🔴 صعود مجدد بیتکوین 👈 بیتکوین بار دیگر سطح 65 هزار دلاری را فتح کرد و قیمت این دارایی دیجیتال با…
انتشار: 2026/06/23 03:32 UTC
🔴 صعود مجدد بیتکوین 👈 بیتکوین بار دیگر سطح 65 هزار دلاری را فتح کرد و قیمت این دارایی دیجیتال با جهش همراه شد و در نتیجه 50 میلیارد دلار به ارزش بازار آن افزوده شد.#ارزمجازی #بازارسرمایه @industromy
پستهای تلگرام — صنعت و اقتصاد
🔴 از دولت رانتی-توزیعی تا سرمایهداری خویشاوندی👈 درس سوریه برای ایران✍ آرش رئیسینژاد در بحث درباره زمینههای اقتصادی بحران سوریه، معمولاً دو روایت مطرح میشود: یک روایت، اقتصاد دولتمحور بعثی، یارانههای گسترده، بنگاههای ناکارآمد و فساد بوروکراتیک را عامل اصلی میداند؛ روایت دیگر، اصلاحات بازارگرایانه دوره بشار اسد، کاهش حمایتهای اجتماعی و گسترش بخش خصوصی را برجسته میکند. اما تجربه سوریه را نمیتوان صرفاً با دوگانه سوسیالیسم یا نئولیبرالیسم توضیح داد. مسئله اصلی را باید در تغییر نهادی ناقص جستوجو کرد: سوریه نه دولت رانتی-توزیعی سابق را حفظ کرد و نه توانست به یک اقتصاد بازار رقابتی و نهادمند گذار کند؛ بلکه به نوعی سرمایهداری خویشاوندی اقتدارگرا رسید.در دوره حافظ اسد، دولت بر نوعی قرارداد اجتماعی نانوشته استوار بود. در مقابل محدودیت رقابت سیاسی، دولت از طریق اشتغال عمومی، یارانه انرژی و مواد غذایی، حمایت از کشاورزی و ارائه خدمات عمومی بخشی از منابع را میان گروههای مختلف جامعه توزیع میکرد. این ساختار، با وجود ناکارآمدی و فساد، به رژیم امکان میداد ائتلاف اجتماعی نسبتاً گستردهای ایجاد کند. اما کاهش درآمدهای نفتی و افزایش فشارهای مالی و جمعیتی، ادامه این الگوی توزیعی را دشوار کرد.با روی کار آمدن بشار اسد، اصلاحات اقتصادی سرعت گرفت. بانکهای خصوصی توسعه یافتند، تجارت و سرمایهگذاری آزادتر شد و گذار به «اقتصاد بازار اجتماعی» در دستور کار قرار گرفت. مشکل این بود که اصلاح اقتصادی از اصلاح قواعد توزیع قدرت جلو افتاد. مالکیت خصوصی گسترش یافت، بدون آنکه حاکمیت قانون به همان اندازه تقویت شود؛ بانکهای خصوصی ایجاد شدند، بدون آنکه دسترسی به اعتبار کاملاً از روابط سیاسی مستقل شود؛ و تجارت آزادتر شد، در حالی که فرصتهای اقتصادی همچنان بهطور نامتوازن در اختیار شبکههای نزدیک به قدرت قرار میگرفت. در نتیجه، بازار گسترش یافت، اما نهادهای بازار به همان اندازه توسعه پیدا نکردند.نمونه روشن این ناهماهنگی، اصلاح یارانههای سوخت در سال ۲۰۰۸ بود. افزایش قیمت بنزین و بهویژه دیزل از منظر کاهش فشار مالی بر دولت قابل فهم بود، اما اصلاح قیمتها سریعتر از ایجاد نهادهای جبرانی و فرصتهای تولیدی پیش رفت. دولت بخشی از حمایتهای گذشته را کاهش داد، بدون آنکه شبکه ایمنی اجتماعی مؤثر، اشتغال مولد و یک بخش خصوصی مستقل بتوانند بهسرعت جایگزین آن شوند. بنابراین بخشی از جامعه هزینه اصلاحات را تحمل کرد، در حالی که منافع فرصتهای جدید اقتصادی بهطور نامتناسب در اختیار گروههای برخوردار قرار گرفت.