سمفونی شعر مولانا#علیرضا_قربانی#هوشنگ_کامکار#صبا_کمالی❑ @Hoseini_Pr
انتشار: 2026/07/29 15:35 UTCدریافت: 2026/08/15 03:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:10 UTC
سمفونی شعر مولانا#علیرضا_قربانی#هوشنگ_کامکار#صبا_کمالی❑ @Hoseini_Pr
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — باژگوننِوِشت
❑ بر آنم که زندگی کنمپیش از آنکه واپسین نفس را برآرمپیش از آنکه پرده فرو افتدپیش از پژمردن آخرین گلبر آنم که زندگی کنمبر آنم که عشق بورزمبر آنم که باشمدر این جهان ظلمانیدر این روزگار سرشار از فجایعدر این دنیای پر از کینهنزد کسانی که نیازمند منندکسانی که نیازمند ایشانمکسانی که ستایشانگیزندتا دریابمشگفتی کنمبازشناسمکهامکه میتوانم باشمکه میخواهم باشم؟تا روزها بیثمر نماندساعتها جان یابدلحظهها گرانبار شودهنگامیکه میخندمهنگامیکه میگریمهنگامیکه لب فرو میبندمدر سفرم به سوی توبه سوی خودبه سوی خداکه راهیست ناشناختهپُر خارناهموارراهی که باری در آن گام میگذارمکه قدم نهادهامو سر بازگشت ندارمبیآنکه دیده باشم شکوفایی گلها رابیآنکه شنیده باشم خروش رودها رابیآنکه به شگفت درآیم از زیبایی حیاتاکنون مرگ میتواند فراز آیداکنون میتوانم به راه افتماکنون میتوانم بگویم که زندگی کردهام.■ شاعر: #مارگوت_بیکل ترجمهٔ #احمد_شاملو❑ @Hoseini_Pr
❑ ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺘﯽ: «ﺑﺪﺭ ﭘﺮﺩﻩ!» ﺩﺭﯾﺪﻡ ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺘﯽ: «ﻗﺪﺡ ﺑﺸﮑﻦ!» ﺷﮑﺴﺘﻢ ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺘﯽ: «ﺑﺒﺮ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﯾﺎﺭﺍﻥ!» ﺑﮑﻨﺪﻡ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺩﻝ، ﺩﺭ ﺗﻮ ﺑﺴﺘﻢ❑ بداههخوانی در اصفهانسرآغاز کنسرت خداوندان اسرارآواز: #همایون_شجریانتنبور: #سهراب_پورناظریشعر: #مولانا❑ @Hoseini_Pr
❑ یکی از غم انگیزترین درسهای تاریخ این است که اگر ما بهقدر کافی فریب خورده باشیم، تمایل به رد هرگونه شواهد مربوط به این فریب خوردگی را خواهیم داشت. و دیگر علاقهای به یافتن حقیقت از خود نشان نمیدهیم.«فریب خوردگی اسیرمان کرده است»خیلی ساده؛ برایمان دردناک است که حتی پیش خودمان اعتراف کنیم که فریب خوردهایم.#کارل_ساگان❑ @Hoseini_Pr
مدار چشم امید از چراغدار سپهرسیاهگوشهٔ زندان، چه جای مهتاب است؟#هوشنگ_ابتهاج❑ زیبایی قلم استاد #محمد_راستی و صدای دلنشین استاد #محمدرضا_شجریان❑ منبع:@rasti_mohamad❑ @Hoseini_Pr
میرکمندی و شعر مولانا❑ میرکمندی مردی بطین و دعوتخواره بود؛ از ظرفایِ مشهور هرات و به پُرخوردن شهرتی داشت تا غایتی که او را به مرض جوع نسبت میکردند. روزی فقیر به تقریبی از او پرسیدم که شما از بزرگان شعرا کدام را اعتقاد دارید؟ و نظم کدام بزرگ را بیشتر یاد دارید؟ گفت مرا شعر هیچ کس چنان خوش نیامده و نمیآید که شعر مولانا جلالالدین رومی و مدت شصت سال است که غیر از مثنوی و غزل مولانا نخواندهام و یاد نگرفته. گفتم: چند هزار بیت از غزل و مثنوی مولانا یاد دارید؟ گفت: از تمامت دیوان مولانا یک بیت و از تمامت مثنوی نیز یک بیت. گفتم آن کدام است: گفت: بیت دیوان این که:کوه بُوَد نوالهام، بحر بُوَد پیالهامهر دو جهان چو لقمهای، هست درین دهان من!و بیت مثنوی این که:چونکه لقمه میشود در تو گوهردم مزن چندانکه بتوانی بخور!▪️لطائف الطوائف: مولانا فخرالدین علی صفی، به سعی و اهتمام احمد گلچین معانی، نشر اقبال، ص ۳۵۴.❑ خدا کند ما هم مثنوی را چنان نخوانیم که جناب میرکمندیِ دعوتخواره میخوانده! ببینید طرف چقدر آدم باحالی بوده که به گفتهٔ خودش شصت سال مثنوی و غزل مولانا میخوانده اما از همهٔ دیوان و تمام مثنوی، تنها دو بیت را به خاطر سپرده که ظاهراً مربوط به لقمه و حوائج شکم است. این حکایت البته طنز است. با این حال، واقعیتی را در خود دارد. ما معمولا مطابق عادات و ذوق و سلیقهٔ ذهنیمان سراغ متنها میرویم. متنها را اغلب نه برای فهم درست زبان آن و راه یافتن به جهان ویژهای که خلق کرده، بلکه بر اساس یک سلسله پنداشتها و پیشفرضها میخوانیم. برای تأیید باورهایی که درست نمیدانیم از چه زمانی و از سوی چه کسانی در ما شکل گرفته است.❑ @Hoseini_Pr
❑ نقل است که خاقانی روزی به مجلسی دعوت می شود.صاحبان مجلس که قدر و قیمت شاعر را نمی شناختند، او را در پایین مجلس مینشانند. همین امر سبب رنجش شاعر شده و این قطعه را میسراید:کارکرد جهان دون عجب استهمه سوگ است و نام او طرب استوآنکه نادان، ستور او به تک استوانکه دانا، کمیت او عقب استگر فروتر نشست خاقانیچه کند؟ روزگار بی ادب است!«قل هو الله» نیز در قرآنزیر «تبت یدا ابی لهب» است!#خاقانی❑ @Hoseini_Pr