*🔳 «سایه به سایه با کاروان حسین ع»▫️قسمت دهم: ده پرده از روز عاشورا | پرده پنجم: «منِ او»🖊حمیدرضا ط…
انتشار: 2026/06/30 10:05 UTC
*🔳 «سایه به سایه با کاروان حسین ع»▫️قسمت دهم: ده پرده از روز عاشورا | پرده پنجم: «منِ او»🖊حمیدرضا طالقانی *حضرت عباس(ع) پس از شکستن حلقه محاصره دشمن، خود را به شریعه فرات رساند. دستانش را از آب زلال پر کرد تا جرعهای بنوشد و سوز عطش چندین روزه را فرو نشاند؛ اما همین که آب را به لبان خویش نزدیک ساخت، ناگهان تشنگی حسین(ع)، لبهای خشکیده کودکان خیمهها و نالههای جانسوز «العطش» در خاطرش زنده شد. دست از آب کشید، آن را بر زمین ریخت و خطاب به نفس خویش فرمود:«یا نَفسُ مِن بَعدِ الحُسَینِ هُونی، وَ بَعدَهُ لا کُنتِ أن تَکونی...»*«ای نفس! پس از حسین، زنده ماندنت چه ارزشی دارد؟ * حسین(ع) در آستانه شهادت و تشنهکام است و تو میخواهی آب گوارا بنوشی؟! به خدا سوگند، این هرگز با آیین وفاداری سازگار نیست.»آنگاه مشک را از آب پر کرد و با لبانی تشنه، فرات را پشت سر گذاشت؛ زیرا مقصد او سیراب شدن نبود، بلکه سیراب کردن امام و کودکان حرم بود.در نگاه اهل معرفت، این صحنه تنها یک حماسه تاریخی یا جلوهای از ایثار نیست؛ بلکه تجلی بلندترین مرتبه بندگی و عشق است. عباس(ع) در کنار فرات، از آب نگذشت؛ از خویشتن گذشت. بزرگترین خواهش طبیعی انسان را زیر پا گذاشت تا خواست محبوب را بر خواهش نفس مقدم بدارد. *این همان مقامی است که عاشق، «من» را قربانی «او» میکند و اراده خویش را در اراده محبوب فانی میبیند.*از همین رو، برخی عارفان، حوادث پس از آن را تنها گزارش یک نبرد نمیدانند؛ بلکه آن را رمزی از سلوک عاشقانه تفسیر کردهاند. دستی که تا آب پیش رفت، در راه وفاداری از پیکر جدا شد؛ و چشمی که موجهای فرات را دیده بود، تیر دشمن را به جان خرید. گویی عباس(ع) میخواست در احرام عشق، هر آنچه رنگ تعلق به خویشتن دارد، یکبهیک قربانی شود تا هیچ نشانی جز وفاداری مطلق به امام در وجودش باقی نماند.در این نگاه، قطع شدن دستها و مجروح شدن چشمها تنها مصیبتهای میدان نبرد نیست؛ مناسک عاشقی است. همانگونه که حاجی در پایان حج، با قربانی کردن، بندگی خویش را کامل میکند، عباس(ع) نیز حج عشق را با تقدیم دستها، چشمها و سرانجام جان خویش به کمال رساند.حسان چه لطیف این حقیقت را در قالب شعر به تصویر کشیده است:کربلا کعبهٔ عشق است و من اندر احرامشد در این قبلهٔ عشاق دو تا تقصیرمدست من خورد به آبی که نصیب تو نشدچشم من داد از آن آبِ روان تصویرمباید این دیده و این دست دهم قربانیتا که تکمیل شود حجّ من و تقدیرمشاید راز ماندگاری عباس(ع) نیز همین باشد؛ او سقای تشنگان شد، چون پیش از آن، تشنگی خویش را قربانی کرد. هر کس از خود بگذرد، به محبوب میرسد؛ و عباس(ع) در کنار فرات، با نیاشامیدن جرعهای آب، دریایی از معرفت و وفاداری را برای همیشه در تاریخ جاری ساخت.*منابع*- المنتخب،(طریحی)، ص۳۰۷.- ای اشکها بریزید (دیوان حسان)، ۱۳۶۳ش، ص۲۱۰.┄┅══✧❁🇮🇷❁✧══┅┄ ble.ir/nam_tums┄┅══✧❁🇮🇷❁✧══┅┄#نهاد_رهبری_دانشگاه_علوم_پزشکی_ازاد_اسلامی_تهران




