🔴حمیده چوبک: ثبت الموت بزرگترین کامروایی من است.🔺دهم مرداد، زادروز خانم دکتر حمیده چوبک است، که در…
انتشار: 2026/07/31 07:51 UTCدریافت: 2026/08/05 16:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 16:52 UTC
🔴حمیده چوبک: ثبت الموت بزرگترین کامروایی من است.🔺دهم مرداد، زادروز خانم دکتر حمیده چوبک است، که در سال 1331 خورشیدی در شهر زیبای بندر بوشهر به دنیا آمد. 🔺وی دورهٔ کارشناسی ارشد باستانشناسی را در سال 1362 در دانشگاه تهران با رسالهٔ «انگارشناسی سفالینههای اسلامی» به اتمام رساند. سپس برای گذراندن دورهٔ دکتری در رشتهٔ باستانشناسی گرایش اسلامی وارد دانشگاه تربیت مدرس شد. خانم چوبک علاوه بر تألیفات متعدد، پروژههای بسیار مهمی در زمینهٔ باستانشناسی انجام داده است که از مهمترین آنها میتوان به شرکت در کاوشهای ری باستان، تپه حصار، قلعهٔ پرتقالیهای جزیرهٔ هرمز، ربع رشیدی تبریز، درهشهر ایلام، تپه واوان، چاهان، جازموریان کرمان، تپه میل ورامین و شهر قدیم کیش اشاره کرد.#نه_به_جمهوری_اسلامی#نه_به_جنگ #نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی@IranianRepublic
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 2 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — جمهوری ایرانی
🔴لایحه تصویب کنوانسیون دریای کاسپین؛ چرا پس از هشت سال، در بحبوحه جنگ؟🔺دولت جمهوری اسلامی، هشت سال پس از امضای کنوانسیون آکتائو، لایحه تصویب آن را به مجلس فرستاده است. روسیه، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان سالها پیش آن را تصویب کردند و ایران آخرین کشور باقیمانده است.کنوانسیون درصد مشخصی برای سهم ایران تعیین نکرده و تحدید حدود را به مذاکرات بعدی واگذار کرده است. ایران سالها بر سهم ۲۰ درصدی تأکید داشته، اما برخی برآوردها سهم نهایی را ۱۱ تا ۱۳ درصد ممکن میدانند؛ رقمی که هنوز قطعی نشده است. این ابهام در شرایط جنگی، نگرانیها را درباره تأمین منافع عمومی جدیتر میکند.🔺حسن قشقاوی، نماینده مجلس جمهوری اسلامی، میزبانی اجلاس سران را دلیل تسریع در تصویب عنوان کرده. اما در شرایطی که جنگ به دریای کاسپین کشیده و اوکراین اخیراً یک شناور حکومت را هدف قرار داده، پرسش اصلی این است: چرا جمهوری اسلامی در بحبوحه جنگ و تحریم، بهسراغ تصویب این کنوانسیون رفته و چرا جزئیات سهم و حدود ایران برای افکار عمومی روشن نیست؟تابناک نوشته: «تصویب این لایحه در شرایط جنگی، نگرانی از بهحاشیهراندن اولویتهای راهبردی را تقویت میکند.» در مقابل، ایرنا و مهر آن را اقدامی امنیتی خواندهاند.نبود شفافیت درباره سهم ایران و تحدید حدود، میتواند راه را برای تصمیمگیری پشت درهای بسته باز کند.#نه_به_جمهوری_اسلامی#نه_به_جنگ #نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی@IranianRepublic