در واقع، سوریه قبل از اصلاحات دارای رانت بود و بعد از اصلاحات نیز رانت داشت؛ آنچه تغییر کرد مکانیزم توزیع رانت بود. در نظم قدیم، بخش مهمی از رانت از طریق دولت، یارانه، اشتغال عمومی، حمایت از کشاورزی و خدمات عمومی میان گروههای گستردهتری توزیع میشد. در نظم جدید، سهم بیشتری از فرصتهای اقتصادی از طریق شبکههای پیوندخورده با قدرت توزیع شد. بنابراین آزادسازی الزاماً رانتجویی را از بین نبرد؛ بلکه در مواردی آن را خصوصیتر و متمرکزتر کرد. همزمان، ظرفیت توزیعی دولت کاهش یافت، در حالی که انحصار سیاسی و ظرفیت قهری آن باقی ماند. در نتیجه، هرچه توان حکومت برای حفظ ائتلاف اجتماعی از طریق توزیع منابع کمتر شد، وزن ابزارهای کنترل در حفظ نظم سیاسی افزایش یافت.از منظر نهادی، مسئله اصلی همین فاصله میان تضعیف نظم قدیم و ساختهشدن نظم جدید بود. سازوکارهای توزیعی پیشین تضعیف شدند، اما نهادهایی مانند رقابت واقعی، تأمین اجتماعی مؤثر، دسترسی برابر به اعتبار، حقوق مالکیت امن و پاسخگویی با همان سرعت شکل نگرفتند. قواعد رسمی اقتصاد تغییر کردند، اما روابط قدرت و قواعد غیررسمی دسترسی به منابع کمتر تغییر کردند. نتیجه، ترکیبی نامتوازن از بازار، رانت و اقتدارگرایی بود. به همین دلیل میتوان تجربه سوریه را در یک جمله خلاصه کرد: قیمتها سریعتر از نهادها آزاد شدند و رانت سریعتر از آنکه قدرت سیاسی محدود و غیرشخصی شود، خصوصی شد.البته این فرایند را نباید علت مستقیم جنگ و فروپاشی سوریه دانست. تغییر نهادی ناقص بیش از هر چیز آسیبپذیری اقتصادی و اجتماعی نظام و ضعف آن در جذب شوک و مدیریت نارضایتی را افزایش داد. تبدیل این آسیبپذیری به جنگ داخلی و سپس فروپاشی به عوامل سیاسی، نظامی و مداخلات خارجی نیز وابسته بود.تجربه سوریه برای ایران یک پیشبینی نیست، بلکه یک هشدار نهادی است. نهادها را نمیتوان بهصورت منفرد اصلاح کرد. اصلاح یارانه انرژی، نرخ ارز، بانکها یا خصوصیسازی زمانی میتواند پایدار باشد که با افزایش رقابت، کاهش انحصار، تقویت حقوق مالکیت، دسترسی برابرتر به اعتبار، تأمین اجتماعی مؤثر و ایجاد فرصتهای مولد همراه شود.#اقتصادایران #اقتصادمنطقه T.me/industromy
🔴 هیچ توافق خوبی نمیتوان با ایران انجام داد👈 واشنگتنپست جنگ ترامپ علیه ایران را یک «شکست راهبردی» میداند، اما استدلال میکند که پاسخ مناسب، توافق و سازش با تهران نیست؛ بلکه بازگشت به سیاست سنتی «مهار» است. بهنوشته این روزنامه، تمایل ترامپ به معرفی هر توافق بهعنوان پیروزی، در قبال ایران او را به بنبست رسانده است.حملهای که در فوریه آغاز شد نتوانست به اهداف اصلی خود دست یابد. حذف رهبر موجب فروپاشی حکومت نشد؛ موشکهای ایران همچنان تهدیدی جدی برای منطقهاند؛ گروههای نیابتی تهران فعال باقی ماندهاند و بمبارانها، با وجود واردکردن آسیب شدید به برنامه هستهای، انگیزه ایران برای دستیابی به بمب اتمی را افزایش دادهاند. تهران نیز اکنون مدعی کنترل تنگه هرمز است.