دو روز پیش خواستم دربارهی قالیباف و شرایط موجود بنویسم، ولی ترجیح دادم موضوع را کمی اساسیتر باز…
انتشار: 2026/06/21 06:40 UTC
دو روز پیش خواستم دربارهی قالیباف و شرایط موجود بنویسم، ولی ترجیح دادم موضوع را کمی اساسیتر باز کنم. تلاش کردم از گمانهزنی به دور باشم و تنها شرایط موجود را جامع شرح دهم وهمچنین نگاهی به راهکارهایی موجود بیندازم.در آغاز نگاهی کنیم به گفتگوی همین چند شب پیش قالیباف که بهظاهر رو به مخاطب عام یا مردم گفت: «به من کمک کنید تصمیم درست بگیرم، اما اگر کمک نکنید، بیکار نمینشینم». روی سخنِ جمله نیز با مردم نیست، بلکه با هر کسی است که اکنون در ساختار فروپاشیدهی قدرت، خود را مدعی میبیند و میتواند رقیب او باشد. ترجمهی آن نیز این است ی با من همراه شوید یا حذف میشوید. همچنین خواست از خودش چهرهای تکنوکرات ترسیم کند و از آیندهی دو محوری که ایران و چین باشد گفت. در ماههای گذشته نیز تلاش کرد با توییتهایی چون «آینده از آنِ جنوب جهانی است» و نظم نوین، خود را همراه با شی جینپینگ نشان دهد و رخ عقاب بگیرد.نخست به آنچه گذشت مروری بیندازیم. بر سر راه قالیباف افراد زیادی بودند. از شخص خامنهای تا فرماندهان سپاه که راه او را برای گفتگوی مستقیم با آمریکا سد میکردند. همگی از سر راه کنار زده شدند تا راه برای او باز شود، آنهم با قدرتی بالاتر. چند روز پیش عزتالله یوسفیانملا، نمایندهی ادوار مجلس، با فرارو گفت قالیباف «فراتر از دولت و به نمایندگی از کل حاکمیت» مذاکره میکند و «وزارت امور خارجه تنها یکی از مجریان مذاکرات است و اصلِ مذاکرهکننده بالاتر از دولت قرار دارد». شاید این نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی باشد که مذاکره از سطح وزارت خارجه و شورای عالی امنیت ملی بیرون میرود و کسی چون رئیس مجلس مدیر آن میشود. یعنی عراقچی و دستگاه دیپلماسی بهصورت رسمی در حدِ کارمندِ قالیباف پایین آمدند و قالیباف تصمیمگیرِ بالای دولت شد.همانگونه که نوشتم، قالیباف خواست که خود را در میان آمریکا و چین قرار دهد. یکی از رخدادهایی که در این راستا صورت گرفت همین یک ماه پیش بود که قالیباف با پیشنهاد پوزیده و تأیید بقایای مجتبی (یا خودش در لباس مجتبی)، به سمت «نماینده ویژهی ایران در امور چین» منصوب شد، و حتی شبکهی دولتی چین (به نقل از ایسنا) او را معمار جدید مناسبات تهران و پکن نامید و اینکه سطح اختیارات قالیباف از همهی نمایندگان پیشین نیز بالاتر است.در همین گفتوگوی چند روز پیش نیز، قالیباف تلاش کرد به چهار میدان کشور اشاره کند که آنها را در دست گرفته: میدان نظامی، میدان مردم، میدان دیپلماسی، و میدان مذاکره. در واقع با مخاطبِ آمریکا و نوکرِ چین شدن، و قلادهی عرزشیها را در میدان در دست گرفتن و کنترل بخشی از سپاه، و اکنون ژست تکنوکرات و سازندگی، دیگر خودش را هرگز رئیس مجلس بهتنهایی نمیبیند. خود را قائممقام کل رژیم میبیند. چیزی که حتی سایتهای اصلاحطلب به آن بیپروا اشاره میکنند.حال کسی که اینهمه اهرم را یکجا جمع کرده و مستقیم میگوید اگر کمک نکنید خودم کار را پیش میبرم، هرگز خطابش به مردم نیست. به سپاه است، به رقبای درون بیت رهبری، به دیگر سرانی که آنها هم در خلأ پس از مرگ موشعلی، سودای قدرت و پر کردن جای خالی او را در سر دارند. در واقع قالیباف به همهی رقیبان میگوید که از من نمیتوانید جلو بزنید.عرزشیِ بیمغز حتی نمیپرسد چرا لاریجانی از سر راه برداشته شد؟علی لاریجانی نمایندهی ویژهی چین و کسی بود که توافق ۲۵ ساله را به نام خود زده بود. در واقع با کشته شدن او، افزون بر آمریکا، مسیر ارتباطی چین هم به دست قالیباف افتاد. قالیباف سراسر زندگیاش را یا با کشتار یا کنار زدن رقیبان پیش رفته است. نزدیک چهل سال در این ماشین کشتار بوده و خیلی تصادفی هر بار که رقیب یا مانعی کنار رفته، او نیز یک پله بالاتر رفته. در کوی دانشگاه ۷۸ یکی از امضاکنندگان نامهی تهدیدآمیز فرماندهان سپاه و از مجریان سرکوب بود، و از این راه سپس خود فرماندهی نیروی انتظامی شد. شغال طرقبه همواره در سمت سرکوبکننده ایستاده و با آن برای خود نردبان ساخته. در هر رویدادی دستش به خون مردم آلوده بوده است. همهی مسیرها را هم با حذف طی کرده، از فرماندهی نظامی به شهرداری و مجلس و اکنون به نفر اولی رسیده. برای بقای خود پس از این نیز هر کدام از رقیبها را که بخواهد حذف خواهد کرد.لاریجانی حتی پیشتر هم رقیب او بود؛ از انتخابات ۸۴ تا ۱۴۰۰ که گمان میکرد با پروندهی چین میتواند به ریاستجمهوری برسد، که رد صلاحیت شد (گویا خامنهای ترسِ بجایی از چین داشت).هنگامی که قالیباف میگوید «اگر کمک نکنید بیکار نمینشینم»، از دید نگارنده بیشتر تهدید است. همچنین این قالیبافی است که جای پایش کامل سفت نشده است.