🔴۱۷ مرداد روز خبرنگار؛ایران در میان چهار کشور آخر جهان از نظر آزادی مطبوعات است🔺امروز ۱۷ مرداد، در ایران روز خبرنگار است. بر اساس دادههای اخیر سازمان گزارشگران بدون مرز، روزنامهنگاری مستقل همچنان با محدودیتهای گسترده، بازداشت و فشارهای امنیتی روبهرو است. ایران در شاخص جهانی آزادی مطبوعات سال ۲۰۲۶ در رتبه ۱۷۷ از میان ۱۸۰ کشور قرار گرفته و تنها سه کشور دیگر وضعیتی بدتر از آن دارند.🔺ایران در سال گذشته میلادی در رتبه ۱۷۶ قرار داشت و به این ترتیب در تازهترین ردهبندی یک پله سقوط کرده است. امتیاز کلی ایران با این حال از ۱۶.۲۲ در سال ۲۰۲۵ به ۱۷.۴۵ در سال ۲۰۲۶ افزایش یافته است. در شاخص گزارشگران بدون مرز، افزایش امتیاز به معنای بهبود نسبی است، اما جایگاه کشورها به عملکرد سایر کشورها نیز بستگی دارد.🔺بررسی جزئیتر شاخصها نشان میدهد ایران از نظر وضعیت سیاسی رسانهها در رتبه ۱۶۷، اقتصادی ۱۷۵، حقوقی ۱۷۶، اجتماعی ۱۷۶ و امنیت روزنامهنگاران در رتبه ۱۷۴ جهان قرار گرفته است. در مقایسه با سال گذشته، امتیاز شاخص اجتماعی افزایش محسوسی داشته، اما وضعیت اقتصادی، حقوقی و امنیتی رسانهها اندکی بدتر شده است.🔺گزارشگران بدون مرز ایران را همچنان «یکی از سرکوبگرترین کشورهای جهان از نظر آزادی مطبوعات» توصیف کرده و میگوید فشار بر رسانهها که پس از اعتراضات سال ۲۰۲۲ شدت گرفته بود، در پی اعتراضات و جنگ سال ۲۰۲۶ و محدودیتهای گسترده ارتباطی تشدید شده است.🔺بر اساس دادههای لحظهای این سازمان، در حال حاضر ۱۶ روزنامهنگار در ایران در بازداشت به سر میبرند. گزارشگران بدون مرز در عین حال میگوید از آغاز سال ۲۰۲۶ تاکنون هیچ مورد کشتهشدن روزنامهنگار یا کارمند رسانهای در ایران در آمار این سازمان ثبت نشده است. این آمار تنها مواردی را شامل میشود که گزارشگران بدون مرز آنها را بر اساس معیارهای خود ثبت و تایید کرده است.🔺دادههای جهانی این سازمان نشان میدهد در زمان انتشار این آمار ۴۳۶ روزنامهنگار و ۳۵ کارمند رسانهای، در مجموع ۴۷۱ نفر، در سراسر جهان در بازداشت بودهاند. همچنین از ابتدای سال ۲۰۲۶ دستکم ۲۲ روزنامهنگار در جهان کشته شدهاند. ۱۶ روزنامهنگار نیز در شمار گروگانها و ۱۳۲ روزنامهنگار به همراه پنج کارمند رسانهای در شمار مفقودشدگان ثبت شدهاند.🔺اما فشار بر روزنامهنگاران در ایران تنها به زندان محدود نیست. گزارشگران بدون مرز میگوید بازداشت، بازجویی، نظارت، آزار و تهدید بخشی از شرایطی است که روزنامهنگاران ایرانی با آن مواجهاند. حتی گفتوگو با رسانههای خارجی، از جمله به صورت ناشناس، ممکن است روزنامهنگاران را در معرض تهدید یا بازداشت قرار دهد. از سال ۲۰۲۲ بیش از صد روزنامهنگار در ایران بازداشت شدهاند که شمار قابل توجهی از آنان زن بودهاند.🔺این فشارها از مرزهای ایران نیز عبور کرده است. گزارشگران بدون مرز از آزار آنلاین و تهدید به مرگ روزنامهنگاران ایرانی ساکن خارج از کشور خبر میدهد. در داخل ایران نیز رسانههای مستقل علاوه بر محدودیتهای سیاسی و امنیتی، با مشکلات اقتصادی روبهرو هستند. به گفته این سازمان، بحران اقتصادی، تحریمها و فساد و پیامدهای جنگ سال ۲۰۲۶ وضعیت رسانهها را دشوارتر کرده و در سالهای اخیر چند رسانه تعطیل و حدود صد روزنامهنگار بیکار شدهاند.🔺محدود کردن رسانهها در ایران قانونی شده است. اگرچه اصل ۲۴ قانون اساسی ایران آزادی مطبوعات را به رسمیت میشناسد، قانون مطبوعات محدودیتهایی برای مطالبی که «به جمهوری اسلامی لطمه بزند»، «به روحانیت و رهبر جمهوری اسلامی توهین کند» یا از نگاه خکومت «اطلاعات نادرست» باشد، تعیین کرده است. منتقدان میگویند گستردگی این تعاریف امکان برخورد قضایی با روزنامهنگاران را فراهم میکند. قانون تشدید مجازات جاسوسی که پس از جنگ دوازده روزه تصویب شد نیز این برخوردها را از پیش قانونیتر کرده است. 