"تورم دزدی است."خاویر میلی:«یعنی در اصل، هدف ما این است که یکبار برای همیشه بلای تورم را ریشهکن ک…
انتشار: 2026/07/29 05:12 UTCدریافت: 2026/08/05 15:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 15:57 UTC
"تورم دزدی است."خاویر میلی:«یعنی در اصل، هدف ما این است که یکبار برای همیشه بلای تورم را ریشهکن کنیم. چون تورم، بهمعنای واقعی کلمه، یک دزدی است. بدتر از همه اینکه، تورم در واقع نوعی مالیاتِ تصویبنشده است.... و بیشترین فشار را بر آسیبپذیرترین اقشار وارد میکند، چون آنها کمترین امکان را برای محافظت از خود در برابر چنین بلایی دارند، نکته اصلی این است که باید فهمید تورم یک کلاهبرداری و یک سرقت است. آن عدد عظیمِ بیسترقمی – بله، چون بیست رقم دارد – نشان میدهد که سیاستمداران آرژانتین طی نود و یک سال گذشته چگونه از مردم شریف آرژانتین کلاهبرداری کردهاند.»توضیح:این صحبت میلی بازتابدهنده دیدگاه اقتصادیشه که تورم رو نتیجه تأمین مالی کسری بودجه از طریق چاپ پول میدونه و به نوعی انتقال پنهان ثروت از مردم به دولت.@Garajetadayoni | گاراژ
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — ایران دوستان
"روایتی نو از چپهای امپریالیسمستیز"@irandoustan
فایل صوتی عطش فولاد: تأسیس ذوبآهن در ایران در کشاکش آمریکا و شوروی، با اجرای جناب فرید یوسفی گرامی#خوانش_پست #شاهد_تاریخی @Garajetadayoni | گاراژ
🗂 آرشیو مجموعه پادکستهای «شبهای مرداد ۱۳۳۲»روایت روزبهروز وقایع مرداد ۱۳۳۲ با روایت مسعود کوهستانی نژاد━━━━━━━━━━━━━━🎙 پادکست اول | شب اول مرداد🔗 t.me/kouhestaninejad/161%F0%9F%8E%99 پادکست دوم | شب دوم و سوم مرداد🔗 t.me/kouhestaninejad/163%F0%9F%8E%99 پادکست سوم | شب چهارم و پنجم مرداد🔗 t.me/kouhestaninejad/166%F0%9F%8E%99 پادکست چهارم | شب ششم و هفتم مرداد🔗 t.me/kouhestaninejad/174%F0%9F%8E%99 پادکست پنجم | شب هشتم مرداد🔗 t.me/kouhestaninejad/179%F0%9F%8E%99 پادکست ششم | شب نهم و دهم مرداد🔗 t.me/kouhestaninejad/195%F0%9F%8E%99 پادکست هفتم | شب یازدهم، دوازدهم و سیزدهم مرداد⏳ بهزودی...@kouhestaninejad
رهایی بخش مانند، سارا شریعتی | گفتگو با عباس سوریلینک تماشا در یوتیوبلینک حمایت ریالیسارا شریعتی فرزند دکتر علی شریعتی در سخنرانی ای عنوان کرده است که علوم انسانی نقش رهایی بخش را برای انسان بازی میکند. رهایی بخش از طبقه های اجتماعی. این ایدئولوگ دقیقا همان چیزی است که دکتر علی شریعتی نیم قرن پیش در حسینیه ارشاد و در دانشگاه میگفت. خطر چنین گفتمانی دقیقا همان فاجعه ای است مه در سال ۵۷ روی داد. اما این گروه معتقد هستند که حادثه ۵۷ نتوانست رهایی بخشی را بدرستی انجام دهد. و ما بار دیگر باید رها شویم!@parsi_live
