🐂 سر مفرغی گاو مصری در تختجمشید🏺 این سر گاو مفرغی، متعلق به دوره هخامنشی و مربوط به حدود سده ششم پ…
انتشار: 2026/08/17 17:43 UTCدریافت: 2026/08/20 05:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 05:00 UTC
🐂 سر مفرغی گاو مصری در تختجمشید🏺 این سر گاو مفرغی، متعلق به دوره هخامنشی و مربوط به حدود سده ششم پیش از میلاد است و در محدوده آپادانای تختجمشید کشف شده است.🇪🇬 این اثر به شکل گاو مقدس آپیس ساخته شده و احتمالاً بخشی از یک وسیله ارزشمند، مانند تخت یا صندلی، بوده است.📜 بر روی پایه آن، کتیبهای هیروگلیف با نام و القاب پزامتیک یکم، فرعون مصر دیده میشود.✨ شیوه ساخت با موم گمشده، ساختار توخالی و آثار روکش طلا نشان میدهد که این اثر در مصر ساخته شده و بعدها به تختجمشید منتقل شده است.🏛️ حضور چنین اثری در تختجمشید، نمونهای جالب از ارتباطات سیاسی و فرهنگی میان ایران هخامنشی و مصر باستان است.📍 تختجمشید، فارس | موزه ملی ایران@hogam
پستهای تلگرام — کارگاه طنز و تاریخ
اولین اعتبار ملی برای سازه آبی «ترنه» کوخرد تصویب شد / یک میلیارد تومان به مرمت اثر ساسانی اختصاص یافتپس از ماهها پیگیری رسانهای و مطالبات مردمی، سرانجام مبلغ یک میلیارد تومان از سوی مسئولان استانی برای مرمت اساسی بخشهای آسیبدیده اثر تاریخی «ترنه» در کوخرد تخصیص یافت.مسعود مباشری، مسئول مربوطه، با اعلام این خبر گفت: «در پی تخریب بخشی از بنای مخروبه این اثر بینظیر تاریخی و ضرورت فوری مرمت آن، با پیگیریهای مستمر انجمن میراث فرهنگی کوخرد، این اعتبار برای ساماندهی و مرمت اختصاص پیدا کرده است.»وی در ادامه از حمایتهای استاندار هرمزگان، نماینده غرب استان در مجلس شورای اسلامی، مدیرکل میراث فرهنگی استان و فرماندار شهرستان بستک قدردانی کرد.گفتنی است سازه آبی «ترنه» در دیماه ۱۳۸۲ با شماره ثبت ۱۰۹۲۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است و این مبلغ، نخستین اعتبار اختصاصیافته به این اثر ارزشمند از زمان ثبت آن تاکنون محسوب میشود.این بنای شگفتانگیز در بستر رودخانه مهران و در روستای کوخرد (مرکز بخش کوخرد، شهرستان بستک) در غرب استان هرمزگان واقع شده است. «ترنه» در واقع تونلی تاریخی و مبتکرانه است که آب شیرین قنات را از میان آب شور رودخانه عبور میداده و نمونهای ناب از شاهکارهای مهندسی آبرسانی در دوران ساسانیان به شمار میرود.لازم به ذکر است که روزنامه «ندای هرمزگان» پیش از این نیز با انتشار چندین گزارش به قلم ابراهیم کوخردی (مدیر پیشین میراث فرهنگی بستک)، بارها نسبت به وضعیت فرسایشی این اثر هشدار داده و بر ضرورت مرمت فوری آن تأکید کرده بود که به نظر میرسد این مطالبات سرانجام به نتیجه ملموسی انجامیده است.@hogam
همان پسر بچهای که به همراه یک پیرمرد به گراند هتل میآیند، پیرمرد به دیدن انتظامی میرود و بستنی سفارش میدهد و از گارسون میخواهد که یک بستنی هم برای نوهاش در درشکه ببرد. مانی لباس کازرونی به تن دارد و کلاه پهلوی هم سرش گذاشته."