محور تفاهمنامه ماه جون میان ایران و آمریکا، مبادله بازگشایی هرمز با لغو تحریمها و محاصره دریایی بود. اما متن توافق عمدا یا سهوا روشن نکرد چه کسی تنگه را اداره خواهد کرد. ایران معتقد بود میتواند مقررات عبور کشتیها را تعیین و «هزینه خدمات» دریافت کند و برای این منظور «سازمان تنگه خلیج فارس» را تشکیل داد. ترامپ این اختلاف را نادیده گرفت و توافق را امضا کرد، اما پس از حمله ایران به کشتیها در ماه جولای، جنگ از سر گرفته شد.بهنوشته واشنگتنپست، ازسرگیری حملات واقعیتهای میدانی را تغییر نداد. ایران همچنان به کشتیها حمله کرد و بازداشته نشد. کمبود موشکهای رهگیر، زیرساختهای متحدان آمریکا را در معرض خطر قرار داده و رهبران کشورهای خلیج فارس نیز از ترامپ خواستهاند حملات تازهای انجام ندهد، زیرا شهرهای آنها هدف پاسخ ایران قرار خواهند گرفت. تردید ترامپ درباره بهخطرانداختن نیروهای آمریکایی نیز این پیام را به تندروهای ایران داده که او آمادگی تشدید بیشتر جنگ را ندارد.با اینحال، هیئت تحریریه معتقد است واشنگتن هنوز اهرمهای مهمی در اختیار دارد. محاصره دریایی اقتصاد ایران را بهشدت آسیب زده، ارزش پول ملی را کاهش داده و صادرات نفت را به سطحی بسیار پایین رسانده است. تحریمها همچنان برقرارند، دهها میلیارد دلار از داراییهای ایران مسدود مانده و قرارگرفتن رفع تحریمها در صدر مطالبات تهران نشان میدهد این فشارها برای حکومت اهمیت زیادی دارند.این مقاله تصرف هرمز توسط ایران را نوعی «گروگانگیری» توصیف میکند، اما میگوید این گروگان عملا پیشتر هدف قرار گرفته است: بازارها بستهماندن تنگه را در قیمتها محاسبه کردهاند و اگرچه نفت گران شده، قیمتها هنوز فاجعهآمیز نیست. در همین حال، تولیدکنندگان بهتدریج مسیرهای جایگزین را توسعه میدهند.دولت ترامپ مدعی است اکنون روزانه پنج تا هفت میلیون بشکه نفت از طریق خطوط لوله ارتقایافته و پایانههای جدید، بدون عبور از هرمز، از منطقه صادر میشود. عربستان نیز در حال تشکیل ائتلافی چندملیتی برای حفاظت از کشتیرانی در دریای سرخ در برابر نیروهای نیابتی ایران است. واشنگتنپست توصیه میکند آمریکا با ارائه اطلاعات نظارتی و پشتیبانی فرماندهی از این ائتلاف حمایت کند.از نظر هیئت تحریریه، سیاست مهار در حال نتیجهدادن است. آمریکا باید محاصره را پایدارتر کند: تعداد کشتیهای درگیر در توقیف مستقیم را کاهش دهد، اما هر کشور یا شرکتی را که نفت عبورکرده از محاصره ایران را خریداری میکند تحریم کند. داراییهای مسدودشده تهران نیز نباید آزاد شوند و نیروهای نیابتی ایران در یمن، عراق، لبنان و غزه باید بهطور مستمر تحت فشار قرار گیرند.در کنار فشار اقتصادی و منطقهای، ترامپ باید تهدید به تشدید جدی نظامی را حفظ کند، بهویژه اگر ایران کوچکترین اقدامی برای بازسازی برنامه هستهای خود انجام دهد. مقاله هشدار میدهد که لغو تحریمها و تزریق منابع مالی تازه به تهران، رفتار حکومت را پاداش میدهد و هزینه دور بعدی درگیریهای منطقهای را تامین میکند.نتیجه مقاله این است که ترامپ باید از تلاش برای دستیابی به توافقی که شکست جنگ را رسمیت میبخشد صرفنظر کند. از نگاه هیئت تحریریه، یک معاملهگر ماهر باید بداند چه زمانی از مذاکرات کنار بکشد و بهجای سازش با ایران، سیاست مهار بلندمدت را دنبال کند.#ایران #جهان @industromy
