«جدال مصدق و رزمآرا»یکی از آموزندهترین درگیریهای سیاسی در تاریخ ایران، جدال و دوئلیه که بین مصدق…
انتشار: 2026/08/16 18:32 UTCدریافت: 2026/08/21 04:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 04:45 UTC
«جدال مصدق و رزمآرا»یکی از آموزندهترین درگیریهای سیاسی در تاریخ ایران، جدال و دوئلیه که بین مصدق و رزمآرا وجود داشت. دولت رزمآرا، آخرین ایستگاه تا رسیدن قطار نفتِ ایران به مقصد ملی شدن بود. رزمآرا در تابستون ۱۳۲۹ با مخالفت شدید مصدق و یارانش ــ جبهۀ ملی ــ به نخستوزیری رسید. در روزهایی که آرزوی ملیشدن نفت هر روز سوزانتر و متعصبانهتر پیگیری میشد، رزمآرا این شهامت رو داشت که با این خواست به دلایل عقلانی و از سر محاسبات دقیق مخالفت کنه. همین مخالفت او با ملی شدن هم در نهایت باعث شد مغزش متلاشی شه و داستان عقلانیتِ رزمآرایی به تاریخ بپیونده. انگلیسیها پس از لجاجتهایی که پیشتر از خود نشون داده بودند، بالاخره در زمستون ۱۳۲۹ که صدای ملیشدن دیگه بسیار بلند شده بود، پذیرفته بودند به قرارداد پنجاهــپنجاه تن بدن، البته مشکلاتی در این بین وجود داشت: ایران در سود شرکت در کل جهان سهم داشت! بنابراین دولت بریتانیا میخواست از این فرصت استفاده کنه تا دست ایران رو از عواید جهانیِ شرکت نفت قطع کنه... بهتره برای توضیح بیشتر در این زمینه فایل رو گوش بدید. در این گفتار طولانی دوگانۀ مصدق و رزمآرا رو کامل توضیح دادم... به سراغ بحثهای داخل اتاقهای دربسته رفتم. رزمآرا از سوی مصدق و یارانش با زشتترین برچسبها تخریب میشد: رزمآرا رو شیطان پست و خائن توصیف میکردند که نوکر اجنبی و مدافع منافع خارجیهاست ــ و طبعاً همین دیدگاهها باعث شد ریختن خون او حلال باشه و حتی قاتلش قهرمان جلوه کنه. با قتل او راه برای ملی شدن نفت هموار شد ـــ انگار یک ابلیس دست ملت ایران رو از سعادتش کوتاه کرده بود که از سر راه برداشته شد. اما در این گفتار مفصلاً نشان میدهم که هر چه رزمآرا پیشبینی کرده بود و با نهایت تحقیر و توهین جناح مصدق و یارانش مواجه میشد، موبهمو، بندبهبند رخ داد و گریبان فحاشان به رزمآرا رو گرفت. اگر اهل «خرافه» باشیم، باید گفت «کارمای جفا در حق رزمآرا» خیلی زود گریبان جفاکاران را گرفت. در مجموعهای از گفتارهای مفصل کوشیدهام ــ و خواهم کوشید ــ ماجرای ملی شدن نفت، دوران زمامداری مصدق، منش و افکار دکتر مصدق و سرنگونی دولت او رو به شکل نظاممند و از جنبههای مختلف توضیح بدم. تردیدی ندارم که تاریخنگاریِ جانبدارانه و یکسویۀ چپ و مصدقدوست نگاه و درک تاریخی ما رو رقم زده و منشأ آسیبهای ناگواری در طول نسلهای متمادی شده. به حد توانم کوشیدهم و میکوشم این کژروی تاریخنگارانه رو اصلاح کنم. اگر عمری باشه گفتارهای مفصل بسیاری رو در آینده تقدیم خواهم کرد. این فایلها میمونه ــ از جمله پس از ما.این فایلها تا کنون خشم خیلیها رو برانگیخته و عجیبترین برچسبها و توهینها رو نثارم کردهند. مخاطب من در حقیقت این افراد شیفته و ذوب در کیش شخصیت نیستند؛ بلکه کسانیاند که دریچۀ دل و ذهنشون به روی درک غیرجانبدارانۀ تاریخ بازه. با برچسب زدن هم از میدون بیرون نمیرم. این بحثها رو ادامه خواهم داد. فقط در پایان اشاره کنم... خواهش میکنم خودتون رو از این دانستهها بینیاز ندونید. کسی که ایران رو دوست داره، کسی که آرزومند زندگی بهتر برای مردم ایرانه، باید دانستههای لازم رو کسب کنه. چیزی که خاضعانه تقدیم میکنم نتیجۀ سالها مطالعۀ تاریخی و نظریه ــ با همۀ معایبی که خواهد داشت.فایلهای پیشین رو در لینکهای زیر میتونید بشنوید:▪️ «مصدق و راهآهن»▪️«مصدق و رضاشاه»▪️«ایران در خطر تجزیه ــ سال ۱۳۲۴»▪️«مصدق، حزب توده و کمونیسم»▪️«مصدق و پارلمان ــ قانون اختیارات▪️«چه کسی کودتا کرد؟ مصدق یا شاه و زاهدی؟»▪️«پاسخ به انتقاد مصدقدوستان»▪️ «مصدق و کمیسیون نفت»#مصدق@Garajetadayoni | گاراژ

