بسیار دیده شده که مصدق و فروغی را باهم قیاس میکنند...از زبانِ فروغی بخوانیم که مصدق را چگونه دیده…
انتشار: 2026/08/19 12:06 UTCدریافت: 2026/08/21 04:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 04:45 UTC
بسیار دیده شده که مصدق و فروغی را باهم قیاس میکنند...از زبانِ فروغی بخوانیم که مصدق را چگونه دیده و دربارهی او چه میگوید؟-ghajarkhoon-#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamaneبسیار دیده شده که مصدق و فروغی را باهم قیاس میکنند...از زبانِ فروغی بخوانیم که مصدق را چگونه دیده و دربارهی او چه میگوید؟-ghajarkhoon-#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- تحلیل زمانه · تطابق دقیق — ۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۴۰
- ایران دوستان · تطابق دقیق — ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ۴:۴۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — ایران دوستان
▪️نصّ مفقود در نظام سنّت ایرانمشروطیّت از جهات بسیاری تجربهای پراهمیّت در تاریخ معاصر ایران و آغاز دوران جدید این کشور بود. در واقع، به نظر من، میتوان رویداد مشروطیّت و مجلس اوّل را همچون نصّ مفقود وجه چهارم نظام سنت در ایران خواند و توضیح داد. ملّت، دولت و حکومت قانون، مینوی خرد، ۱۳۹۸، ص ۳۰۰
#ویدئو #سخنرانی▪️سمپوزیوم انقلاب مشروطه۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۱دانشگاه کالیفرنیا-ارواین▪️The Iranian Constitutional RevolutionMay14, 2022©Jordan Center for Persian Studio & Culture, UCI▪️سخنرانی #سید_جواد_طباطبایی؛«از نخستین آشناییها با نظام حقوقی انگلستان تا جنبش مشروطهخواهی»▪️بحثی در مورد پیدایش واژهٔ «مشروطه»▪️سابقهٔ به وجود آمدن «فکر مشروطهخواهی»▪️نقش «مکتب تبریز» در نخستین آگاهیهای ایرانیان▪️اوّلین ترجمههای کتابهای حقوقی در مورد مشروطیت▪️نخستین آشناییهای ایرانیان با پارلمان و نظامهای حقوقی اروپا▪️سابقهٔ نخستین بحثها در مورد «قانون اساسی مشروطه» در ایران
این نسخهٔ فارسی کتابی که آقای دریایی از مارک گازیوروسکی معرفی کرده — همون "پروفسورها"ی مورد اعتمادشون.خودتون برید مقاله گازیوروسکی رو از ص ۲۷۵ مطالعه کنید. جدا از نقلقولهای جهتدار و گزینشیش، هیچ — مطلقاً هیچ — اشارهای به مسئله انحلال غیرقانونی پارلمان توسط مصدق نکرده.اصل قضیه دعوا رو سانسور کرده. قصه شیرین و فرهاد رو تعریف کرده، بدون نام بردن از خسرو!مناقشه سر انحلال پارلمان به شیوهٔ غیرقانونی توسط مصدق بود. شاه صبر کرد صبر کرد صبر کرد تا مصدق رفراندومش رو برگزار کنه و از قانوناساسی تخطی کنه، بعد حکم عزلش رو صادر کرد — مصدق در این شطرنج کیش اشتباه داد و مات شد. در اسنادی هم که گازیوروسکی بهشون ارجاع داده، این نکته ذکر شده، ولی پروفسورِ مورد اعتماد آقای دریایی مهمترین نکته رو سانسور کرده و اصلا وارد مناقشه حقوقی نشده.انحلال پارلمان طبق نص صریح قانوناساسی از حقوق شاه بوده. مصدق به جای اجرای قانون، یعنی درخواست از شاه برای انحلال، به بدعتی بیسابقه متوسل شد و برای انحلال پارلمانی که میخواست استیضاحش کنه، رفراندوم برگزار کرد.ابداعِ قانونی در جایی که قانون صریح وجود داره، نقض قانوناساسیه. شاه مصدق رو به این دلیل برکنار کرد و حتی در دهم مرداد تسلیم فشارها نشد و تصریح کرد صبر می کنه تا مصدق رفراندومش رو برگزار کنه، بعد حق داره مصدق رو عزل کنه.