💢خلیج فارس از نئارخوس تا فردوسی یکی از کهن ترین نوشته های جغرافیای که به کرانه های خلیج فارس و دریا…
انتشار: 2026/08/16 10:26 UTCدریافت: 2026/08/17 16:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 16:06 UTC
💢خلیج فارس از نئارخوس تا فردوسی یکی از کهن ترین نوشته های جغرافیای که به کرانه های خلیج فارس و دریای مکران در گستره استان هرمزگان اشاره نموده است سفرنامه نئارخوس است که در سده چهارم پیش از میلاد مسیح نگارش یافته است. اسکندر مقدونی پس از رسیدن به هندوستان برای بازگشت به غرب گروهی از سربازان خود را از در دره ایندوس بر کشتی سوار کرده و از راه دریا آنها را به سوی غرب راهی نمود. هدف این گروه رسیدن به دشت سوزیان و اروند رود در دل ایرانشهر بود. نئارخوس به سوی غرب راهی شده و دیده ها و شنیده های خود را برای آیندگان یاداشت نموده است. وی با گذشتن از کرانه های شرقی به ساتراپ مکران رسید و پس از آن آگاهی های فراوانی درباره کرانه های هرمزگان از بندر بدیس(جاسک)، بندر هرموز کهنه( میناب) جزایر هرموز ،کشم و کیش و دیگر کرانه های هرمزگان یاد نموده است. روایات وی از کرانه های خلیج فارس و دریای مکران راهنمای تاریخ و جغرافیا نویسان برای بازسازی تاریخ گذشته این گستره و فرمانروایی ایرانیان از گذشته های دور تا کنون است.مسافرت نئارخوس 146 روز طول کشيد و سرانجام، او، در 24 فوريه ي سال 325 پ م، براي پيوستن به اسکندر در کنار رودخانه اي در اهواز لنگر انداخت. نئارخوس در خاطرات سفر خود، نام کليه ي لنگرگاه ها، بنادر و روستاهاي اطراف را ثبت کرد تا به اطلاع اسکندر برساند. احتمالاً اسکندر قصد داشت راه دريايي داريوش را که با گذشت زمان متروک شده بود، دوباره رونق بخشد. اما مرگ زودرس او به آرزوهاي طولاني اش پايان داد در نهايت، بايد گفت که پس از مرگ اسکندر و با وجود تفرقه اي که بين جانشينان و سرداران او رخ داد، به ويژه که آنان از ديدگاه سردار مقدوني در مورد تشکيل يک حکومت جهاني بي بهره بوده اند، سلوکوس اول، معروف به نيکاتور ( حکومت 312- 280 پ م )، به اهميت خليج فارس پي برد و پايتخت خود را از بابل به سلوکيه، واقع در ساحل غربي دجله، انتقال داد. اين نقطه بعدها به پايتخت اشکانيان و سپس تا سقوط دولت ساساني، به پايتخت دولت ساساني مبدل گرديدبراساس کتابهای نوشته شده توسط احمد اقتداری (از دریای پارس تا دریای چین) سال ۱۳۶۴، ایرج افشار سیستانی (جغرافیای تاریخی دریای پارس) سال ۱۳۷۶ و حسین نوربخش (جزیره قشم و خلیج فارس) در سال ۱۳۶۹ کهنترین نام پهنه دریایی بین عمان فعلی و هند، دریای ارترا، ایرترا یا دریای اریتره بوده است.این نام در منابع مکتوب یونانی به شکلهای گوناگون تکرار شده است. نئارک یکی از سرداران اسکندر مقدونی مینویسد: میگویند در این جزیره (هرمز و قشم) مقبره یکی از سلاطین بزرگ به نام اریتار وجود دارد. او به دنبال حمله شیرها در ساحل دریای پارس به گله مادیانش به این جزیره رسید و با آباد کردن آن بر تمام آبهای منطقه مسلط و خاک مسلط شد به نقل از کتاب دریای اریترا، ترجمه نسخه ویلفرد هاروی شوف صفحه ۴۸ بر اساس نوشته آگاتارشید مورخ رومی، نوشته شده است که: اریترا مردی بود معروف به مال و ثروتزاده پارس. کورش در مسیر خود به سمت بابل، به رودخانه جینوس رسید که در فصل بهار از کوههای ماتین آغاز شده، از داردانیا (یک استان رومی در بخش مرکزی بالکان بود) گذشته و به رود دیگری به نام تیگریس میریزد که این رود پس از عبور از شهر اوپیس (شهری کنار رودخانه دجله در ۸۰کیلومتری بغداد) به دریای اریتره میریزد.مورخان و دریانوردانی همچون هردوت، آگاتارشید، نئارخوس، آریان، ویلفرد هاروی شوف، پرسی سایکس و آلفونس گابریل از ارترا شاهزاده ایرانی کم و بیش صحبت کردند. در پاراگراف ۳۳، ۳۴ و ۳۵ کتاب کهن رهنما دریای اریتره، بخشی از دریای پارس از آن دریای اریتره است و جغرافی دانان یونانی و رومی تا قرن ۱۸ به طور مستمر عبارت دریای اریترا را به کار میبردند.داریوش هخامنشی در کتیبههای کانال سوئز از این پهنه آبی به عنوان (دریائی که از پارس آغاز میشود) یاد میکند.مهدی سیّدی فَرُّخَد در مدخلِ شهرِ " گُجاران " از کتابِ فرهنگِ جغرافیایِ تاریخیِ شاهنامه می نویسد: «گُجاران یا کجاران شهری بوده است در کنارِ " دریایِ پارس یا خلیجِ فارس " که در آغازِ پادشاهیِ اردشیرِ ساسانی ، بنا بر داستانِ رمزآمیزِ " کرمِ هفتواد» مردمِ آن با رهبریِ هفتواد [به معنیِ صاحبِ هفت پسر] دژی در جوارِ آن بر رویِ کوهی ساخته و یاغ شده اند ، به گونه ای که سپاهِ اردشیر را به برکتِ وجودِ کِرمِ مرموز شکست داده اند. در آغازِ داستانِ " کِرمِ هفتواد " توصیفِ شهرِ گُجاران چُنین آمده است:بَبین این شِگِفتی که دهقان چه گفتبَدانگه که بگشاد راز از نِهُفت:«ز شهرِ گُجاران بَه دریایِ پارس»




