❁﷽❁ ❣️✨✨✨✨✨⭐️🍃✨🍂🌺✨ 🔸السَّلَامُ عَلَى الْقَاسِمِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ...🔸نوجوانی که دلش مثل پ…
انتشار: 2026/06/20 00:16 UTC
❁﷽❁ ❣️✨✨✨✨✨⭐️🍃✨🍂🌺✨ 🔸السَّلَامُ عَلَى الْقَاسِمِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ...🔸نوجوانی که دلش مثل پدر دریا بود از تبار ادب و غیرت و خوبیها بود زلف آشفتة او غارت دلها میکرد پای تا سر حسن و حسن ز سر تا پا بود مرگ در ذائقهاش ناب تر از شهد عسل بسکه طوفنده و شیدایی و بی پروا بود سیزده ساله ولی مرد، که در عرصة رزم هیبت حیدریاش حیرت عاشورا بود کربلا حجله دیدار و اجل شاهد وصل جشن دامادی قاسم چقدر زیبا بود جای گل بر سر او ضربه ی شمشیر زدند بر سر نیزه به پهلوش زدن دعوا بودعاقبت زیر سم اسب گلابش کردند دامن دشت پر از عطر گل زهرا بود این طرف سوخته از رفتن او قلب عمو آن طرف منتظر آمدنش بابا بود به روی دست عمو پیکر او شد تشییع ذکر نوحه به حرم ناله ی واویلا بود آن که بیش از همه میسوخت در این سوگ بزرگ مادری بود که با داغ پسر تنها بود 🔹امیرالمومنین "علیه السلام" چه نگاه زیبایی به مرگ دارد، میفرماید : الموت عُرسُ المومن ، مرگ عروسی مومن است. رهایی از دنیایی که "سِجن المومن" است لذتی کمتر از عروسی ندارد لذا اولیای خدا برای مرگ لحظه شماری میکردند.مرگ اگر مرد است گو نزد من آی تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ🔸بی قرار تر از همه قاسم بن الحسن بود. کربلا را حجلة دیدار و شهادت را عروس وصل و تیر و سنگ و نیزهها را نقل شادی مجلس عروسی میدید. لذا وقتی از او سوال شد "کیف الموت عندک؟"بی درنگ پاسخ داد که "احلی من العسل... "مرگ از بی جگریهای تو چون زهر شده است تلخی باده این رطل گران این همه نیست 🔹از همه مهمتر این که روز عاشورا اولین شهید هم نبود که بگوییم زخم شمشیر و نیزه ندیده و فقط رجزی خوانده بلکه پیکر اربا اربا علی اکبر را دیده بود و بدنهای قطعه قطعة شهدای کربلا را در خیمة دارالحرب مشاهده کرده بود. اینکه یک نوجوان سیزده ساله با قدمهای استوار و آگاهی از سختی راهی که انتخاب کرده از امامش اجازه نبرد میخواهد نشان از معرفت بالای او به شهادت دارد مقابل عموجانش حسین ایستاد و شروع کرد به دلبری کردن میداند که برای عمو سخت است که به او اجازة میدان بدهد.عمو رخصتم ده فدایت شوم شهید ره کربلایت شوم منم دست پرورد عباس تو پر از غیرت و شور و احساس تو منم وارث شیر سرخ جمل مرا مرگ شیرین تر است از عسل بده رخصتم شور و عزمم ببین در این عرصة تیغ ، رزمم ببین ببین تیغ مثل پدر میزنم به یک ضربه صد دست و سر میزنم مگر مرده باشم که تنها شوی و بی سر در این دشت و صحرا شودتو را جان زهرا دلم شاد کن یتیم حسن را تو داماد کن آن قدر زیبا سخن گفت که دل مولایش حسین را برد. دوید و عموجانش را در آغوش گرفت و هر دو گریستند تا "فَغُشی علیهما" بیهوش شدند. بی بی زینب آمد مخدرات حرم دور این دو دلداده حلقه بستهاند. زره برای سرباز سیزده ساله در حرم پیدا نشد. جوشنش نیمی از عمامه حسین و نیم دیگر کلاه خود قاسم شد.به تن جامة رزم پوشید و رفت و چون شیر غران خروشید و رفتچه زیبا رجز خواند گاه سخن که اینک منم قاسم ابن الحسناگر یادتان هست صفین، جمل حسن را، همان صولت بی بدل! به رگهای من خون او جاری است دم تیغ من مثل او کاری استمرامم حسینی امامم حسین سخن بس، که ختم کلامم حسین 🔹برای خودش یلی شده بود. از میمنه به میسره میزد ضربههایش آن چنان کاری که همه از دم تیغش فراری بودند. چاره ای نداشتند جز این که در محاصره سنگ و نیزه و تیربارانش کنند👈این کار را برای دو نفر دیگر هم قبل از او انجام داده بودند، حر بن یزید ریاحی و عابس شاکری ، 35 تیر بر بدنش خورده بود که افتاد. 🔹یک سلام دارد امام زمان در زیارت ناحیة مقدسه که "السلام علی الصدر المرضوض، سلام من بر استخوانهای سینه ای که زیر سم اسبها کوبیده شد"🔸برای تمام شهدا یکبار اما برای قاسم این قصه دوبار اتفاق افتاد. دفعه اولش هنوز جان داشت که زیر سم اسبها لگدکوب شد. در کنار خیمهها قاسم عموجانش را در آغوش گرفت اما اینجا حسین قاسم را در آغوش گرفت. با این تفاوت که پای قاسم به زمین کشیده میشد. این از قامت خمیده حسین بوده یا قامت کشیده قاسم؟ والله اعلمکمیل کاشانی #مقتل_حضرت_قاسم علیه السلام#مرثیه_حضرت_قاسم_بن_الحسن علیه السلام#شب_ششم_محرم#آموزش_مداحی 🌴انتشار همراه با ذکرِ نامِ شاعر و ذکرِ یک صلوات هدیه بهحضرت حجه بن الحسن عج الله تعالی فرجه الشریف لطفاً✨✨🍃🌺✨⭐️🍂❣️✨✨✨✨╚════ ೋღ❤️ღೋ ════╝ مطالب کاربردی مداحی در تلگرام و ...👇👇👇@hulma_ir