نرمالیزه کردن صلح در دنیای نرمالیزهشدۀ جنگ و خشونتسعید مدنی مدتی پیش وقتی در حیاط بزرگ زندان قدم م…
انتشار: 2026/06/25 16:33 UTC
نرمالیزه کردن صلح در دنیای نرمالیزهشدۀ جنگ و خشونتسعید مدنی مدتی پیش وقتی در حیاط بزرگ زندان قدم میزدم، زندانی میانسالی که کنار دیوار زیر آفتاب نشستهبود نزدیکم آمد و پس از سلام کردن گفت مشکلی دارد و از من خواست تا به او کمک کنم. مثل همیشه تصور کردم چون اغلب زندانیان من را «دکتر» صدا میزنند، تصور کردهاست که پزشکام. بنابراین تفاوت این دو را توضیح دادم و توصیه کردم به بهداری زندان مراجعه کند. او نیز بلافاصله توضیح داد میدادند پزشک نیستم؛ اما چون به درمان بهداری امید ندارد سراغ من آمدهاست. بالاخره راضی شدم تا مشکلش را توضیح دهد: گفت که مدتهاست شبها نمیتواند بخوابد، و بلافاصله پس از آن که دراز میکشد، همسرش حاضر میشود و با او گفتوگو میکند و این وضع تا صبح طول میکشد و در نهایت هر صبح او خستهتر از شب قبل ناچار است برخیزد. او همۀ اینها را در کمال آرامش و حتی با کمی طنز و لبخند توصیح داد. وقتی آنچه به نظرم آمد گفتم، تازه پرسیدم اصلا جرمش چیست و چرا در زندان است. باز هم در کمال آرامش -و البته مثل بسیاری زندانیان غیرسیاسی- پاسخ داد: «هیچی». وقتی از او خواستم که «هیچی» را توضیح بدهد، در حالی که لبخندی به لب داشت گفت همسرش را کشته و سپس سوزانده. با شنیدن پاسخ یکه خوردم، نه به خاطر اینکه مدتی همکلام یک قاتل شده بودم، بلکه به سبب لحن آرام او و فقدان نمودی از احساس شرم و گناه یا پشیمانی در او. در ادامه از او خواستم نحوۀ قتل و سوزاندن جسد را توضیح بدهد و او با کمال میل، بدون کمترین اکراه، گویی دربارۀ یک سفر تقریحی یا تماشای فیلم یا خاطرهای خوش با رفیقی صحبت کند، جزئیات یک شبانهروز از گفتوگوی اولیه تا سوزاندن همسرش در گودالی در انتهای حیاط خانه را توضیح داد و دریغ از کمترین نشانهای از انجام عملی زشت، غیرانسانی و حتی غیرمتعارف. گویی از دید آن مرد میانسال، همۀ مردان بالاخره روزی همسرشان را به قتل میرسانند، درست همانطور که همۀ مردان بالاخره روزی ازدواج میکنند، روزی فرزندی خواهند داشت، و روزی خواهند مرد. برای او، آنچه انجام دادهبود امری متعارف و بهنجار به نظر میآمد. مشکل امروز صلحطلبان و جنبش صلح نیز گویی نرمالیزهشدن خشونت، جنگ، و مرگ در بسیاری نقاط دنیاست. در سرزمین من، ایران، سالهاست تورم حدود ۷۰درصدی و بیشتر امری عادی محسوب میشود. برخی روشنفکران و اقتصاددانان ارگانیک نیز مقالاتی مبنی بر وجود تورم در همۀ دنیا از جمله ایران نوشتهاند و گویی قرار گرفتن نیمی از جمعیت زیر خط فقر و نیمی دیگر در حال ریزش به زیر خط فقر نیز در همۀ دنیا امری عادی و متعارف است و این خشونت شرمآور بهنجار و حتی معمول است که احیاناً میتوان برای آن راه حلی متعارف در درون ساختار سیاسی-اقتصادی کنونی یافت. به همین ترتیب، هر روز اخباری دربارۀ خشونت حاصل از بحرانهای کنونی ایران میشنویم بیآنکه هیچیک از آنها غیرمعمول محسوب شود. مدتی پیش یکی از مسئولان بهداشت کشور چنان به کمبود واکسنهای پنتاوالان (صد دیفتری، کزاز، سیاهسرفه، هپاتیت بی و هموفیلوس آنفولانزای نوع بی) و روتاویروس (ضد التهاب شدید) اشاره کرد، گویی دربارۀ هوای نیمهبارانی روز بعد سخن میگوید و نه احتمال مرگ و بیماری هزاران کودک. در کشور من، ایران، مجازات اعدام روزانه جوانان بدون رعایت قوانین و مقررات جاری امری متعارف است، محکومیت چندینسالۀ مردان و زنان اعم از دانشجو، معلم، کارگر، نویسنده و مترجم به جرم بیان نظر و اندیشه، دین و مذهب ،دفاع از موازین حقوق بشر و اعتراض به وضع موجود و خشونت حاکم بر زندگی روزمره نه تنها استثنا نیست، بلکه بخشی از جریان عادی هر روز است. در این کشور، تشکیل ۹۰هزار پروندۀ قضایی برای دختران و پسران جوانی که معترض حجاب اجباری بودند و اعمال خشونت علیه آنها بدیهی، معمول، و متعارف محسوب میشود، گویی چهرهای بیبدیل از وضعیتی کاملا نرمال باشد. در سطح جهانی نیز هر روز شاهد عادیسازی خشونت در مناطق مختلف جهان هستیم. اخبار روزانۀ رسانهها حاکی از مرگ روزانۀ دهها فلسطینی ساکن غزه، بهویژه کودکان و زنان، در اثر بمباران اسرائیل یا گرسنگی و بیماری حاصل از محاصرۀ این منطقه است. لذا آنچه در غزه عادی شدهاست، مرگ جماعتی فقط به سبب بودن و سکونت در آنجاست. آیا تا کنون خبری دربارۀ حیات، زندگی، رفاه و بهزیستی در غزه شنیدهایم؟.... متن کامل #فرهیختگان روزن آگاهی