گفتیم که در دشت گریان، اگر بخواهیم سینماتیک - یعنی برمبنای میزانفرم و الفبای سینما - فیلم را ببینیم…
انتشار: 2026/07/15 07:30 UTC
گفتیم که در دشت گریان، اگر بخواهیم سینماتیک - یعنی برمبنای میزانفرم و الفبای سینما - فیلم را ببینیم، از قضا برخلاف ادعایی که میکند از اینکه فیلم تاریخی است به زبان تصویر ابدا نمیتوان فیلم را تاریخی دانست. گفتیم تاریخ رجعت کردن، بر زمان ایستادن و درنگ کردن بر یک زمانه است - و نه آنان را درهم محو کردن. فیلم بازه دو دهه را درهم محو میکند. حال آنکه تصویر سینمایی متعین و اثباتکننده است؛ روان و جاری است اما فیکس میکند. اما در فیلم قابهایی داریم که در تضاد با روایت راوی عمل میکنند. یعنی تصویر آن چیزی را که راوی ادعا میکند نمیسازد. یک جا راوی تاریخ میگوید «جزایر کرامایِ ژاپن، ۳۱ مارس، ۱۹۴۵» آنهم روی تصویر رودخانهای که نمیدانیم ژاپن است یا یونان - و قطعا یونان. یا روی نمای خانه ویران و لباس زنانه سپید میآید میگوید: «آستوریا، نیویورک، مورخ اکتبر ۱۹۴۰» آیا این نقل راوی منفک از تصویر است؟ سوبژکتیو سرباز است؟ تداعی صدای اوست و تصویر بیان مجازگونه از کلام او؟ خاطره است؟ دارد نامهاش را میخواند؟ اگر بله - برای که؟ هیچ مشخص نیست.✍ #آریا_باقری 🎬 The Weeping Meadow(2004)🎥 @honar7modiran🎥 @FORMANDFILM



