میگفت قصابها قیمت همهچیز رو با قیمت گوشت مقایسه میکنن. نجارها هم همه چیز رو با چوب. کسایی که عط…
انتشار: 2026/06/22 22:15 UTC
میگفت قصابها قیمت همهچیز رو با قیمت گوشت مقایسه میکنن. نجارها هم همه چیز رو با چوب. کسایی که عطرفروشی دارن اول بوی آدمها رو حس میکنن بعد خودشون رو میبینن. یا به چشم پلیسها همه دزدن مگر اینکه خلافش ثابت بشه. منم از وقتی با ماشین، تپسی کار میکنم و…یوهان یورکُف سفارش غذا داده بود. اسم رو که دیدم فکر کردم ممکنه یه کی نمکبازی در آورده باشه و اسم اکانت اسنپش رو این گذاشته باشه. زنگ زدم تا مطمئن بشم. با لهجه روسی، فارسی رو مثل بلبل حرف میزد. گفتم«سلام یوهان؟» گفت«سالام، جوونم؟». غذا رو سریع رسوندم سفارت روسیه. نمیتونستم زیاد وایسم که تو پروندهم جاسوسی واسه سفارت روسیه فقط نوشته نشده. از در کوچیک سمت چپ اومد بیرون. به چشم برادری شکل ماه شب چهارده بود. قیافه شبیه شهدای ارمنی. دلم میخواست همه کتابهایی که از اُفهای روسی خونده بودم رو بریزم وسط و با هم بشینیم حرف بزنیم. از مرگ ایوان ایلیچ بگیم و آخرین روز محکوم. از شبهای روشن و یادداشتهای زیرزمینی و نازنین. گفتم فارسی رو چطور یاد گرفتی؟ چقدر خوب حرف میزنی! گفت چهار پنج ساله اینجام یاد گرفتم دیگه. گفتم روسی رو هم میشه اینطور یادگرفت؟ گفت آره چرا نشه؟ یه کم سخت هست ولی میشه!واقعاً دلم خواست روسی یاد بگیرم. دلم خواست با کسایی که همزبونم نیستن حرف بزنم و یادشون بگیرم. سرمای روسیه بهم میسازه حتماً. سرما رو از گرما راحتتر میشه تحمل کرد. خداکنه جهنمِ ما سیدها هم سرد باشه. میگن اینطوریه. الله اعلم.سید مصطفا موسویف@ir_tavabin