کل یوم عاشورا و کل ارض کربلامهدی محمودیانهر روز عاشوراست و هر سرزمینی کربلا.این جمله فقط یک شعار مذ…
انتشار: 2026/06/25 15:42 UTC
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلامهدی محمودیانهر روز عاشوراست و هر سرزمینی کربلا.این جمله فقط یک شعار مذهبی نیست؛ یک هشدار تاریخی است. هشداری که به ما میگوید نباید عاشورا را در سال ۶۱ هجری زندانی کنیم و کربلا را فقط قطعهای از خاک عراق بدانیم. اگر چنین کنیم، عاشورا را به یک خاطره تبدیل کردهایم، نه یک پیام.پیام عاشورا این است که ظلم، هر زمان و در هر لباسی که ظاهر شود، ظلم است؛ و انسان نیز در برابر آن مسئولیت دارد.حسین بن علی در برابر حکومتی قیام کرد که خود را دینی مینامید. مشکل او صرفاً فساد اقتصادی یا ناکارآمدی سیاسی نبود. مسئله اصلی این بود که قدرت سیاسی به نام دین سخن میگفت اما کرامت انسان را نادیده میگرفت.حکومت یزید از مردم فقط اطاعت نمیخواست؛ سکوت هم میخواست. میخواست مردم چشم خود را بر حقیقت ببندند و میان وجدان و امنیت، امنیت را انتخاب کنند.امروز وقتی به جامعه خود نگاه میکنیم، پرسش مهمی پیش روی ما قرار میگیرد: آیا عاشورا فقط برای گریستن است یا برای اندیشیدن نیز هست؟اگر برای اندیشیدن است، باید از خود بپرسیم که در سالهای گذشته چه بر مردم ایران گذشته است؟چرا هزاران نفر به دلیل بیان عقیده، فعالیت مدنی، روزنامهنگاری یا اعتراض مسالمتآمیز با زندان روبهرو شدهاند؟چرا خانوادههایی داغدار شدهاند؟چرا بسیاری از جوانان امید خود را به آینده از دست دادهاند؟چرا فساد، تبعیض و رانت به بخشی از ساختار حکمرانی تبدیل شده است؟چرا فاصله میان حاکمان و مردم هر روز بیشتر شده است؟این پرسشها سیاسی نیستند؛ اخلاقیاند.همانگونه که پرسش حسین در کربلا نیز پیش از آنکه سیاسی باشد، اخلاقی بود.حسین پرسید: آیا میتوان به نام دین حکومت کرد اما عدالت را کنار گذاشت؟آیا میتوان از خدا سخن گفت اما صدای مردم را نشنید؟آیا میتوان نماز خواند اما حقوق انسانها را پایمال کرد؟ پاسخ او منفی بود.امام حسین به ما آموخت که مشروعیت فقط از قدرت نمیآید. مشروعیت از عدالت میآید.ممکن است حکومتی همه ابزارهای قدرت را در اختیار داشته باشد؛ رسانه، ثروت، نیروهای امنیتی و نظامی. اما اگر عدالت را از دست بدهد، از نظر اخلاقی شکست خورده است.عاشورا دقیقاً روایت چنین شکستی است.شکست اخلاقی قدرت در برابر وجدان.از همین روست که پس از چهارده قرن، کسی نام فرماندهان سپاه یزید را با احترام بر زبان نمیآورد، اما نام حسین همچنان زنده است.زیرا قدرت ماندگار نیست، اما حقیقت ماندگار است.وقتی میگوییم "کل یوم العاشورا"، یعنی هر نسل عاشورای خود را دارد.عاشورای نسل ما فقط در کتابهای تاریخ نیست.عاشورای نسل ما میتواند در سلول انفرادی یک زندانی عقیدتی باشد.میتواند در اشک مادری باشد که فرزندش را از دست داده است.میتواند در رنج خانوادهای باشد که برای سادهترین حقوق خود سالها مبارزه کردهاند.میتواند در سکوت اجباری روزنامهنگاری باشد که حقیقت را دیده اما اجازه بیان آن را ندارد.میتواند در زندگی شهروندی باشد که احساس میکند در سرنوشت کشورش سهمی ندارد.اگر عاشورا را بشناسیم، نمیتوانیم نسبت به این رنجها بیتفاوت باشیم.عاشورا ما را به مسئولیت فرا میخواند.اما مسئولیت چیست؟آیا مسئولیت یعنی نفرت؟خیر.آیا مسئولیت یعنی انتقام؟خیر.آیا مسئولیت یعنی خشونت؟باز هم خیر.مسئولیت یعنی ایستادن در کنار حقیقت.مسئولیت یعنی دفاع از کرامت انسان.مسئولیت یعنی مخالفت با ظلم، حتی زمانی که ظلم به نام دین، امنیت یا مصلحت توجیه میشود.مسئولیت یعنی نپذیرفتن دروغ، حتی اگر گفتن حقیقت هزینه داشته باشد.مسئولیت یعنی حفظ وجدان.امروز جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به همین وجدان نیاز دارد.نیاز دارد انسانهایی باشند که حقیقت را فدای منفعت نکنند.نیاز دارد کسانی باشند که از حقوق مخالفان خود نیز دفاع کنند.نیاز دارد شهروندانی داشته باشد که عدالت را فقط برای خود نخواهند، بلکه برای همه بخواهند.پیام عاشورا همین است.حسین برای یک قبیله نجنگید.برای یک گروه نجنگید.برای یک ایدئولوژی نجنگید.او برای حفظ شأن انسان ایستاد.و به همین دلیل است که عاشورا متعلق به همه آزادگان جهان است.امروز نیز اگر بخواهیم به حسین وفادار بمانیم، باید بدانیم وفاداری در عزاداری خلاصه نمیشود.وفاداری یعنی دفاع از آزادی.وفاداری یعنی دفاع از عدالت.وفاداری یعنی دفاع از حق مردم برای زندگی شرافتمندانه.وفاداری یعنی آنکه هیچ قدرتی را فراتر از نقد ندانیم.وفاداری یعنی آنکه در برابر رنج انسانها سکوت نکنیم.در پایان، شاید بتوان پیام عاشورا را در یک جمله خلاصه کرد:هرگاه قدرت در برابر حقیقت قرار گرفت، وظیفه انسان ایستادن در کنار حقیقت است؛ حتی اگر هزینه داشته باشد.این همان معنای "کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا و کُلُّ أَرْضٍ کَرْبَلاء" است.#فرهیختگان راهی به رهایی