مفهوم و مصداق «جدید در قدیمِ» تاریخ معاصر/تزهای ۱۴ و ۱۵ کتاب تأملی درباره ایـران✍جواد طباطباییدر تا…
انتشار: 2026/08/03 16:06 UTCدریافت: 2026/08/10 01:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 01:35 UTC
مفهوم و مصداق «جدید در قدیمِ» تاریخ معاصر/تزهای ۱۴ و ۱۵ کتاب تأملی درباره ایـران✍جواد طباطباییدر تاریخ و تاریخ فرهنگ ایرانِ پیش از آغاز دوران جدید، پیوسته، وجوه جدیدی وجود داشته است. تجربههای ایرانیان، در صد و پنجاه سال اخیر، در تجددخواهی، همچون گامهایی برای بازیابی این نقطههای قوّت بوده است: دربارهٔ اهمیت دریافت ایرانیان از «ملَت»، «دولت» و «وحدت در کثرت ممالک محروسهٔ ایران» پیشتر اشارههایی آوردم و، در فصل سوم، بار دیگر نیز توضیحی در این باره خواهم آورد. از تبدیل شرع به مجموعههای قانونهای جدید، با پیروزی جنبش مشروطهخواهی مردم ایران، تجربههایی در نوشتن نثر فارسی از راه ترجمهٔ داستانهای اروپایی، تجربههایی در نمایشنامهنویسی و ... تا تکوین شعر فارسی جدید و تحولی که با کلنل علینقی وزیری و بویژه در مکتب ابوالحسن صبا تا آغاز دههٔ پنجاه شمسی در موسیقی ملّی ایران صورت گرفت، همه وجوهی از آن «جدیدِ در قدیم» تاریخ ایرانزمین است. پس از دههٔ چهل شمسی، آنچه زیر لوای «آنچه خود داشت»، «بازگشت به خویشتن» و ... صورت گرفت، تصفیهٔ حساب با این وجوه «جدیدِ در قدیم» بود. یکی از نتایج پرداختن به بحث جدال قدیم و جدید کوشش برای تمیز میان اجتهادهای بر مبنای آن وجوه «جدیدِ در قدیم» و بازگشت به قدما در صورت نوعی از تجددخواهی ملّی است. از میرزا آقا تبریزی در نمایشنامهنویسی و میرزا حبیب اصفهانی در آفریدن زبان رُمان تا ابوالحسن صبا در انقلابی که در موسیقی ملّی ایجاد کرد و صادق هدایت در داستاننویسی و ... اصل بر اجتهاد بر پایهٔ نصهای «جدیدِ در قدیم» بود؛ بازگشت به خویشتن تصفیهٔ حساب با آن اجتهاد نخستین بود تا راه تقلید از مقلّدان متأخر را هموار کند.از صد و پنجاه سال پیش، در دورههایی، با تکیه بر این وجوهِ «جدیدِ در قدیم»، ایرانیان تجربههایی در تجددخواهی کردهاند که برخی از آن تجربهها از اهمیت ویژهای برخوردار هستند: از مشروطیت «ایرانی» تا شعر نیمایی کوششهای برای تدوین معیارهای موسیقی ملّی در مکتب صبا و ... پدیدارهایی «ملّی» و جدید هستند، به این معنا که تنها مردمانی که از دیرباز در جامعهای پایدار به «ملّت» تبدیل شده بودهاند، میتوانستند چنین گامهایی بردارند. چنین گامهای بلندی به سوی تجدد در کشوری فراهمآمده از قبایل و جامعهای کوتاهمدت ممکن نمیشد، همچنانکه در کشورهای همجوار ایران تا کنون ممکن نشده است. همهٔ پدیدارهای فرهنگی جدید ایران قرینههایی هستند بر اینکه جامعهٔ درازمدتْ شالودهٔ استواری برای دولتهای گاه کوتاهمدت فراهم آورده، اما پدیدارهای فرهنگی پایدار «ملّی» آفریده است. تبیین شرایط امکان این پدیدارها، که به نوعی میبایست از پیآمدهای «انقلاب» در ناحیههای نظام اندیشیدن بوده باشد، اگر نتوان ایران را به عنوان «موضوع» تحلیل «مشکل ایران» سامان داد، ممکن نخواهد شد. اینکه سرنوشت این نوآوریها چه بوده است، موضوع بحث کنونی من نیست؛ نکتهٔ اساسیِ ایضاحِ شرایط امکانِ این «انقلاب» در ناحیههایی از نظام اندیشیدن ایرانی است. @JavadTaba🌲