مگه میشه شما تاریخ بنویسید و هیچ اشارهای به اصل دعوا نکنید؟ بله! پروفسورهای مورد وثوق استاد دریایی تونستند.در فایل صوتی آخرم همهٔ این نکات رو مفصل شرح دادم؛ با ارجاع به یکی از مصدقدوستترین تاریخنگاران و با ارجاع به همین مستنداتی که گازیوروسکی به شکل گزینششده ازش نقل کرده.البته این پروفسورها فارسی هم بلد نیستند، وگرنه جا داشت ازشون میپرسیدیم، چرا وفادارترین یاران مصدق، حتی وزیر کشورش که باید رفراندوم رو برگزار کنه، با رفراندوم مخالف بودند؟ برای مثال سنجابی، کسی که تا مرگ مرید مصدق بود و رهبر جبهه ملی بود: بنگرید به این پست؛ یا صدیقی، وزیر کشور مصدق: بنگرید به این پست؛ یا نصرتالله امینی، وکیل مصدق و کسی که عاشقانه مصدق رو دوست داشت: بنگرید به این پست. چرا این صدیقترین یاران مصدق با رفراندوم مخالف بودند؟ هرچند... در تاریخنگاریِ این پروفسورها رفراندوم اصلا مهم نیست.این نکات رو از جمله در این دو فایل مفصل شرح دادم: ▪️رابطهٔ شاه و مصدق▪️چه کسی کودتا کرد؟#مصدق #شاهد_تاریخی @Garajetadayoni | گاراژ
تورج دریایی به انگلیسی نوشته:کودتای ۱۹۵۳ [= ۱۳۳۲] تاریخ ایران را عوض کرد و به انقلاب ۱۹۷۹ [= ۱۳۵۷] منجر شد. دردسرهای ما با آمریکا ۷۳ سال پیش آغاز شد.بقیه پستش هم که فارسیه. آقای دریایی، سلامُُ علیکم و رحمتالله.شما و همهٔ اون اساتید اشتباه میفرمایید. جمله انگلیسیتون یک بخش مهم از انگارههای چپ جهانیه که توسط نویسندههای مارکسیست تبلیغ میشه؛ همون اساتیدی که گفتید. جان کلام کتاب آبراهاميان هم همینه. برای این اساتید، ایران بازیچه ادبیات آمریکاستیزیه و براشون فقط مهمه کشوری با آمریکا در جنگ باشه — سرنوشت اون مردم سرسوزنی برای اون اساتید مهم نیست؛ هزینه آمریکاستیزی هم براشون مهم نیست.اینها ادبیات سیاسی برای چپ جهانی تولید میکنند و هر محتوایی فقط از این لحاظ براشون اهمیت داره.به عنوان کسی که در دانشنامهٔ ایرانیکا نقش دارید، بد نیست انقدر راحت در خدمت پروپاگاندای چپ جهانی قرار نگیرید. هیزم در کوره آمریکاستیزی نریزید و به جاش تفکراتی رو نقد کنید که مردم ما رو اینچنین گرفتار جنگ و فقر کرد. به دانش تعهدی ندارید، حداقل به کسانی تعهد اخلاقی داشته باشید که همزبونتون هستند و زیر بار آمریکاستیزیِ ایدئولوژیک چند نسل هزینه دادند و الان هم سرنوشت نامعلومی دارند. برای چپ جهانی سرسوزنی اهمیت نداره ایران خرج آمریکاستیزی ایدئولوژیکشون بشه. ما و ایران رو هیزم قطار خودشون میبینند.از من بیسواد، غیردانشگاهی و گاراژدار به شما نصیحت — از برج عاج دانشگاه بیرون بیایید. @Garajetadayoni | گاراژ
دانش بورژوایی گوز سگه!وقتی رهبران کمونیست و سوسیالیست صحبت از "پیشرفت" و "جهش" میکردند، یعنی قرار بود بلا و پسرفت و مرگ بر سر اون ملت نازل بشه — همونطور که وقتی رهبران فاشیست از عشق به صلح میگفتند، یعنی قرار بود جنگی خانمانسوز دامن ملت رو بگيره.قصهٔ "جهش بزرگ به جلو"ی چین هم که ایدهٔ مائو بود، مترادف پسرفت و مرگ دهها میلیون نفر بود. جهش به جلو نبود، بلکه شیرجه در حماقت و بدبختی بود. با جهش بزرگ قرار بود چین فقیر و عقبمونده در چشمبرهمزدنی از با قطار سریعالسیر سوسیالیسم از کاپیتالیسم سبقت بگیره و پوزه کشورهای کاپیتالیستی غرب رو به خاک بماله. یکی از نشانههای این سبقت هم، تولید فولاد بود.مائو عاشق فولاد بود و آمار و ارقام تولید فولادِ کشورها رو حفظ بود. در سال ۱۹۵۷ تولید فولاد در چین ۵.