سلام صبح، سکوت شب؛ قصه دو بازیگر قهرشاید عجیبترین رابطه پشتصحنه هزاردستان، رفتار روزانه عزتالله انتظامی و جمشید مشایخی با یکدیگر بود؛ دو بازیگری که سالها با هم اختلاف داشتند اما هرگز جلوی دوربین کم نگذاشتند. احمد بخشی در این باره تعریف میکند: "دلخوریها قدیمی بود. انتظامی و مشایخی از اداره تئاتر با هم اختلاف داشتند اما هر جا هم را میدیدند سلام و علیک میکردند. هر روز صبح که میرفتیم کاخ گلستان، سرویس اول میآمد دنبال من، میرفتیم پی آقای انتظامی و بعد میرسیدم به مهناز و خانه آقای مشایخی. سلام و علیکی میکردند و هیچ صحبتی نمیکردند. سر صحنه هم با هم خوب بودند، مقابل هم بازی میکردند اما با هم حرف نمیزدند. کارشان هم که تمام میشد یک خسته نباشید به هم میگفتند و میرفت تا سلام صبح فردا. آقای کشاورز موقع استراحت وقتش را بین این دو نفر تقسیم میکرد. یک چایی با مشایخی میخورد و انتظامی آن سوتر قدم میزد و سکانس بعدی بالعکس. حاتمی از ته دل میخندید و میگفت «ممدل چای قبلی رو با مشایخی خورده حالا با عزت.» خدا به علی نصیریان عمر باعزت بدهد. خیلی آقاست. با هر دو کار کرده و گاهی سعی میکرد میانداری کند."@hogam
به یادبود کارگردان علی حاتمی نگرانی حاتمی برای جان یک سورچی گمنامپیش از هر چیز، احمد بخشی از خصوصیات رفتاری حاتمی میگوید؛ از دقتی که در جزئیترین امور صحنه هم رها نمیشد: "سر کار خیلی راحت و اهل بگو بخند بود. حواسش به همه بود. در سلام و علیک یکهو قدش کوتاه میشد، دولا میشد و به همه سلام میکرد، فرقی نمیکرد طرف مقابلش که باشد. همه این خصوصیت علی را به یاد دارند. حواسش بود که سر کار اتفاقی برای کسی نیفتد. در «هزاردستان» با مسئول درشکهها یکساعت ونیم حرف میزد که چطور اسبها را به گاری ببندند که رم نکند. چند باری اسبها رم کرده و درشکه را خرد کرده بودند منتهی کسی در درشکه نبود و فقط سورچی بود که اتفاقی برایش نیفتاد. دو ساعت تمام برای سورچی کلاس میگذاشت تا مبادا درشکه از کادر خارج شود."راویای که همیشه دلش پیش گذشته بودبخشی در ادامه از ریشههای علاقه حاتمی به قصهگویی و نثر قاجار میگوید؛ ریشههایی که تا فیلم «مادر» هم امتداد پیدا کرد: "علاقهاش به قصهگویی بیشتر از همان پای کرسی مادر بزرگ میآمد و قصههای حسن کچل و... از قصه دورانی که هنوز حاتمی به دنیا نیامده بود. قصههای مادربزرگ یک شتکی میزد و او رجوع میکرد به کتابهایش. از نثر قاجار هر کس دیگری هم که تعریف میکرد کیف میکرد از آن کلمات. اساساً حاتمی از خودش جلوتر نمیرفت. هی پشت سرش را نگاه میکرد. در فیلم «مادر» هم که مربوط به زمان حال است بالاخره یک فلاش بک کوتاهی به گذشته میزند و آن شب بارانی را تصویر میکند که پدر قبل از رفتن به تبعید با درشکه از زندان به خانه میآید. انگار در زمان حال قرار نداشت و باید سری به گذشته میزد."وقتی شجریان بیمزد برای «دلشدگان» خواندیکی از شنیدنیترین بخشهای این گفتوگو، ماجرای پیوستن محمدرضا شجریان به «دلشدگان» است؛ داستانی پر از پیچوخم که با اصرار حاتمی و میانجیگری حسین علیزاده به سرانجام رسید: "قراراین نبود که شجریان برای «دلشدگان» بخواند. شجریان هم نمیآمد برای یک فیلم آواز بخواند. اول یک خواننده آمد به اسم ابوجلادی. موسیقی سفرهخانه که در دستگاه اصفهان هست را ضبط کردیم و او خواند. (حسین) علیزاده از یک بخشهایی ناراضی بود. چون بالا نوشته بود و صدای ابوجلادی یک جاهایی نمیرسید. گفت فعلاً این را داشته باشیم تا من با خواننده دیگری همین آواز را تکرار کنم. کرامتی را آورد که صدایش چپ کوک بود و میتوانست بالا