در حوالی شهر 🔸 يادداشت ها و جستارهایی پیرامون شهر https://t.me/khorramdashti_mortezaنقد فعال رسانه…
انتشار: 2026/07/08 20:30 UTC
در حوالی شهر 🔸 يادداشت ها و جستارهایی پیرامون شهر t.me/khorramdashti_morteza%D9%86%D9%82%D8… فعال رسانهای گرامی، جناب مهدی عرشی، به یادداشتِ «خاموشی حافظه شهر»، فرصتی ارزشمند و مبارک است؛ پیش از هر چیز از آن جهت که یکی از مهمترین اهدافِ نوشتن از شهر، گشودنِ بابِ گفتگو دربارهی آن است؛ نیازی که امروز بیش از هر زمان دیگری بدان محتاجیم. از سوی دیگر، ارزشِ این نقد در آن است که دست روی یکی از حساسترین گلوگاههای تاریخنگاری شهری میگذارد: خطرِ انحصار، مصلحتسنجی و گزینش در ثبتِ روایتها. این دغدغه کاملاً درست و بجاست. هیچیک از ما نمیتواند و نباید مدعی شود که روایتش از شهر، روایتی بینقص، مطلق و فراگیر است. شهرها با تکثرشان زنده هستند و اتفاقاً زیبایی و اصالتِ حافظه جمعی در همین است که راه برای روایتِ همگان گشوده باشد؛ بهویژه آنان که بیهیاهو، بیسهمخواهی و خودنمایی و به دور از تریبونهای رسمی، چراغِ این خانه را روشن نگه داشتهاند؛ که خوشبختانه کاشانِ ما از این حیث، غنی، سرشار و وامدارِ تکتکِ آنهاست. یادداشت پیشین من، نه برای ثبت سند مالکیت حافظه به نام چند پروژه، بلکه یک «هشدار ساختاری» به مدیریت شهری در کلانمسئلهٔ هویت بود؛ صورتبندی و دیدگاهی که همواره در یادداشتهای شخصیام دنبال کردهام. مسئله این است: چرا کارها در شهر، با تغییر مدیران و سلیقهها نیمهکاره رها میشوند؟ پروژههایی مانند تاریخ شفاهی یا نشان سیلک و بسیاری دیگر، گامهای نخستین بودند. پرواضح است که گام نخست، همیشه با کاستی، نقص و حتی خطاهایی در اجرا همراه است. کجومج راه رفتن در مسیر صحیح، همواره بهتر از ایستادن و تماشا کردن است؛ اما اشکال اساسی مدیریتهای محلی این است که به جای اصلاح و کمالبخشی به پروژههای گذشته، کلاً مسیر را مسدود و صورتمسئله را پاک میکنند. جانمایهی یادداشت من، نه دفاع از یک فهرست خاص بود و نه انحصار در چند نام. مسئلهی اصلی این نیست که چه کسی انتخاب شده یا نشده است؛ چه آنکه هر پروژهای در زمان خود، سازوکار و هیئت انتخاب مستقلی داشته است. در نشان سیلک، ساختاری متشکل از متولیان وقت شهر (از رئیس دانشگاه و شهردار تا رئیس سازمان تبلیغات و برخی اصحاب فرهنگ) تصمیمگیر بودهاند و بنده در آن شورای تصمیمگیری، نه عضویتی داشتهام و نه صاحب رأی بودهام؛ شورا از میان فهرستی بلندبالا که طی ماهها تهیه شد، در نهایت به نام چند تن از بزرگان رسید. در پروژه تاریخ شفاهی مدیریت شهری نیز، تمامی شهرداران، رؤسای شورای اسلامی و انجمن شهر و چهرههای مؤثری که در دسترس بودند دعوت شدند، جز کسانی که خود تمایلی به حضور نداشتند. در تاریخ شفاهی سلامت نیز بخش زیادی از اشخاص مؤثّر و در دسترسِ قرن اخیرِ سلامت کاشان حضور داشتهاند. اما مسئلهی امروز ما هیچکدام از این جزئیات نیست؛ مسئله این است که چرا سازوکارهایی مانند دبیرخانه دائمی نشانِ سیلک - که ابتکاری مبتنی بر ظرفیتهای مدیریت شهری و دارای پشتوانههای قانونیاند - با تغییر مدیران، به جای تکامل، دچار انقطاع میشوند؟ باور قلبی من در بیش از یک دهه فعالیت در حوزههای مختلفِ شهری این بوده است: «نام کاشان، کانون تلاقی تمامِ نگاههاست.» من نه به دنبال ژستهای چپنما و کلیشهای این روزها یعنی ادعای استقلال محض از سیستم بودهام و نه خود را محصول و محصور در یک سلیقهٔ خاص کردهام. از ابتدای دهه ۹۰ تا امروز، با نگاههای متفاوت مدیریتی همکاری کردهام، با این پیشفرضِ روشن که: «هر کس سنگی بر سنگ این شهر میگذارد، باید یاریاش کرد.» فعالیتهای فرهنگی و هویتی در شهر، ملک شخصی هیچکس نیست، اما ایجاد ساختار آن، تخصص و تعهدِ مدیریتی میطلبد. اگر نخبگانی در پروژههای گذشته از قلم افتادهاند (که حتماً چنین است)، وظیفهٔ مدیران و دغدغهمندان بعدی بود که این فهرست را کامل کنند، نه اینکه کل مسیر را مسدود کنند. پیوند دادن پروژههایی با فواصل زمانی زیاد به یکدیگر، برای اثبات یک ادعای ذهنی یا سیاسی، دور شدن از دغدغهٔ اصلی یعنی فرسایش حافظه و هویت شهر است. از سال ۱۴۰۰ که نشان سیلک برگزار شد تا امروز، چندین سال میگذرد. در این سالها بنده مسئولیتی در این حوزه نداشتهام؛ و این بهترین و مغتنمترین فرصت برای مدیران و اشخاص دیگر بود تا روشهایی که بر آن خُرده گرفته میشود اصلاح کنند و طرح را به تکامل برسانند. اما امروز کجاییم؟ حرف اصلی و پایانی من این است: مدیریت شهری باید این تکاپوهای پراکنده را به یک سیاست مستمر و نهادینه تبدیل کند تا با رفتن و آمدن مدیران، جریان حرکت قطع نشود.در حوالی شهر🔸 يادداشت ها و جستارهایی پیرامون شهر t.me/khorramdashti_morteza

