#لیلة_المبيتیاعلی پس وقتی آیه غار نازل میشد تو کجا بودی؟رضی در خصائص آورده است که روزی ابن الکواء م…
انتشار: 2026/08/14 11:18 UTCدریافت: 2026/08/15 11:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 11:12 UTC
#لیلة_المبيتیاعلی پس وقتی آیه غار نازل میشد تو کجا بودی؟رضی در خصائص آورده است که روزی ابن الکواء ملعون، به امیرالمؤمنین جسارت کرد که: «تو کجا بودی وقتی خداوند رسولش را با ابابکر یاد کرد و فرمود «ثانِيَ اِثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي اَلْغٰارِ..»؟امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: وای بر توی ای ابنالکواء، من در بستر رسول خدا بودم. ملحفهی آن بزرگوار را بر روی خویش انداخته بودم [تا گمان کنند پیامبر در خانه است]. قریش به سویم آمدند. در دست هر کدامشان یک گرز سنگین بود پر از خارها و سیخهای گران. وقتی دیدند پیامبر در خانه نیست، به جانم افتادند، با آنچه در دست داشتند آنقدر بر بدنم کوبیدند که همه پیکرم پر از زخم و کبودی شد. هر کبودی به اندازهی یک تخممرغ ورم کرده بود. بعد مرا با خودشان بردند. میخواستند مرا بکشند! یکی از آنها گفت: امشب او را نکشید قدری مهلت بدهید تا محمد را بیابیم. بعد مرا با زنجیر آهنی بستند. در خانهای زندانیام کردند و در خانه را با قفل و زنجیر محکم بستند تا خیالشان راحت شود. در آن لحظات دشوار، صدایی شنیدم که میگفت: «یا علی»! با شنیدن صدا دردهایم آرام شد، تورم بدنم خوابید. بعد صدایی دیگر شنیدم که گفت: «یا علی» و ناگهان زنجیر آهنی از پایم باز شد. صدای «یا علی» دیگری شنیدم، در هم باز شد. برخاستم و از زندانشان به آرامی خارج شدم و دیدم یک نگهبان سالخورده کمبینایی برای محافظت از زندان من گماشته بودند اما از شدت خوابآلودگی رفتنم را نفهمید.#فضائل_امیرالمومنین
