🔻آن‌سوی جنگ، این‌سوی زندگی🔸جنگ تنها در لحظه اصابت موشک و انفجار معنا پیدا نمی‌کند؛ جنگ بسیار پیش‌تر آغاز می‌شود، آن‌جا که امکان دیدن دیگری کاهش می‌یابد، زبان گفت‌وگو جای خود را به زبان حذف می‌دهد و میدان‌های مشترک زندگی، یکی پس از دیگری، کوچک‌تر می‌شوند. تجربه کنشگری اجتماعی به ما یادآوری می‌کند که هیچ جامعه‌ای یک‌باره به وضعیت جنگی نمی‌رسد؛ جنگ، اغلب پایان یک روند طولانی از محدود شدن عرصه‌های میانجی، فرسایش اعتماد عمومی و تضعیف نهادهایی است که میان انسان‌ها پیوند برقرار می‌کنند.🔹سال‌ها پیش، در روزهایی که هنوز امکان کنشگری مدنی گسترده‌تر بود، در جمعیت امام علی(ع) و در «لیگ پرشین» تجربه‌ای شکل می‌گرفت که شاید امروز بیش از هر زمان دیگری معنای خود را آشکار کرده است. صدها کودک از دورترین نقاط ایران، از سیستان و بلوچستان تا بوشهر، اهواز و دیگر شهرهای جنوب، کنار کودکانی از استان‌های دیگر ایران، بر مستطیل سبز فوتبال می‌دویدند؛ اما آنچه ساخته می‌شد تنها مسابقه ورزشی نبود. آن زمین سبز، میدان تمرین همزیستی بود؛ جایی که تفاوت‌های قومی، مذهبی، زبانی و جغرافیایی بخشی از زیبایی باهم‌بودن محسوب می‌شد. آنجا سرمایه اجتماعی تولید می‌شد؛  سرمایه‌ای که در روزهای بحران، بیش از پیش به کار جامعه می‌آید.🔸کنشگری اجتماعی، در معنای اصیل خود، تلاشی است برای گسترش همین میدان‌های مشترک؛ برای آنکه انسان‌ها پیش از آنکه نماینده یک قوم، مذهب، منطقه یا گرایش سیاسی باشند، یکدیگر را به عنوان انسان ببینند. اما سال‌هاست که این میدان‌ها کوچک‌تر شده‌اند. عرصه فعالیت نهادهای مدنی محدودتر، امکان سازمان‌یابی اجتماعی دشوارتر و ظرفیت گفت‌وگوی عمومی فرسوده‌تر شده است. هرچه این نهادهای میانجی ضعیف‌تر شوند، جامعه بیش از پیش در معرض دوگانه‌های تند، سوءظن متقابل و روایت‌های تقابلی قرار می‌گیرد.🔹امروز که جنوب ایران روزهای دشوار و پراضطرابی را پشت سر می‌گذارد نگرانی ما برای انسان‌هایی است که دست‌هایشان را در همان زمین‌های بازی فشرده بودیم، برای خانواده‌هایی که با آنان نان خوردیم، خندیدیم و آرزوهایشان را شنیدیم. وقتی از بوشهر، خوزستان، هرمزگان یا سیستان و بلوچستان سخن می‌گوییم، برای بسیاری از کنشگران اجتماعی، این‌ها فقط نام استان‌ها نیستند؛ چهره کودکانی هستند که امروز شاید خودشان پدر و مادر شده‌اند و اکنون در دل همان جغرافیا با اضطراب، ناامنی و آینده‌ای نامطمئن زندگی می‌کنند.🔸شاید امروز بیش از هر زمان دیگری باید از ارزش نهادهای مدنی، فعالیت‌های داوطلبانه و میدان‌های مشترک زندگی سخن گفت؛ از سر یک ضرورت اجتماعی. اگر روزی صدای خنده کودکان بر مستطیل سبز، فاصله میان سیستان و بلوچستان و تهران، بوشهر و گرگان، اهواز و مشهد را کوتاه می‌کرد، امروز نیز راه گذر از چرخه نفرت و خشونت در احیای همان میدان‌هایی است که انسان‌ها را دوباره به یکدیگر پیوند می‌دهند.🔹در نهایت، شاید مهم‌ترین وظیفه کنشگر اجتماعی در روزگار جنگ حفاظت از حافظه مشترک جامعه باشد؛ یادآوری اینکه پیش از هر مرز و هر اختلافی، ما مردمانی هستیم که توانسته‌ایم کنار یکدیگر زندگی کنیم، برای کودکان دغدغه‌مند باشیم و آینده‌ای مشترک را تصور کنیم.🆔@imamalisocietyhttps://i.postimg.cc/NF5hkdx8/image.png