این مقاله Foreign affairs در مورد پیامدهای جنگ ایران جالبه. طولانیه ولی اگه دوست دارین از اثرات جن…
انتشار: 2026/06/21 10:02 UTC
این مقاله Foreign affairs در مورد پیامدهای جنگ ایران جالبه. طولانیه ولی اگه دوست دارین از اثرات جنگ در منطقه بدونین مفیده.بعد از فروپاشی شوروی، آمریکا نظم منطقهای خاورمیانه را طوری مدیریت میکرد که کشورهای خلیج فارس برای امنیتشان به واشنگتن وابسته باشند، تحریمها جلوی نفوذ ایران را بگیرد و روند عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل هم آرامآرام جلو برود. این وضعیت باعث میشد صادرات نفت پایدار بماند، نفوذ ایران و چین محدود شود و آمریکا نقش داور اصلی منطقه را داشته باشد. اما جنگ ایران این نظم را بیش از پیش فرسوده کرد.برای بسیاری از کشورهای منطقه، مشکل فقط این نبود که آمریکا نتوانست ایران را شکست قاطعانه بدهد؛ بلکه رفتار واشنگتن در طول جنگ هم از نظر آنها غیرقابل پیشبینی و متزلزل بود. همین موضوع اعتماد به آمریکا را به عنوان ضامن اصلی ثبات منطقه تضعیف کرد. در نتیجه کشورهای خاورمیانه بیشتر به سمت ساختن ائتلافهای مستقل رفتند.به گفته مقاله، حالا منطقه کمکم به دو بلوک اصلی تقسیم میشود. یک طرف «ائتلاف ابراهیمی» قرار دارد که اسرائیل و امارات محور آن هستند و آمریکا هم از آن حمایت میکند. این بلوک ریشه در توافقهای ابراهیم سال ۲۰۲۰ دارد و بر اساس نگرانی مشترک از ایران، همکاریهای امنیتی، فناوری و اقتصادی شکل گرفته است.در طرف دیگر، یک «ائتلاف اسلامی» در حال شکلگیری است که عربستان، ترکیه، پاکستان و تا حدی مصر ستونهای اصلی آن هستند. این کشورها هنوز با آمریکا همکاری امنیتی دارند، اما به دلیل نگرانی از اقدامات اسرائیل در غزه، کرانه باختری، سوریه، لبنان و حتی شاخ آفریقا، به یکدیگر نزدیکتر شدهاند.جنگ ایران باعث شد هر دو گروه به این نتیجه برسند که وابستگی بیش از حد به آمریکا میتواند خطرناک باشد. یکی از مقامهای منطقه به نویسندگان گفته: «دورانی که یک تماس تلفنی از واشنگتن میآمد و ما فوری اجرا میکردیم تمام شده. ما دیگر نمیخواهیم یک دولت تابع آمریکا باشیم؛ شریک هستیم، حتی اگر شریک کوچکتر.»در همین حال چین از این تغییرات سود میبرد. پکن بدون اینکه مسئولیت سنگین تأمین امنیت منطقه را برعهده بگیرد، نفوذش را از طریق تجارت، سرمایهگذاری، فناوری و میانجیگری گسترش میدهد. هند و پاکستان هم تلاش میکنند نقش پررنگتری در منطقه پیدا کنند.مقاله توضیح میدهد که شکاف میان عربستان و امارات هم در سالهای اخیر عمیقتر شده است. دو کشوری که زمانی بسیار نزدیک بودند، حالا در مسائل اقتصادی و ژئوپولیتیکی رقابت میکنند. نقطه عطف این اختلاف، حمله اسرائیل به قطر در سال ۲۰۲۵ بود؛ حملهای که به کشته شدن نیروهای امنیتی قطر و اعضای تیم مذاکرهکننده حماس منجر شد. از دید عربستان، این اتفاق نشان داد که اسرائیل هم میتواند به اندازه ایران عامل بیثباتی باشد و آمریکا هم حاضر نیست جلوی آن را بگیرد.کمی بعد عربستان با پاکستان یک پیمان دفاعی امضا کرد و حتی به دنبال همکاریهای نظامی گستردهتر با ترکیه، مصر و سومالی رفت. در مقابل، امارات نتیجه متفاوتی گرفت. از نگاه ابوظبی، جنگ نشان داد که اسرائیل قابلاعتمادترین شریک امنیتی منطقه است، چون هنگام حملات موشکی و پهپادی ایران، اسرائیل سریعاً برای کمک وارد عمل شد. به همین دلیل امارات همکاری نظامی و اطلاعاتی خود با اسرائیل و آمریکا را بیشتر کرده است.با وجود این اختلافها، هر دو اردوگاه یک نکته مشترک دارند: هر دو ایران را تهدیدی جدی میدانند و معتقدند توافق پایان جنگ، مشکل اصلی را حل نکرده است. آنها نگرانند که آمریکا بیش از حد روی باز شدن تنگه هرمز و پرونده هستهای تمرکز کرده و به موشکها، پهپادها و شبکه نیروهای متحد ایران در منطقه توجه کافی ندارد.اما اختلاف اصلی اینجاست که عربستان و متحدانش میخواهند با ترکیبی از بازدارندگی، مذاکره و مدیریت تنش، رابطهای قابلکنترل با ایران ایجاد کنند. در مقابل، اسرائیل و امارات معتقدند جمهوری اسلامی تهدیدی دائمی است و باید با آن مقابله مستمر کرد.موضوع دیگر جایگاه اسرائیل در نظم آینده خاورمیانه است. امارات اسرائیل را بخشی ضروری از ساختار امنیتی آینده منطقه میبیند، اما عربستان، ترکیه و متحدانشان نگران قدرت فزاینده اسرائیل هستند. جنگ غزه، بحران فلسطین و گسترش حضور نظامی اسرائیل در لبنان و سوریه باعث شده عادیسازی روابط با اسرائیل برای بسیاری از دولتهای عربی از نظر سیاسی دشوارتر شود.t.me/joinchat/P2O8HgaFgjvAKO0e@hydroforum ☔
