مردی هر روز از زندگیاش شکایت میکرد.از اینکه چرا مردم آنطور که او میخواهد رفتار نمیکنند، چرا بع…
انتشار: 2026/08/21 08:43 UTCدریافت: 2026/08/21 22:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 22:45 UTC
مردی هر روز از زندگیاش شکایت میکرد.از اینکه چرا مردم آنطور که او میخواهد رفتار نمیکنند، چرا بعضی اتفاقها برخلاف برنامهاش پیش میروند و چرا همیشه چیزی هست که آرامشش را به هم بزند.روزی نزد پیرمردی رفت و گفت:«چطور میتوانم کاری کنم که زندگی همیشه همانطور که میخواهم پیش برود؟»پیرمرد یک لیوان آب برداشت و گفت:«سعی کن آب را در مشتت نگه داری.»مرد دستش را محکم بست، اما آب از میان انگشتانش بیرون ریخت.پیرمرد گفت:«هرچه بیشتر تلاش کنی چیزی را که نمیتوانی کنترل کنی در اختیار بگیری، بیشتر از دستت فرار میکند.»بعد ادامه داد:«تو نمیتوانی رفتار دیگران، اتفاقات گذشته، نظر مردم یا تمام اتفاقات آینده را کنترل کنی. اما میتوانی واکنش خودت را انتخاب کنی.»🍂 درس زندگی:آرامش زمانی شروع میشود که یاد بگیری بین چیزهایی که میتوانی تغییر بدهی و چیزهایی که باید رهایشان کنی، تفاوت بگذاری.گاهی لازم نیست بیشتر تلاش کنی؛گاهی فقط باید دستت را باز کنی.🆔 @innernote1