🔺۱۷ مرداد در تقویم رسمی ایران به یاد محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی که در سال ۱۳۷۷ در مزارشریف افغانستان کشته شد، «روز خبرنگار» نام گرفته است. نزدیک به سه دهه پس از آن واقعه، این روز هر سال با پیامهای رسمی درباره اهمیت رسانهها همراه میشود. اما جایگاه ۱۷۷ ایران در شاخص جهانی آزادی مطبوعات و حضور روزنامهنگاران در زندان، شکاف میان این پیامها و شرایط عملی روزنامهنگاری در ایران را به خوبی نشان میدهد.#نه_به_جمهوری_اسلامی#نه_به_جنگ #نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی@IranianRepublic
🔺مولفههای سقوط یک رژیم چیست؟🔺گفتوگوی صدای آمریکا با مهدی عربشاهی#نه_به_جمهوری_اسلامی#نه_به_جنگ #نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی@IranianRepublic
🔴از هسته ای تا هرمز؛ آیا جنگ اخیر، منطق امنیت در خاورمیانه را تغییر داد؟✍️حامد آئینهوند🔺هر جنگی دو نتیجه دارد؛ یکی در میدان نبرد و دیگری در ذهن سیاستمداران. نتیجه اول معمولاً خیلی زود مشخص میشود، اما نتیجه دوم ممکن است سالها بعد خود را نشان دهد. به گمان من، اهمیت واقعی جنگ اخیر ایران، آمریکا و اسرائیل را نیز باید در همین سطح جست وجو کرد. این جنگ اگرچه با هدف اتمام برنامه هسته ای و تضعیف توان نظامی ایران آغاز شد، اما به تدریج به بحرانی بر سر امنیت انرژی، آزادی کشتیرانی و تنگه هرمز تبدیل شد؛ تغییری که شاید مهمترین پیامد آن، بازتعریف مفهوم امنیت در خاورمیانه باشد.🔺در دو دهه گذشته، رقابتهای منطقه ای عمدتاً بر برنامه هسته ای ایران، توان موشکی و شبکه بازیگران نیابتی متمرکز بود. اما جنگ اخیر نشان داد که امنیت دریایی، مسیرهای انتقال انرژی و تجارت جهانی نیز به همان اندازه اهمیت یافته اند. تنگه هرمز دیگر فقط یک آبراه نیست؛ بلکه بار دیگر به یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل شده است. 🔺در چنین فضایی، توافق دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان ــ موسوم به «پیمان مکه» ــ را نباید صرفاً یک توافق نظامی دانست، بلکه باید آن را پاسخی به تغییر ماهیت تهدید در خلیج فارس تلقی کرد.در همین چارچوب، به نظر میرسد استفاده جمهوری اسلامی از تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار نیز در شکل گیری این روند بی تأثیر نبوده است. 🔺هرچه احتمال اختلال در صادرات انرژی از این مسیر جدی تر تلقی شود، انگیزه کشورهای صادرکننده نفت برای توسعه خطوط لوله جایگزین و کاهش وابستگی به هرمز نیز افزایش خواهد یافت. اگر این روند ادامه یابد، یکی از پیامدهای ناخواسته آن میتواند کاهش تدریجی ارزش ژئوپلیتیکی تنگه هرمز برای ایران باشد. به بیان دیگر، ابزاری که امروز هزینه رویارویی با ایران را افزایش میدهد، ممکن است در آینده بخشی از کارآمدی خود را از دست بدهد. 🔺این شاید یکی از پارادوکسهای مهم راهبردی جمهوری اسلامی باشد؛ زیرا هرچه تهدید به انسداد هرمز جدی تر شود، انگیزه رقبای منطقه ای برای بی اثر کردن این اهرم نیز بیشتر خواهد شد.همزمان، جنگ اخیر فشار کم سابقه ای بر الگوی امنیتی جمهوری اسلامی وارد کرده است. طی سالهای گذشته، تهران امنیت خود را تا حد زیادی از طریق شبکه ای از بازیگران همسو در لبنان، سوریه، عراق، یمن و فلسطین تولید میکرد. تضعیف بی سابقه این شبکه، تحولات سوریه و تبدیل رویارویی های نیابتی به تقابل مستقیم نشان میدهد که محیط امنیتی منطقه نسبت به گذشته تغییر کرده است. 