❁﷽❁ ❣️✨✨✨✨✨⭐️🍃✨🍂🌺✨ 🔸السَّلَامُ عَلَی عَبْدِاللهِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی الزَّكِی🔸کیست این طفل ها…
انتشار: 2026/06/19 04:57 UTC
❁﷽❁ ❣️✨✨✨✨✨⭐️🍃✨🍂🌺✨ 🔸السَّلَامُ عَلَی عَبْدِاللهِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی الزَّكِی🔸کیست این طفل های و هوی حسنآخرین برگِ آرزوی حسنهر زمان شانه میزدش زینببینِ آن شانه بود موی حسنتاکه عباس روبرویش بودتو بگو بود روبروی حسنمانده است تا به قدرِ همتّ خودکه نگهدارد آبروی حسنبچههای حسن همه شیراندکربلا داشت شش سبوی حسنوقت دیدارِ او میان حرمچقدر میرسید بوی حسنیاکریمِ سرایِ زهرا بودسومین مجتبای زهرا بودبسکه پُر دیده جایِ بابا راکه ندارد هوای بابا رایازده سال میشنیده فقط...از عمویش صدای بابا راروی دوش حسین میدیدهپنج نوبت ردای بابا راسالها هم مواظبش بودندنشنود ماجرای بابا راسالها دیده بود ماهِ صفرسالگردِ عزای بابا راقاسمش گفته بود در گوشش:دیدهام ردِّ پای بابا رادر رگش خون جاریِ حسن استآخرین یادگاری حسن استاین پسر نازِ پنج تَن داردهم حسین است هم حسن داردچشمِ بَد دور چون امیرِ جملهوسِ جنگ تَن به تَن داردحرف او حرف ساختن نیستجگرش بوی سوختن داردنیتاش را حسین میدانستکه بجای زره کفن دارددید با بالِ جبرئیلیِ خودبا عمو میلِ پَر زدن داردقامت او به قدِ شمشیر استسپر از دست در بدن داردخواهرم نور عین ، عبدله استحسن ابن حسین ، عبدله استجایِ آن نیست استخاره کندبا سرانگشت هِی اشاره کندیا که باید نماند و برودیا بمیرد فقط نظاره کندعمه محکم گرفته بازویشآستین را کشید پاره کندقدر انبوهِ زخمهای عموستنَفسَش را اگر شماره کندناگهان در میان آن برزخقبل آنکه جگر شراره کنددستِ او را کشید بابایشپدرش آمده که چاره کندمیدود حال یک نفس به شتاباّجتمع عِدَةًُ مِن الاَعراب....دید یک دشت سر به سر جمع استدورِ او سی هزار ، سر جمع استبینِ گودال رویِ آن مظلومتیغ و سرنیزه و سپر جمع استدورِ آن شیب ازدحامی هستپای آن شیب بیشتر جمع استپیرمردان و ناجوانمرداناز حرامیِ خیره سر جمع استاز سنان و سهشعبه و از سنگاز عصا دشنه و تبر جمع استدید عمو را به هرطرف پخش استدید او را که مختصر جمع استعِدةًُ مِن جماعتِ الاَعرابمیزنندش چه بی حساب و کتابروی آن سینه تا به رو اُفتادسینه بر سینهی عمو اُفتادبیشتر غرق شد در آن آغوش طفل در اَبرِ آرزو اُفتادیازده بار زیرورو شد آهیازده بار زیر و رو اُفتادغرقِ ثاراله است عبدالله بین لشکر بگو مگو اُفتادحرمله آمد و در این دعوا نظرش زود بر گلو اُفتادعاقبت با عمو یکی شده بود آن گلو این گلو یکی شده بودحسن لطفی#مرثیه_عبدالله_بن_الحسن علیه السلام#شب_پنجم_محرم 🌴انتشار همراه با ذکرِ نامِ شاعر و ذکرِ یک صلوات هدیه بهحضرت حجه بن الحسن عج الله تعالی فرجه الشریف لطفاً✨✨🍃🌺✨⭐️🍂❣️✨✨✨✨╚════ ೋღ❤️ღೋ ════╝ مطالب کاربردی مداحی در تلگرام و ...👇👇👇@hulma_ir