بخواند. خواند، درست هم خواند اما فیلمبرداری که تمام شد حاتمی به علیزاده گفت صدایش را نمیپسندم، کاری بکن که این را شجریان بخواند. آن زمان گویا ارتباط علیزاده و شجریان خیلی خوب نبود. حاتمی این دو را یک شب دعوت کرد به خانهاش و نشستند به صحبت کردن تا شجریان قبول کرد، بدون اینکه فیلم را ببیند. البته دورادور خبر داشت که حاتمی راجع به تاریخچه موسیقی سنتیمان فیلم ساخته. حاتمی را قبول داشت و میگفت خوب کسی سراغ این کار رفته. برای شعری که کرامتی خوانده بود امین تارخ لب زده بود اما آقای شجریان گفت من روی لب بازیگر نمیخوانم، فیلم حیف است، میشود حکایت ایرج و فردین. گفت شما یک جورهایی مونتاژ این خواننده را عوض کنید و از آیینه کاریهای سقف و امارت و اینها کار کنید من خودم شعر را هم انتخاب میکنم. دستمزد هم نگرفت. گفت برای فیلم شما میخوانم اما موسیقی مال خودم میشود. آن موقعها موسیقی هم برای تهیهکننده فیلم میشد. غزلها را هم خود شجریان انتخاب کرد به جز ترانه «ما دلشدگان خسرو شیرین پناهیم». اصل ترانه برای خود حاتمی بود اما یک جاهایی را ارشاد ایراد گرفته بود؛ میگفت با بار میآمدیم و از ملک ری آمدیم. حاتمی وقت نداشت درستش کند، ایراد به کارش که میگرفتند یک خورده عصبی میشد. آقای علیزاده که با فریدون مشیری آشنا بود ترانه را به ایشان داد تا تصحیح کند و بار می و ملک ری را تغییر دهد. همزمان با اکران فیلم هم کاستش که برای آقای شجریان و آقای علیزاده بود بیرون آمد که خوب هم فروخت."کلاس درس هزاردستان؛ از لیلا حاتمی تا مانی حقیقیقسمتی از خاطرات بخشی به کودکان روی صحنه «هزاردستان» اختصاص دارد؛ از دخترک همکلاسیهای لیلا حاتمی تا حضور کوتاه اما بهیادماندنی مانی حقیقی در نقش یک نوه: "حاتمی با دو دسته از بازیگرها نمیتوانست کنار بیاید؛ بچهها و آنهایی که سنشان خیلی بالا بود. وقتی خانم چهره آزاد پلان داشت باید حتماً من بودم و وقتی هم با بچهها کار داشتند من را صدا میکرد و خودش میرفت کنار تا مبادا بچهای را دعوا کند اما با لیلا (حاتمی) خودش کار میکرد. در هزاردستان لیلا دوم ابتدایی بود. سر کلاس هم همه دختر بچهها دوستهای قدیمی و همکلاسی لیلا هستند؛ لیلی رشیدی، صنم دختر نعمت حقیقی و لیلی گلستان. حتی مانی هم در هزاردستان بود.
⚒️ هاون آهنی سلجوقی؛ هنر در دل یک ابزار روزمره🏺 این هاون آهنی با تزئینات افزوده، متعلق به دوره سلجوقی است و در خراسان ساخته شده است.🎨 تزئینات آن نشان میدهد که در هنر اسلامی، حتی وسایل کاربردی نیز میتوانستند با ظرافت و زیبایی ساخته و آراسته شوند.🏛️ این اثر در موزه هنر و باستانشناسی دوران اسلامی نگهداری میشود.📜 هاونی ساده در ظاهر، اما یادگاری از مهارت فلزکاران و ذوق هنری دوره سلجوقی.📅 تصویر آرشیوی — ۲۰ مرداد ۱۴۰۵@hogam
👑 احمدشاه قاجار در اسپانیا📜 این تصویر، احمدشاه قاجار، آخرین پادشاه سلسله قاجار را در جریان سفرش به اسپانیا نشان میدهد.📅 این عکس در سال ۱۳۰۱ خورشیدی (۱۹۲۲ میلادی) گرفته شده است؛ زمانی که احمدشاه هنوز بر تخت سلطنت ایران بود.🇪🇸 سفر او به اروپا بخشی از دوران پرحادثه سلطنتش بود؛ دورانی که ایران با تحولات سیاسی و اجتماعی گستردهای روبهرو بود.📸 این تصویر، یکی از عکسهای تاریخی بهجامانده از سفرهای اروپایی آخرین شاه قاجار است.@hogam



