باید برخاست...سال ۱۳۶۸ بود؛ آسمان ایلام میگریست و باران، خیابانهای شهر را شستوشو میداد. در نخست…
انتشار: 2026/07/02 08:25 UTC
باید برخاست...سال ۱۳۶۸ بود؛ آسمان ایلام میگریست و باران، خیابانهای شهر را شستوشو میداد. در نخستین سفر شما به استان، پس از انتخاب به رهبری، در مسجد امیرالمؤمنین(ع)، در میان ازدحام عاشقان، افتخار یافتم دستانتان را ببوسم. آن لحظه، برای من تنها بوسیدن یک دست نبود؛ بوسیدن دستهای مردی بود که امید و استقامت را در دل یک ملت زنده میکرد.امروز، سالها از آن روز بارانی گذشته است...این بار نه برای استقبال، که برای بدرقه آمدهام؛ نه برای بوسیدن آن دستهای مهربان، بلکه برای وداع با رهبر شهیدی که دستانش تا آخرین لحظه، گرهکرده بر عهد، ایمان و عزت این سرزمین ماند.میگویند در فراق باید گریست؛ اما شما به ما آموختید که باید برخاست.باید برخاست؛ با همان مشتهای گرهکرده که نماد ایستادگی، غیرت و وفاداریاند. باید برخاست تا نگذاریم اندوه، ارادهمان را در هم بشکند. باید برخاست تا راه مردانی که جان خود را فدای ایران، اسلام و مردم کردند، ادامه یابد.امروز با چشمانی اشکبار، اما با قامتی استوار، با شما وداع میکنم. خاطره آن روز بارانی، بوسه بر دستانتان و این بدرقه باشکوه، برای همیشه در قلبم حک خواهد شد.خداحافظ، ای رهبر شهید...باید برخاست؛با اشک در چشم،با داغ در دل،و با مشتی گرهکرده که عهد میبندد راهت هرگز بر زمین نخواهد ماند.#باید_برخواست👇👇👇@ilamhonarihttps://t.me/ilamjournalistsروابط عمومی ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ایلام


