در عوض، آنگلوپولوس سوگ را دوست دارد. او برای اشکهای مردمانش اشک میریزد. اندوه دارد. او رنج جانفرس…
انتشار: 2026/07/16 07:31 UTC
در عوض، آنگلوپولوس سوگ را دوست دارد. او برای اشکهای مردمانش اشک میریزد. اندوه دارد. او رنج جانفرسا مردمش را تا آنجایی درک میکند که درون غم زیستی جغرافیایش باشد. وگرنه رنج تاریخی مردمش را مستقلا و شخصی تاریخی درک نمیکند. دوربینش نیز گواه این مساله است. به همین دلیل با کژفهمی از مفهوم "تاریخ" از آن شاعرانه استفاده میکند. واژه تاریخ، اساسا در زمان ایستادن و در زمانه نظر انداختن به زندگی گذشتگان است. فیلمساز اما تاریخ را بیزمان مینگرد. از تعین فرار میکند. به همین علت میان چند بازه زمانی جست میزند. گویند او تاریخ را به پسزمینه زندگی مردم جاری کرده درحالیکه تاریخ را به پسزمینه قابهایش، به شکلی استعاری و تلویحی جاری کرده، نه به پس زمینه زندگی مردم. مردم او درون لانگشات و قابهای بازش، کوچک، نمونهوار و آدمک هستند. تاریخ هيچگاه به موضوع اصلیِ تصویر آنگلوپولوس بدل نمیگیرد بلکه به استعارهها، نمایهها، نشانههایی انضمامی مثل "رودخانه" تبدیل میشود تا بصورت تلویحی و تلمیحی تنها این سوگ باشد که جبر جغرافیایی ملتش را بازتاب میدهد.✍ #آریا_باقری 🎬 The Weeping Meadow(2004)🎥 @honar7modiran🎥 @FORMANDFILM