«عطش فولاد»تأسیس ذوبآهن در ایران در کشاکش میان آمریکا و شورویدر آغاز دهۀ ۱۳۴۰ ایران عطش توسعه داشت و یکی از کمبودهای اصلیش برای توسعه آهن و فولاد بود. اما شاه و دولتمردان اقتصادی فهمیده بودند آمریکاییها تمایلی به کمک به این در این زمینه ندارند ــ حتی حاضر به کارشکنی هم بودند. ایران روی نقشۀ ژئوپولتیک در جبهۀ غرب بود و طبعاً برای ساخت کارخونۀ ذوبآهن و فولاد به متحدان غربی مراجعه میکرد. اما آمریکاییها نه تنها پای معامله نمیاومدند، بلکه میکوشیدند ایران رو از ورود به این صنعت منصرف کنند. ایران وقتی دید آمریکاییها کمک نمیکنند، تلاش کرد از بانک جهانی کمک بگیره، اما گویا آمریکا بانک جهانی رو هم از کمک به ایران بازداشت.اواخر حکومت رضاشاه ایران با کمپانی آلمانیِ «کروپ»، اون زمان بزرگترین تولیدکنندۀ فولاد در جهان، به توافق رسید تا یک کارخونۀ ذوبآهن در کرج با ظرفیت تولید سالانه پنجاه هزار تن بسازه. از بد روزگار جنگ جهانی درگرفت و کارخونه نیمهکاره موند. متفقین تجهیزات کارخونه رو در راه ایران توقیف کردند. (بقایای ساختمان نیمهکارۀ این کارخونه هنوز در کرج هست.)وقتی عالیخانی در اواخر ۱۳۴۱ به عنوان وزیر اقتصاد وارد کابینۀ اسدالله علم شد، مصمم بود یک کارخونۀ ذوبآهن با ظرفیت اولیۀ سالانه ۵۰۰ هزار تن تأسیس کنه. با توجه به عدم همکاری آمریکا و سابقۀ همکاری با شرکت کروپ، قرار شد مدیر شرکت کروپ به ایران بیاد تا توافقی شکل بگیره. اما مدیر کروپ ۲۴ ساعت قبل از پرواز به تهران سفرش رو کنسل کرد. علیقلی اردلان، سفیر ایران در آلمان، فهمید بازم کار آمریکاییهاست و مدیر کروپ رو از سفر به ایران منصرف کرده بودند. شاه به این جمعبندی رسید برای ساخت ذوبآهن از شوروی کمک بگیرد ــ چیزی که میتونست آمریکا رو خشمگین و بیمناک کنه. پروژۀ سختی در پیش بود.همه میدونستند که چنین ایدهای به این آسونیها سر نمیگیرد. از طرفی شاه هرگز نمیخواست خودش شخصاً از شوروی درخواست کمک کنه (بعید نبود خبرش به گوش آمریکاییها برسه). خرداد ۴۴ شاه به شوروی سفر کرد؛ اون زمان خروشچِف، جانشین استالین، تازه از قدرت کنار رفته بود و برژنف مرد شمارۀ یک شوروی شده بود. شوروی که مشتاق بود به هر قیمتی در ایرانِ متحدِ آمریکا جای پایی باز کنه، آماده بود به خواستههای ایرانیها تن بده. مقامات پایینتر هماهنگ کردند تا خود برژنف به شاه پیشنهاد بده دولت شوروی در زمینۀ آهن و فولاد به ایران کمک کنه. شاه هم بدون اینکه خوشحالیش رو بروز بده، پاسخ داد: "بررسی میکنیم". اما نیاز به بررسی نبود، ایران مشتاق و آماده بود. سریع یه هیئت مذاکرهکننده در وزارت اقتصاد شروع به کار کرد. اما نه به این راحتی!حدود پونزده نفر با وسواس برای این مذاکرات تعیین شدند. سوابق همهشون از جهت امنیتی کامل بررسی شد و موظف شدند با نهایت رازداری در مذاکرات شرکت کنند. در طول مذاکرات ــ که یک ماه طول کشید ــ محل کار و خطوط تلفنشون دقیق کنترل میشد تا اطلاع دربارۀ مذاکرۀ ایران و شوروی درز نکند. اما قرارداد احداث ذوبآهن، ماشینسازی و لولهکشی گاز در آستانۀ انعقاد بود که گویا مِیِر (Armin H. Meyer) سفیر آمریکا در ایران، بو برد مذاکراتی در وزارت اقتصاد جریان داره. با معاون وزیر اقتصاد، محمد یگانه، تماس گرفت و به مهمونی شام دعوتش کرد تا اگر خبریه، از زیر زبونش بکشه.