🔴 افزایش قیمت نفت، همزمان با انقضای تفاهم اسلامآباد#نفت #ایران @industromy
🔴 رکورد جدید در S&P 500👈 شاخص S&P 500 برای اولین بار در تاریخ از 7800 واحد عبور کرد و اکنون ارزش آن به رکورد 70.8 تریلیون دلار رسیده است.#بازارسرمایه @industromy
🔴 ونزوئلا و چشمانداز نفتی جهان 👈 کشور ونزوئلا با در اختیار داشتن بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت دنیا، از نظر نسبت ذخایر به تولید، فاصلهای چشمگیری با سایر قدرتهای نفتی جهان دارد.نسبت ذخایر به تولید نفت ونزوئلا بیش از 900 سال است؛ یعنی در صورت حفظ نرخ فعلی تولید، ذخایر این کشور از نظر تئوریک میتواند تا حدود سال 3000 میلادی دوام داشته باشد.برای مقایسه، این نسبت در آمریکا 10.6 سال، در چین 17 سال و در روسیه 23.8 سال است و در ایران نیز با وجود برخورداری از سومین ذخایر بزرگ نفت دنیا، نسبت ذخایر به تولید در حدود 175.8 سال میباشد.این اختلاف نشان میدهد ونزوئلا از نظر حجم ذخایر نفتی در موقعیتی کاملا متفاوت قرار دارد؛ هرچند تبدیل این ذخایر عظیم به تولید واقعی، نیاز به سرمایهگذاری، فناوری، زیرساخت و شرایط مناسب سیاسی دارد.پس میشود نتیجه گرفت که رقم 900 سال به معنای تضمین تولید برای 9 قرن آینده نیست، بلکه یک نسبت تئوریک و تنها بر مبنای ذخایر و نرخ تولید فعلی میباشد.#نفت#آینده @industromy
🔴 ایالتهایی با بیشترین وابستگی به تولید در آمریکا 👈 ایندیانا نزدیک به یکچهارم از تولید ناخالص داخلی خود را از طریق بخش تولید و صنعت تامین میکند که بالاترین سهم در میان تمام ایالتهای آمریکا محسوب میشود و آلاسکا کمترین سهم را در این بخش دارد؛ بهطوری که تنها 2 درصد از GDP این ایالت را تشکیل میدهد.ایالاتمتحده دومین اقتصاد بزرگ جهان در حوزه تولید است، با این حال تنها یک ایالت بیش از یکپنجمِ تولید ناخالص داخلی خود را از این بخش به دست میآورد و ایندیانا با سهم 24 درصدی و لوئیزیانا با سهم 17 درصدی، در جایگاه اول و دوم قرار دارند و بخش تولید دستکم 15 درصد از تولید ناخالص داخلی را در بخشهای وسیعی از منطقه غرب میانه تشکیل میدهد که نشاندهنده قدرت صنعتی این منطقه میباشد.ایندیانا که به نام هوزیر نیز شناخته میشود، به لطف موقعیت مرکزی، زمینهای وسیع و دستمزدهای نسبتا پایینتر، مدتهاست که به قطبی برای صنایع سنگین تبدیل شده و وجود ذخایر گاز طبیعی در شمال شرقی ایالت و همچنین مهاجرت گسترده اروپاییها، به توسعه بخش تولید ایندیانا در اوایل قرن بیستم کمک کرده است.#اقتصادجهان #صنعت@industromy