🔺این البته به معنای پایان نقش منطقه ای ایران نیست، بلکه به این معناست که قواعد بازی در حال دگرگونی است.به همین دلیل، شاید مهمترین پرسش امروز این باشد که آیا دولتهای منطقه صرفاً در حال تشکیل یک ائتلاف جدید هستند یا اینکه واحد اصلی تولید امنیت در خاورمیانه نیز در حال تغییر است؟ 🔺به نظر میرسد پاسخ دوم محتمل تر باشد. دولتها معمولاً زمانی به سمت ائتلاف حرکت میکنند که احساس کنند نظم پیشین دیگر پاسخگوی محیط جدید نیست. از این منظر، پیمان مکه بیش از آنکه واکنشی به قدرت امروز ایران باشد، پاسخی به عدم قطعیت درباره «آینده قدرت ایران و البته قدرت درایران »است.🔺البته تشکیل ائتلافها الزاماً به معنای افزایش امنیت نیست. همانگونه که تجربه روابط بین الملل نشان میدهد، آنچه یک طرف اقدامی دفاعی میداند، ممکن است از سوی طرف مقابل اقدامی تهاجمی تلقی شود. بنابراین، این پیمان میتواند همزمان تهران را نیز به بازسازی ظرفیتهای بازدارندگی خود وادار کند و منطقه را وارد چرخه ای تازه از رقابت امنیتی سازد. 🔺از سوی دیگر، تجربه پیمان بغداد، سنتو و حتی شورای همکاری خلیج فارس نشان میدهد که موفقیت چنین ائتلافهایی بیش از آنکه به دشمن مشترک وابسته باشد، به میزان انسجام داخلی اعضای آن بستگی دارد.شاید در نهایت، اهمیت واقعی جنگ اخیر نه در تعداد موشکهای شلیک شده یا میزان ویرانی ها، بلکه در تغییری نهفته باشد که در شیوه اندیشیدن دولتهای منطقه به امنیت ایجاد کرده است. 🔺اگر این روند ادامه یابد، خاورمیانه ممکن است وارد مرحله ای شود که در آن امنیت انرژی، قدرت دریایی، همکاریهای میان دولتی و بازدارندگی، بیش از گذشته ستونهای اصلی نظم امنیتی منطقه را تشکیل دهند؛ نظمی که در آن هم ایران و هم رقبایش ناگزیر خواهند بود محاسبات راهبردی خود را از نو بازتعریف کنند#نه_به_جمهوری_اسلامی#نه_به_جنگ #نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی@IranianRepublic
🔴محمدباقر خرازی؛ بلندگوی یک جناح یا نشانهای از خلأ قدرت در جمهوری اسلامی؟🔺انتشار پیاپی ویدئوهایی از محمدباقر خرازی، دبیرکل تشکل «حزبالله ایران»، در روزهای اخیر نام روحانیای را دوباره بر سر زبانها انداخته که سالها در حاشیه سیاست رسمی جمهوری اسلامی حضور داشته است. خرازی در این ویدئوها از استعفای مکرر مسعود پزشکیان، تصمیمهای…🔺برای خواندن متن کامل اینجا کلیک کنید#نه_به_جمهوری_اسلامی#نه_به_جنگ #نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی@IranianRepublic
🔴از کشتار ۶۷ در زندان تا کشتار ۱۴۰۴ در خیابان✍️حامد آئینهوند🔺اظهارات اخیر مسعود پزشکیان، که منتقدان آمار رسمی کشته شدگان اعتراضات را «خائن» و «وطن فروش» خواند، بیش از آنکه درباره اختلاف بر سر اعداد باشد، پرده از یک ذهنیت تاریخی در جمهوری اسلامی برداشت؛ ذهنیتی که بیش از چهار دهه است با یک الگوی ثابت عمل میکند: کشتار، انکار و سپس امید به فراموشی.🔺در تابستان ۱۳۶۷ هزاران زندانی سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی اعدام شدند. سالها طول کشید تا جامعه ایران از ابعاد آن فاجعه آگاه شود. جنگ ایران و عراق، فضای امنیتی، نبود رسانه های آزاد و فقدان شبکه های اجتماعی، این امکان را برای حکومت فراهم کرده بود که حقیقت را پشت دیوارهای زندان پنهان کند. جمهوری اسلامی نیز هیچگاه مسئولیت آن اعدامها را به صورت شفاف نپذیرفت و هرگز آمار رسمی و مشخصی از شمار قربانیان منتشر نکرد.