یک زندانی سیاسی که بهتازگی از زندان تهران بزرگ آزاد شده، در گزارشی از شرایط این زندان، از ازدحام ش…
انتشار: 2026/07/08 08:53 UTC
یک زندانی سیاسی که بهتازگی از زندان تهران بزرگ آزاد شده، در گزارشی از شرایط این زندان، از ازدحام شدید، شیوع بیماریهای عفونی، حضور گسترده اراذل و اوباش، دسترسی آسان به مواد مخدر، وضعیت نامناسب بهداشت و محرومیت زندانیان از حداقل امکانات سخن گفته است. آنچه در ادامه میآید، روایت او از شرایطی است که به گفته وی، فراتر از حبس، به فرسایش تدریجی جسم و روان زندانیان میانجامد.روایت یک زندانی سیاسی تازهآزادشده از زندان تهران بزرگدرست است که زندان، زندان است؛ حتی اگر دیوار و سقفش از طلا باشد.اما قصه تهران بزرگ، چیز دیگری است.اگر کسی هر دو زندان اوین و تهران بزرگ را تجربه کرده باشد، درک میکند چه میگویم.شرایطی فرساینده که روح و جسم شما را طوری تحلیل میبرد که اوین را از اعماق جان آرزو میکنید.در آنجا حضور اراذل و اوباش تنها یک اتفاق عادی نیست. به گفته وکیل بند، مقامات زندان بهعمد آنها را گماردهاند تا شرایط را بر زندانیان اعتراضات سخت کنند و دستشان هم برای آزار سیاسیها باز است. به آنها تأکید شده مسئولیت اداره بندها اعم از مسئولیت اتاقها، انتظامات و... نباید با زندانیان سیاسی باشد.شبها سیگار کشیدن در سلولها ممنوع است، اما کشیدن مواد مخدر آزاد است و سود و تجارتی کلان در زد و بند مواد مخدر بین برخی سابقهدارها و مقامات زندان برقرار است.ورود این حجم از مواد مخدر به داخل بندها بدون وجود زنجیرهای از تبانی، ارتشا و همکاری مقامات ممکن نیست.یعنی بزهکاران خطرناک مثل زورگیران نهتنها در زندان اصلاح نمیشوند، بلکه در آنجا امپراتوری فساد راه انداختهاند و جوانان بازداشتی در اعتراضات را هم که با وجود فشار روانی مستعد اعتیاد هستند، برای سود بیشتر آلوده میکنند.تمام اتاقها پر از حشره ساس است که خون بدن را میخورد و جای گزش آن تا مدتها خارش دارد و خواب را از چشمان زندانی میرباید.آب زندان شور و تلخ است و زندانی ناچار است برای آب آشامیدنی از جیب خود، چند برابر قیمت بازار هزینه کند و از بوفه زندان خرید کند که آن هم وابسته به روابط است.پس از وقایع دیماه، اندرزگاهی که گنجایش آن تنها ۲۲۵ نفر است، بیش از ۵۵۰ نفر را در آن قرار داده بودند.بیماریهای عفونی مثل چرک گلو، تب و لرز، عفونت ریه و آنفلوآنزا با توجه به فاصله کم افراد از هم به سرعت گسترش پیدا میکرد و دارو و پزشک بهداری هم یا در دسترس نبود یا اگر هم بود، آنقدر دیر میرسید یا داروهایش غیرمؤثر و ناکارآمد بودند که زندانیها با تب و لرز و عفونت، شکنجه غیرمستقیم میشدند.اواخر دیگر خلطهای بچهها خونی شده بود.اگر داروهایی که خانواده زندانیها از بیرون زندان به داخل فرستادند نبود، بسیاری از زندانیها ریههای خود را از دست میدادند.وقتی شرایط را به حدی فرساینده کنی که موهای جوانان در چند ماه سپید شود، این یعنی همان تهران بزرگی که ما تجربه کردیم.دیلی نیوز#فرهیختگان راهی به رهایی