سروده ی: راشدانصاری دبیر طنز روزنامه ندای هرمزگان به مناسبت روز خبرنگارخبرنگارم و غم ریشه کرده در ج…
انتشار: 2026/08/07 19:37 UTCدریافت: 2026/08/12 04:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 04:35 UTC
سروده ی: راشدانصاری دبیر طنز روزنامه ندای هرمزگان به مناسبت روز خبرنگارخبرنگارم و غم ریشه کرده در جانمعزیز ِ من چه بگویم ، تو را نرنجانم“نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت”به من نوشت که باید فقط غلط ننوشت“خبرنگار” نوشت و “خبرندارم” کردسه حرف اول من را گرفت و خوارم کردزمانه کرده دهان من و تو را سرویسخدای کرده رهامان پناه بر …سانسور!و ما که از همه چیز همه خبر داریمبرای گفتن حق ، باز درد سر داریماگر چه شهره شهریم ، در خبر چیدنولی به مسلک ما نیست پاچه مالیدن!قبول کردن رنج و ستم که آسان نیستهمیشه خوردن نان از قلم که آسان نیستخبرخبر، چه خبر، غیر محنت و سختینفس کشیدنِ مردم در اوج ِ بدبختیخدا کند که یکی هم به دادشان برسد“خدا کند که فقط زود آن زمان برسد”خبر خبر چه خبر غیر فقر و بیکاریبگو به من که از این خوب تر خبر دارینشسته بر همه ی شهر سایه ی هیزیحیای گربه ی شیخ است و قصه ی دیزی دلم گرفته ولی خنده برلبم جاری ستبرای آدم بدبخت ، خنده اجباری است اگر که مرد ِ خدایید ، ادعا نکنیدبرای مردم ایران فقط دعا نکنید کمی به داد دل ِ مردمان ِ ما برسیدفقط نه این که به فامیل و آشنا برسید کمی به خالوی طناز ِ خویش جا بدهید….به نصف هیکل او لااقل فضا بدهید!۱۷ مرداد, راشد انصاری, روز خبرنگار, شاعر طنزپرداز@hogam




