چمنزارگریاندر گسترهی خاکستری کابوسشناورم بر کرجی شکستهای،که هر چه رود نرسد به جاییدر دهان نهنگی…
انتشار: 2026/07/22 15:32 UTCدریافت: 2026/08/03 22:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 22:47 UTC
چمنزارگریاندر گسترهی خاکستری کابوسشناورم بر کرجی شکستهای،که هر چه رود نرسد به جاییدر دهان نهنگی که بلعدتاریخ دشت گریان.چشم میبندم ایستادهام برابر خانهایکه سالهاست ترکش کردهاممیگرید چمنزارو بوی گیاه پیچد در مشام یادم.از درون خانه می دوم در گیسوان آواز زنی که میخواند غمهایش به گوش خاطرهام :« اه از این خاک که نمیخواهدم اه از آزارهای چند تن غاصب خانه!»دلِ فراتر رفتن نیستسگ ها به پیشوازم عربده میکشند:«دور شو! نیا!»بر شاخسار درخت اویخته به جای میوه گوسفند!چشم میگشایم در نگاه زن که نمیخواندبر در خانهای ایستادهام که نمیخواهندم میروم تا باز نگردم.□نیماخسروی | با الهام از فیلم علفزار گریان ساخته تئو انگلوپولوس@nimaphonixjoin 👉 @honar7modiran


