم داشتند.به این حکایت که در همدلان علامه دیدم و قابل تامل است توجه کنید:"مادرى قبل از فوتش به دختر خود گفت: این ساعت را مادر بزرگت به من هدیه داده است ، تقریبا 200 سال از عمرش میگذرد. پیش از اینکه به تو هدیه بدهم ، به فروشگاه جواهرات برو و بپرس که آن را چه مقدار میخرند.دختر به جواهر فروشی رفت و برگشت، به مادرش گفت:صد و پنجاه هزار تومان قیمت دادند.مادرش گفت: به بازار کهنه فروشان برو ، دختر رفت و برگشت و به مادرش گفت: ده هزار تومان قیمت کردند و گفتند بسیار پوسیده شده است. مادر از دخترش خواست اینبار به موزه برود و ساعت را نشان دهد. دختر به موزه رفت و برگشت و به مادرش گفت: مسئول موزه گفت که پانصدمیلیون تومان این ساعت را میخرد و گفت موزه من این نوع ساعت را کم دارد و آن را در جمع اشیای قیمتی موزه میگذارد. مادر گفت: میخواستم این را بدانی که جاهای مناسب ارزش تو را میدانند.هرگز خود را در جاهای نامناسب جستجو مکن و اگر ارزشت را هم پیدا نکردی خشمگین نشو.کسانی که برایت ارزش قائل میشوند ، از تو قدردانی میکنند، در جاهایی که کسی ارزشت را نمیداند حضور نداشته باش ؛ ارزش خودت را بدان! گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلیصبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلیبه امید فراگیری صلح پایدار و آرامش در جهان و ایران عزیز آرزو می کنم که دعای مادر و پدر بدرقه زندگی تان باشد انشالله. سید حسن موسوی چلک مددکار اجتماعی و همیار پارپیرار لینک کانال های مجازی من:"بله":ble.ir/join/2xyx1EDRc7تلگرام :https/t.me/hmchsocialworker