دو ایران، قسمت اول: ایرانِ نگرشهامحمد مالجواگر بخواهیم یکی از مهمترین تحولات جامعۀ شهریِ ایران طی…
انتشار: 2026/07/08 15:31 UTC
دو ایران، قسمت اول: ایرانِ نگرشهامحمد مالجواگر بخواهیم یکی از مهمترین تحولات جامعۀ شهریِ ایران طی سالهای اخیر را فقط در یک جمله خلاصه کنیم شاید بتوان گفت: جامعه از نهادهایش جلو زده است، به این معنا که تحول نگرشها از تحول نهادها پیشی گرفته است. برای فهم این ادعا باید عرصهای را کاوید که کمتر دیده میشود: زندگی روزمره و روابط خانوادگی و نگرشهایی که آرامآرام دگرگون میشوند بیآنکه نهادهای رسمی بهموازاتشان تغییر کنند.مدتهاست که تصویر رایج از جامعۀ ایران بر دوگانهای ساده استوار است: از یک سو، جامعهای سنتی با الگوهای مردسالار و، از سوی دیگر، گروهی از طبقات متوسط شهری که نگرشهای جدید را نمایندگی میکنند. اما دادههای پژوهشی که دربارۀ نقشۀ نگرشی طبقات اجتماعی جامعۀ شهریِ ایرانِ ۱۴۰۲ به عمل آوردهام روایت دیگری پیشاروی ما میگذارند. این دادهها نشان میدهند که تحول نگرشی اکنون دیگر محدود به گروهی خاص نیست بلکه در لایههای مختلف جامعه رسوخ کرده و به یکی از ویژگیهای مشترک جامعۀ شهریِ ایرانِ امروز تبدیل شده است.در پژوهش دربارۀ «اقتدار روزمره» کوشیدهام مجموعهای از نگرشهای طبقات اجتماعی گوناگون دربارۀ رابطۀ زن و مرد و اقتدار در خانواده و استقلال فردی را بررسی کنم. نتیجهها جالب است. تقریباً در همۀ طبقات اجتماعی با کاهش مشروعیت الگوی سنتی اقتدار خانوادگی مواجهایم. حمایت از آزادی بیشتر برای دختران و زنان در انتخاب سبک زندگی، پذیرش معاشرت دختر و پسر پیش از ازدواج، مخالفت با محدودسازی نقش زنان به خانهداری، حمایت از حق طلاق و ارثِ برابر برای زنان و پذیرش امکان پیشرفتشان، جملگی، دیگر به طبقۀ متوسط مدرن محدود نیست و در لایههای مختلفِ جامعۀ شهری گسترش یافته است. تفاوت طبقات اجتماعی نه بر سر اصل این نگرشها که بر سر شدت پذیرششان است.این نباید موهمِ چنین تصوری باشد که همۀ طبقات به یک اندازه تغییر کردهاند. اکثریت اعضای طبقۀ متوسط مدرن و طبقۀ سرمایهدار کماکان پیشگام این تحولاند و بیش از سایر طبقات از استقلال فردی و برابری جنسیتی و بازتعریف روابط خانوادگی دفاع میکنند. اما اهمیت واقعی یافتهها در جای دیگری است: در میان تهیدستان شهری و طبقۀ کارگر نیز از الگوی سنتی اقتدار بهشدت فاصله گرفته شده، حتی میان گروه مقامها و مدیران حکومتی و خانوادههایشان نیز. شکاف اصلی اکنون دیگر نه میان طبقات اجتماعی بلکه میان گروههایی است که این تحول را با سرعتها و شدتهای متفاوت تجربه کردهاند.الگوی سنتی اقتدار خانوادگی اکنون دیگر مقبولیت اجتماعی گذشته را ندارد. اکثریت جامعه پذیرفتهاند که زنان باید خودشان دربارۀ زندگیشان تصمیم بگیرند و در روابط خانوادگی از حق انتخاب برخوردار باشند و نقششان به خانهداری محدود نشود. این تحول نهچندان در قوانین یا نهادهای رسمی بلکه در ذهنیت مردم رخ داده است. با قاطعیت میتوان گفت جامعۀ شهریِ ایران در سطح ارزشها و نگرشها بهشدت دگرگون شده و نهادها دیر یا زود ناگزیر خواهند بود خود را با چنین تحولی تطبیق دهند.این یافتهای است مهم. خیلی از تحلیلها دگرگونی فرهنگی را بازتاب مستقیم دگرگونی اقتصادی میدانند، گویی ابتدا باید ساختار اقتصادی تغییر کند تا نگرشها نیز دگرگون شوند. اما تجربۀ ایرانِ امروز نشان میدهد که این رابطه همواره یکسویه و همزمان نیست. تحول نگرشی در برخی حوزهها، بیآنکه از بستر مادیاش جدا افتاده باشد، زودتر و آشکارتر از تحول نهادی بروز یافته است. ارزشها و نگرشهای جدید در روابط خانوادگی و زندگی روزمره جا باز کردهاند اما بازار کار و نظام اشتغال و سیاستهای رفاهی و حتی بسیاری از قواعد رسمی کماکان بر مبنای الگوهای گذشته عمل میکنند.امروز همین ناهمزمانی به یک معضل اساسی در جامعۀ ایران تبدیل شده. نسلی که استقلال فردی را حق خود میداند با نهادهایی روبهروست که هنوز فرصتهای متناسب با این توقع را فراهم نکردهاند. زنانی که حضور در عرصۀ عمومی را طبیعی میدانند کماکان با ساختارهایی مواجهاند که استقلال اقتصادیشان را محدود میکند. مسئله صرفاً تعارض میان سنت و تجدد نیست بلکه شکاف میان سیالیّتِ ذهنیِ جامعه و صلبیّتِ عینیِ نهادها است.این شکاف در عرصههای مختلف تجلی مییابد اما شاید هیچجا به اندازۀ بازار کار آشکار نباشد. اگر جامعۀ ایران واقعاً در سطح نگرشها تا این اندازه دگرگون شده است، باید انتظار داشت این تحول در اشتغال و مشارکت اقتصادی و فرصتهای برابر برای زنان نیز بالنسبه بازتاب یابد. آیا چنین شده است؟ پاسخ را باید در نهاد بازار کار جست.درست در همینجاست که تصویر امیدوارکنندۀ تحول فرهنگی با واقعیتی سخت و نگرانکننده روبهرو میشود، واقعیتی که نشان میدهد نهادهای اقتصادی هنوز از جامعه عقبتر حرکت میکنند. این را در یادداشتِ دو ایران، قسمت دوم: ایران نهادها نشان خواهم داد.