۳۵ میلیون تن بود؛ اما در سپتامبر ۱۹۵۸ قرار شد این رقم به دوازده میلیون تن برسه.این هدف باید به هر ضربوزور و حماقتی بود محقق میشد. به این منظور کورههای کوچکی در محیطهای روستایی ایجاد شد. اکثر این کورهها نقص فنی داشت و مواد نامرغوب تولید میکرد. کشور پر شده بود از کارخانههای تولید فولاد. انبوه تیرآهنهای تولیدشده در کمونهای روستایی همهجا دیده میشد، اما این محصولات آنقدر کوچک و شکننده بود که برای کارخانههای نورد غیرقابلاستفاده بود.اما صحنههای مضحکتر هم وجود داشت! اعضای متعصب حزب که حرف مائو برایشان حرف خدای روی زمین بود، خونه به خونه میرفتند و لوازم خانگی و تجهیزات کشاورزی مردم رو مصادره میکردند تا بندازند در کورهها. ظروف پختوپز، دستگیرههای فلزیِ در و حتی گیرههای موی زنان ذوب میشد! شعار رژیم این بود: «هر کس تیغۀ کلنگی را تحویل دهد، یک امپریالیست را محو کرده است، و هر کس میخی را پنهان کند، یک ضدانقلاب را مخفی کرده است.»کسانی که متوجه این حماقت میشدند و اشتیاقی نشون نمیدادند، فحش میخوردند، به بند کشیده میشدند یا در ملأ عام به نمایش گذاشته میشدند. متخصصانی هم که توصیه میکردند این کارها عاقلانه نیست، تحت تعقیب قرار میگرفتند. مائو ادبیاتی سر زبونها انداخته بود که دیگه جایی برای عقلانیت نمیگذاشت. او آب (نا)پاکی رو میریخت رو دست ملت چین و میگفت: «دانش بورژوایی گوز سگه» در مارس ۱۹۵۸، در کنفرانس چِنگدو گفته بود:«در مورد دانشِ استادان بورژوا، باید آن را همچون گوز بیارزش دانست، چنانکه گویی اصلاً وجود ندارد؛ باید آن را تحقیر، خوار و بیاعتنا شمرد؛ همانگونه که باید قدرت و دانش جهان انگلو-آمریکایی و غرب را تحقیر، خوار و بیاعتنا شمرد.»اما در نهایت در دسامبر ۱۹۵۸، خود مائو مجبور شد اعتراف کنه چهل درصد فولاد غیرقابلاستفادهست. فقط فولادی قابلاستفاده بود که در کارخانههای فولادسازی متعارف تولید شده بود. تمام نیرو و مواد و سرمایه تلف شده بود و منابعی که در کارهای ضروریتر باید مصرف میشد سوخته بود (چیزی که ماهیت سوسیالیسمه)؛ چرا؟ چون دانش بورژوایی گوز سگه!چین برای رسیدن به عدد تولید بالا که فقط روی کاغذ ارزش داشت (و نه در واقعیت)، منابعی رو مصرف میکرد که میتونستند در کشاورزی و صنعت مفیدتر باشند — از جمله خود نیروی کار که از کار اصلیش میافتاد تا فولاد بیارزش تولید کنه.مائو واقعاً فکر میکرد بسیج ایدئولوژیک توده میتونه به تنهایی محدودیتهای اقتصادی و فنی رو از بین ببره. یعنی:اراده سیاسی + بسیج میلیونها نفر = جهش اقتصادیاما اقتصاد و فناوری چین هیچ موقع با سوسیالیسم پیشرفت نکرد. شرط اصلی پیشرفت چین رهایی از تفکر سوسیالیستی بود که برای اینهم اول باید شر مائو از سر چین کم میشد. از اواخر دههٔ ۱۹۸۰ که اقتصاد بازار آزاد نرمنرم جای سوسیالیسم رو گرفت، پیشرفت و توسعه واقعی هم شروع شد — و چین دنیا رو در عرض دو سه دهه با اقتصادش بلعید.همچنین بنگرید به این پستها:▪️مائو چگونه دهها میلیون چینی را کشت؟▪️گنجشککشی#سوسیالیسم @Garajetadayoni | گاراژ
رجب صفروف، عضو تیم روسیه در مذاکرات رژیم حقوقی دریای خزر، مرداد ۹۷:همه ما انتظار داشتیم ایران درخواست ۵۰ درصد بکند. قانونی هم بود. اما جلسه اول یکباره جمهوری اسلامی گفت تقسیم برابر بین ۵ کشور، یعنی کمتر از ۲۰ درصدبرای ما عجیب و غریب بود که چجور ایران دارد از حقوق خودش گذشت میکنداین برای بقیه کشورها مثل هدیه الهی بود. از خوشحالی نمیدانستند چکار کنند@hafezeye_tarikhi

