"دکتر شریعتی و اخوانِ ثالث"اگر اشتباهنکنم استاد شفیعی جایی اشارهکردند نخستینبار شعرِ نیما یا اخو…
انتشار: 2026/06/19 19:15 UTC
"دکتر شریعتی و اخوانِ ثالث"اگر اشتباهنکنم استاد شفیعی جایی اشارهکردند نخستینبار شعرِ نیما یا اخوان را از زبانِ "علیآقا" شنیدم. اخوان نیز گاه در آثارِ منثورش از دکتر شریعتی نامبردهاست.میدانیم که شریعتی جز اندیشههای بحثبرانگیزِ سیاسی و تکاپوگریهای اجتماعیاش، در زمینهی ادبیات و نقدِ ادبی نیز مطالعاتِ پراکندهای داشت. ادبیّتِ آثارِ منثورش نیز قابلتوجه است. اشارات و استشهادکردنهای فراوانِ او به شاعرانِ زبانِ فارسی، از توجهِ جدیِ او به شعر و ادبیات فارسی فارسی حکایتدارد. شریعتی به شعر و شاعرانِ امروز نیز اشاراتی دارد. او شعر نیز میسرود و حتی جایی در "گفتگوهای تنهایی"، به پیشگامیِ خویش در سرودنِ شعرِ نیمایی در مشهدِ دههی سی، و موضعگیری انجمنهای ادبیِ مشهدِ آن روز علیهِ این نوجوییها، اشاراتیآمده (نشرِ دیدار، ج ۱، صص ۸۰_۷۹). شریعتی خود را "قدری نویسنده، قدری شاعر، قدری متفکر، قدری سیاسی، قدری آزادیخواه، قدری سخنران و قدری چیزهای دیگر ازقبیلِ معلم و هنردوست و زیباییشناس" معرفیمیکند (همان، ۱۷۲).گرچه در آثارِ شریعتی از نیما، شاملو، اخوان، خویی و دیگر شاعران معاصر نمونههایی نقلشده اما او از شعرِ اخوان بیشتر شاهدمیآورَد. برداشتِ شریعتی از نگرشِ اخوان به هستی اینگونه است: "امید میگوید: آنچه پیدا است دنیایی پر از رنج است و نکبت، و اعتقادی هم به آن دنیای ناپیدا ندارم" (هنر، انتشاراتِ چاپخش، چ هفتم، چ ۱۳۷۸، ص ۷۷).اشاراتِ شریعتی به جایگاهِ اخوان و شعرش:تاآنجاکه جستجوکردهام شریعتی ازمیانِ شاعرانِ امروز، از اخوان بیشتر یادکرده و به شعرش استنادکردهاست. او اخوان را "شاعرِ توانا و مشهور" (شناخت و تاریخ ادیان، چاپخانهی دیبا، ۲۵۳۶، ص ۱۳۳) و "شاعرِ آگاهِ زمانِ ما" خواندهاست (بازگشت، انتشارات الهام، چ ششم، ۱۳۷۷، ص ۲۱۰). جایی نیز هنگام سخن از شاطرعباسِ صبوحی، از تحصیلاتِ رسمی نداشتنِ اغلبِ شاعران که سخنمیگوید، میافزاید: نمونهاش "اخوان ثالث که دانشجوی هنرستان بودهاست" (شناخت و تاریخ ادیان ص ۱۰۰).البته شریعتی گاه آراء و اندیشههای اخوان را نقد نیز میکند. جایی، گرچه تعریفِ تمثیلیِ اخوان را از شعر (پرتوی از شعورِ نبوت ...) "یکی از بهترین شعرهای معاصر" میداند!، اما میافزاید، بهسببِ نداشتنِ شرایط و حدودِ منطقی، این "تعریفِ شعر نیست"! (شناخت و تاریخ ادیان، ص ۱۳۳).اشارات و استشهادکردنهای شریعتی به شعرِ اخوان نیز فراوان است: جایی هنگامِ اشاره به انقلابهای بیثمری که به بیراههرفتند، مینویسد: "... بیثمربودهاند و مثلِ "کتیبه"ی اخوان، هی ازاینرو بهآنرو، ازآنرو بهاینرو، سکه را برمیگرداندهاند* و وارونهمیکردهاند و نامش "انقلاب" (با مخاطبهای آشنا، انتشاراتِ چاپخش، ص ۱۱۰). در "هبوط" به بخشهایی از "سگها و گرگها" که البته فکرش ازآنِ شاندور پتوفی شاعرِ انقلابیِ جوانمرگشدهی مجارستانی است، استنادشده: "سگانِ پرشوروشعفی که "بر آن خاکسترهای نرم" در مطبخِ ارباب گرم و نرم خفتهاند و "از آن تهماندههای سفره" مست شدهاند" (سروش، ۱۳۵۹، ص ۱۱۰).شریعتی در گفتگوهای تنهایی ( ۸_۱۳۴۶) نیز بارها به شعرِ اخوان ارجاعمیدهد. جایی به بخشی از شعرِ "دریچهها" اشارهای شده: "نی ماه فسون نه مهر جادوکرد" (همان، ج ۲، ص ۷۷۸). جایی دیگر نیز به سطرهایی از شعرِ درخشانِ "سبز":با تو دیشب تا کجا رفتم/ من نمیگویم ملائک بالدربالام شناکردند/ من نمیگویم که بارانِ طلا آمد" (همان، ج ۲، ص ۸۷۲). و باز جایی از همین اثر، به سطرهایی از "قصهی شهرِ سنگستان"، در اشاره به استثمارِ ایران و نفتخواریهای استعمارگران:و کشتیها و کشتیها و کشتیها ... و بردنها و بردنها و بردنها ..." (ج ۲، ص ۹۳۹).شعرِ اخوان چندان زمزمهی جان و بر سرِ زبانِ شریعتی بوده که او گاه بخشی از آن را در کلامِ خود مینشانَد. مانند صفحاتی از "خودسازیِ انقلابی" که شریعتی در اشارهبه ناگزیریِ آدمی از انتخاب از میانِ سهگانهی "پلیدی"، پاکی" و "پوچی"، دوبار این عبارتِ اخوان در قطعهی "چاووشی" را تکرارمیکند: "سه ره پیدا است" (انتشارات حسینیهی ارشاد، بیتا، صص ۷_۲۲۵). ردّ ترکیبها و مفرداتِ شعرِ اخوان یا اشاره و تلمیح به آثارِ او را در آثارِ شریعتی نیز میتوان نشانداد. جستجویی نکردهام، اما مثلاً شاید "زنجیرِ سنگستان" در عبارتی که خواهدآمد همزمان متأثّر از قطعاتِ "قصهی شهرِ سنگستان" و "کتیبه" باشد:"همچون پرومته در زنجیرِ سنگستان" (همان، ج ۲، ص ۹۳۱). چراکه میدانیم مجازاتِ پرومته نیز همچون زنجیریانِ "کتیبه" مکرّر و ابدی است.* البته در شعرِ اخوان این "تختهسنگ" است که هی ازاینرو بهآنرو میشود، نه "سکه"!احمدرضا بهرامپور عمران#فرهیختگان راهی به رهایی