یگانه قبل از پاسخ دادن به سفیر با عالیخانی مشورت کرد. از این لحظه شطرنجی سرعتی بین وزارت اقتصاد و سفیر آمریکا درگرفت. یگانه، عالیخانی (وزیر اقتصاد) و اصفیاء (رئیس سازمان برنامه) که در مذاکرات نقش داشتند، به مهمونی سفیر رفتند. اما دو ساعت قبلش قرارداد با شوروری رو امضا کردند و خبرش رو به روزنامهها دادند. کار تمام بود! در مهمونی، عالیخانی به سفیر میگه با شوروی برای ساخت ذوبآهن قرارداد بستیم. رنگ از رخسار سفیر میره! اما عالیخانی از موضع طلبکار به سفیر میگه: «ما که اول از شما خیلی کمک خواستیم، خودتون کمک نکردید!»این اتفاق تغییر بزرگی در مناسبات تجاری ایران ایجاد کرد. تقریباً همۀ دولتهای غربی فهمیدند ایران مصمم به توسعهست... و از اون به بعد، به تعبیر عامیانه، برای همکاری با ایران ناز نمیکردند، چون میدونستند خطر بزرگتر اینه که شوروی یا یکی دیگه از اعضای بلوک شرق جاشون رو بگیره. در این صورت، هم یه معاملۀ خوب رو از دست میدادند و هم بازار ایران رو میباختند. رفتار غربیها از اون پس عوض شد.به این ترتیب، سیاست موازنه بین شرق و غرب که میتونست بسیار خطرناک باشه، با موفقیت انجام شد. شاه — که معمار این سیاست بود — به غرب فهموند ایران برای توسعه اولویت قائله و پیشرفتش رو فدای جنگ سرد نمیکنه. بازی با کارت شوروی — البته بدون زیادهروی سیاسی— باعث شد آمریکا دستودلبازتر بشه و بفهمه برای حفظ متحدش باید با دلش راه بیاد. و البته شوروی هم فهمید، باید دست از مطامع سیاسیش در مورد ایران برداره و به همکاری دوستانه و غیرمغرضانه روی بیاره. بهترین راه برای کشورهایی مانند ایران هم همینه: بهرهگیری از تضاد منافع قدرتها در جهت کسب منافع ملی حداکثری.▪️همچنین بنگرید به پست بعد: گزارش سفیر آمریکا از گفتگویش با شاهپینوشت: مهمترین نکات این نوشته را در گوشهوکنار کتاب خاطرات محمد یگانه یافتهام. #شاهد_تاریخی @Garajetadayoni | گاراژ
📌روانشاد استاد جواد طباطبایی:عربها جایی عنوان کردهاند که عرب، نمیتواند شاهنامه داشته باشد. میبایست بیان کرد که، شاهنامه نوشتن مستلزم ملت داشتن است و اگر ملّت به اُمت مبدل شود؛ آن زمان دیگر نمیشود؛ شاهنامه داشت. اعراب نه تنها نمیتوانند شاهنامه داشته باشند، بلکه حافظ و سعدی هم نخواهند داشت. حافظ، بیان اسطوره ملی ما است. ما ملت غیبیم و حافظ لسان الغیب است چون لسان یک ملت است. مفهوم ایرانشهری و اندیشه ایرانشهری، در واقع کوششی است برای توضیح اینکه ملت ایران، ملت متفاوتی است. منطق ما، متفاوت از منطق امت است و ما ملتی هستیم، با تاریخی خاص و تنوع اقوام و گویشهای متفاوت. ایران همیشه یک کشور بوده است و کشور نیز، یک ملت واحد است.@shahnamehpajohan @vatanyolii