🔺در آن سالها، جز زنده یاد آیت ا.. منتظری که فریاد زد بسیاری از چهره هایی که امروز خود را اصلاح طلب مینامند و آن روزها بر خودشان نام خط امام گذاشته بودند در برابر آن فاجعه سکوت کردند. نه اعتراضی درخور شنیده شد و نه تلاشی جدی برای روشن شدن حقیقت صورت گرفت. امروز نیز وقتی رئیس جمهور، به جای پاسخگویی درباره جانهای از دسترفته، کسانی را که روایت دیگری از آمار قربانیان ارائه میکنند به «خیانت» و «وطنفروشی» متهم میکند، این پرسش دوباره زنده میشود که آیا چیزی جز همان منطق قدیمی ادامه یافته است؟🔺حکومت ظاهراً هنوز در دهه شصت زندگی میکند. هنوز تصور میکند اگر چند سال بگذرد، اگر روایت رسمی بارها تکرار شود و اگر منتقدان با برچسب «خائن» و «وطنفروش» از میدان بیرون رانده شوند، حافظه جمعی نیز پاک خواهد شد. این محاسبه شاید در سال ۱۳۶۷، با وجود سانسور گسترده و نبود ابزارهای ارتباطی امروز ، تا حدی امکانپذیر بود. اما ایران امروز، ایران ۱۳۶۷ نیست. امروز حقیقت را نمیتوان در پشت دیوار زندان یا در گزارشهای رسمی دفن کرد. 🔺میلیونها تلفن همراه، صدها رسانه و شبکه های اجتماعی، حافظه ای ساخته اند که دیگر به آسانی پاک نمیشود. شاید بتوان بر سر تعداد قربانیان مناقشه کرد، اما نمیتوان اصل فاجعه را از حافظه یک ملت حذف کرد.🔺در این میان، تناقض دیگری نیز خودنمایی میکند. مسعود پزشکیان تقریباً در هر سخنرانی از نهج البلاغه نقل قول میکند و خود را دلبسته عدالت علوی معرفی میکند. اما وقتی منتقدان را به جای پاسخ، با اتهام «خیانت» و «وطن فروشی» مینوازد، این پرسش به ذهن میرسد که او دقیقاً کدام نسخه از نهج البلاغه را میخواند؟ 🔺ظاهراً نسخه ای که در اختیار اوست، با نسخه ای که در دست مردم است تفاوت ماهوی دارد. در نهج البلاغه ای که مردم میشناسند، حاکم به عدالت، مدارا، شنیدن صدای مخالف و پذیرش مسئولیت فراخوانده میشود؛ نه به برچسب زدن به منتقدان و جایگزین کردن اتهام به جای پاسخگویی.🔺اشتباه جمهوری اسلامی فقط در توسل به خشونت نیست؛ اشتباه بزرگتر، اعتماد همیشگی به فراموشی است. 🔺گویی حاکمان باور دارند که گذر زمان، حقیقت را نیز از میان خواهد برد. تجربه چهار دهه گذشته نشان میدهد که این محاسبه هر بار دشوارتر از گذشته شده است. حقیقت ممکن است به تأخیر بیفتد، اما حذف نمیشود؛ و حافظه یک ملت، برخلاف تصور صاحبان قدرت، با فرمان حکومتی یا گذر زمان از بین نمیرود.🔺اگر در سال ۱۳۶۷ حکومت توانست سالها ابعاد یک فاجعه را از چشم افکار عمومی پنهان نگه دارد، امروز با جامعه ای روبه روست که ابزارهای ثبت، روایت و حفظ حافظه تاریخی را در اختیار دارد. این همان تفاوتی است که معادلات گذشته را بر هم زده است. شاید بتوان روایت رسمی را تکرار کرد، اما دیگر نمیتوان انتظار داشت که جامعه، مانند دهه شصت، سکوت کند یا همه چیز را به دست فراموشی بسپارد. 🔺امروز مسئله فقط اختلاف بر سر آمار نیست؛ مسئله، پایان یافتن دورانی است که حکومت میتوانست با کشتار، انکار وانتظار برای فراموشی، از زیر بار مسئولیت و پاسخگویی بگریزد.#نه_به_جمهوری_اسلامی#نه_به_جنگ #نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی@IranianRepublic