▪️تفرقهافکنی روسهااز عهد قدیم صحبت نمیکنم که همیشه ما و ترک نزاع داشتهایم و تجاوزات آنها را م…
انتشار: 2026/07/18 13:24 UTC
▪️تفرقهافکنی روسهااز عهد قدیم صحبت نمیکنم که همیشه ما و ترک نزاع داشتهایم و تجاوزات آنها را میبایست جلوگیری کنیم، از قرون وسطا حرف نمیزنم که ترک و مغول مملکت ما را میدان تاختوتاز قرار دادند، از عصر جدید یاد میکنیم که دولت عثمانی منکر وجود دولت و ملّت ایران بوده و کشمکشها کردیم و فایدۀ آن را روس برد. از دورۀ خودمان که یک نسل باشد گفتگو میکنیم.بعد از آنکه اقتضای روزگار مجبورمان کرد که از جنگ و جدال دست بکشیم، در باب تعیین حدود، هیچوقت دولت عثمانی حاضر نشد که موافقت کند و همیشه دعوی سرحدّی داشتیم و کمیسیونهای مختلط میکردیم. در اوّل مشروطیّت بیجهت عساکر ترک قسمتی از خاک ما را طرف آذربایجان اشغال کردند و نسبت به اراضی طمع نشان دادند.در همان ایّام قبل از آن و بعد از آن گاهی عقاید پاناسلامیسم، زمانی عقاید پانتورانیسم آشکار میکردند. همین مسئله باعث شد که اروپاییان بیشتر اهتمام و تسریع در اضمحلال هر دو مملکت ما بکنند. طمعهای ترک نسبت به خاک ما سبب شد که روسها به نفوذ سیاسی در مملکت ما قناعت نکرده، قشون به تبریز آوردند و این فتح باب مقدّمۀ اشغال نصف تمام ایران گردید، و در زمان جنگ در همان وقت که جماعتی از ایرانیان با ترک دست موافقت بر ضدّ دشمن داده بودند نسبت به همان مهاجرین ترکها رفتارهای تخفیفآمیز کرده و افکار پانتورانیسم خود را از آنها پنهان نکرده، بلکه میخواستند آنها را آلت همان مقاصد کنند. در آخرین جنگ و بعد از جنگ اقدامات ترکها در قفقاز و ترکستان مؤیّد آن حرفها و خیالات شد. حتّی اینکه ضدّیت ایرانی مبنی بر ترکیّت را به قفقازیها هم، که همیشه نظر به همکیشی و مظلومیّت در دست روس با ایرانیها مهربان بودند، القا کردند که امروز قفقازیها نسبت به ایرانیان بیشتر نامهرباناند تا روسها؛ و به القای ترکها، قفقازیها مملکت خود را آذربایجان نام گذاشتند و ذهن ایرانیان را بیشتر مشوب نمودند و این فقره هم میترسم عاقبت خدانکرده بر نفع روس و بر ضرر هر دو ما تمام شود؛ زیرا که قفقازیها نخواهند توانست یک مملکت مستقل تشکیل دهند؛ امّا روسها ممکن است طمع پیدا کنند که آذربایجان ما را ضمیمۀ قفقاز کنند؛ چه از کجا معلوم که همیشه سیاست خارجی روسیه مثل امروز بماند؟اسلامبول، ۱۳۰۷/ ۱۹۲۸نامههای محمدعلی فروغی، به کوشش محمد افشینوفایی و مهدی فیروزیان، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۲، ص ۲۸۶-۲۸۷

