کودتااین روزها و این اواخر، واژه سنگین «#کودتا» در فضای سیاسی پژواک پیدا کرده است؛ واژهای که سنگین…
انتشار: 2026/07/02 04:56 UTC
کودتااین روزها و این اواخر، واژه سنگین «#کودتا» در فضای سیاسی پژواک پیدا کرده است؛ واژهای که سنگینی آن چنان است که حتی برخی افراد همسو نیز از بهکار بردنش ابا دارند و آن را نوعی زیادهروی میدانند. اما آیا بهواقع آنچه در جریان است و توسط برخی چهرهها و محافل پشتصحنه، و البته گاه در جلوی صحنه، رقم میخورد، فرایند یک کودتاست؟باید ابتدا و مقدمتاً کمی مفهوم کودتا را باز کنیم.خیلی خلاصه، کودتا یعنی تغییر در نقطه مرکزی و راهبردیِ مدیریت و تصمیمگیری یک واحد سیاسی و سرزمینی؛ همان نقطهای که اصل نظام سیاسی موجود بر آن سوار است یا حول آن میچرخد. تغییرات ناشی از کودتا، نه تغییر بدنه و پیکر، بلکه تغییر رأس؛ یعنی تغییر راننده لکوموتیو و تغییر ریل و جهت حرکت است.حال برای فهم و تطبیق آن با جمهوری اسلامی ایران باید فهمید این لکوموتیوران و جهتبخش کیست یا چه نهادی است؟واضح است که حفظ نظام و اصل نظام، در اینجا جایگاه و شخص ولایت است. فلذا هرگونه تلاش آگاهانه، و خصوصاً سازمانیافته، برای حذف، خنثیسازی، به حاشیه راندن یا تغییر این مرکز ثقل، نقطه محوری و پیکان جهتبخش، به معنای تلاش برای کودتاست.اقدامی که با فهم شیعی، پس از پیامبر، در رأس اسلام بهطور کامل اتفاق افتاد و پس از آن نیز در هر حکومت دینی، در قالب جریان نفاق ـ که موجودیتی واقعی و حتمی دارد و در هر حکومت حقی بروز پیدا میکند ـ استمرار یافته است؛ چراکه اساساً حرکت و کنش این جریان، در پی یک کودتای نرم است.من جریان نفاق در قرآن را مترادف جریان کودتا میدانم؛ جریانی که تلاش مستمر دارد نقطه ثقل حکومت، یعنی امامت را تغییر دهد؛ جایگاهی که امروز بهصورت نیابتی در ولیفقیه تجلی پیدا کرده است.فلذا فرهنگ سیاسی شیعه با کودتا نه غریبه است و نه این مفهوم مختص این ایام. این جریان، به فراخور فرصتها و امکانهایی که در مقاطع مختلف تاریخی پیش میآید، از سایه بیرون میآید و اگر موفق نشود، تا فرصت بعدی دوباره به سایه و لایههای پنهانتر میخزد.طبیعتاً در این ایام، با توجه به حوادث پیشآمده، جریان نفاق ـ بخوانید جریان کودتا ـ دوباره به زعم خود فرصتی یافته تا آفتابی شود و بیپردهتر عمل کند؛ همان جریانی که امام شهید نیز در واپسین سخنرانیهای عمر شریف خود، دو مرتبه بر آن تصریح کرد.رسوا کردن و پس زدن این جریان ـ بنا به دلایلی مفصل که اینجا مجالش نیست ـ همواره کارویژه امت است؛ امتی که باید نفاقشناس باشد. امام جامعه مرزها و اصول را پررنگ میکند و امت، مصداقیابی میکند؛ ولو همیشه بهصورت عریان فریاد نزند.فتنه منتظری در زمان امامِ اولِ انقلاب، پس از آن تلاش برای مادامالعمر کردن ریاستجمهوری رفسنجانی با حمایت صنف کلیدسازان، فتنه ۸۸ و... همه از مصادیق غلیظ شدن جریان کودتا و وارد میدان شدن آن است؛ این فتنه تا زمانی که نفاق زمینه اجتماعی دارد، به زیست انگلی خود در زمین مستعد ادامه خواهد داد.اما چرا تا امروز موفق به نهایی کردن این پروژه نشده است؟کودتا در شکل کلاسیک و شناختهشده خود معمولاً توسط نظامیان اتفاق میافتد؛ اما در جمهوری اسلامی، بهخاطر وجود نیروی نظامیِ باورمند و معتقد، و امکان همراه شدن را ماهیتاً ندارند.دشمن در دو جنگ اخیر تلاش کرد با حذف فرماندهان، به خیال خام این ظرفیت را ایجاد کند؛ اما انشاءالله شتر در خواب بیند پنبهدانه... چراکه نیروهای مسلح، نه فقط در رده فرماندهان ارشد، بلکه در سراسر بدنه و تا پایینترین سطوح، از این حیث نفوذناپذیرند.سد دیگر، وجود هسته سخت طرفداران نظام است که چنین امکانی را تا امروز از این جریان سلب کرده است؛ و تلاشهای ناکام این روزها برای جمع کردن تجمعات در همین راستاست.فلذا کودتا در نظامات دینی، و خصوصاً جمهوری اسلامی، کیفیتی متفاوت دارد و بیشتر به «کودتای نرم» شناخته میشود؛ کودتایی که با تغییر ذائقهها، باورها، روندها، نهادها و ایجاد فتنههای اجتماعی، به دنبال تقویت خود و تضعیف اصل نظام است؛ هرچند در مواقع جنگ، از نیروی خارجی نیز بهصورت پنهانی یارگیری میکند و به وقتش اگر فرصت یابد سخت هم عمل خواهد کرد.دو نکته در جمعبندی:🔹 ۱. ما گرگ باراندیدهایم. این واقعیتِ کودتا ـ که نباید آن را انکار کرد ـ ما را به لرزه نمیاندازد؛ اما باید با تمام توان، هوشیار و فعالانه در میدان وقایع و موضعگیریها حاضر بود و این تلاشهای خبیثانه را هر دم خنثی کرد.🔹 ۲. کودتا اگرچه تا امروز موفق به اتمام پروژه خود نشده و انشاءالله نخواهد شد، اما آثار مخرب و خانمانسوز آن، عرصههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... را به عنوان زمین بازی خود مدام مینگذاری کرده و میکند.✍🏻 مَهدی اخلاقی