فرو شکستن تمام زندان هامرضیه حاجی هاشمیچهاردهم ژوئیه، برای فرانسویها تنها سالروز فتح «زندان باستیل…
انتشار: 2026/07/14 19:33 UTC
فرو شکستن تمام زندان هامرضیه حاجی هاشمیچهاردهم ژوئیه، برای فرانسویها تنها سالروز فتح «زندان باستیل نیست»؛ بلکه یادآور لحظهای است که یک نظم سیاسی سنتی با مشروعیت الهی دیگر قادر نبود خود را با واقعیتهای فکری و اجتماعی، در جهت حل بحران های مالی و اقتصادی، در جامعه ای دگرگون شده تطبیق دهد. ما معمولاً «انقلاب فرانسه» را با تصویر گیوتین، شورش خیابانی، گرانی نان و ... به یاد میآوریم؛ اما آنچه در سال ۱۷۸۹ رخ داد، از ماهها و سالها پیش آغاز شده بود.فرانسه فقیرترین کشور اروپا نبود؛ اما دولتش زیر بار بدهی جنگها و بحران مالی خم شده بود. مالیاتها عمدتاً بر دوش طبقهای بود که کمترین سهم را در تصمیمگیری سیاسی داشت. افزایش قیمت نان زندگی مردم را دشوار کرده بود، اما آنچه بحران را انفجاری کرد، همزمانی فشار اقتصادی، دگرگونی اندیشهها و ناتوانی نظام سیاسی در اصلاح خود بود.با وجود اندیشه های نو و روشنگرانه درباره منبع مشروعیت سیاسی، همچنان الهیات سیاسیِ حاکم، مشروعیت حکومت را ناشی از خدا و نه از مردم می دانست. حاکم که نماینده خدا بر روی زمین بود، «به حق الهی» فرمان میراند و نهاد دینی یکی از ستونهای اصلی نظم سیاسی بود. قدرت روحانی و قدرت سیاسی در رابطهای متقابل به یکدیگر مشروعیت میبخشیدند و بسیاری از روحانیان از امتیازات حقوقی و اقتصادی خاص؛ حتی دادگاه های ویژه برخوردار بودند و نهاد دین صرفاً یک نهاد معنوی نبود و بخشی از ساختار قدرت محسوب میشد.از سوی دیگر، شکستهای نظامی و هزینههای سنگین جنگ، بهویژه جنگ در دریا که دشمن در آن به واقع دست برتر را داشت و سپس حمایت پرهزینه تلافی جویانه فرانسه از استقلال «آمریکا»، در مقابل «بریتانیا»، خزانه دولت را فرسوده کرده بود. دولتی که زمانی یکی از قدرتمندترین دولتهای اروپا بود، دیگر توان اداره بحران مالی خود را نداشت.اما شاید مهمترین بخش این تحولات، ناتوانی نهادها آن هم با مشروعیتی الهی، در اصلاح خود بود. بسیاری از مردم در آغاز، قانون، عدالت مالیاتی و محدود شدن قدرت را میخواستند، هنگامی که نظام سیاسی نتوانست این مطالبات را در قالب نهادهای پایدار پاسخ دهد، مسیر تاریخ به سمت یک دگرگونی بزرگ تغییر کرد و طی صد سال فرانسه به بارزترین سکولاریسم از نوع لائیسیته آن درغلطید.⬅️ وقتی پیامدهای اقتصادی و اجتماعی جنگ ها به ویژه در صورت شکست، بر جامعه ای تحمیل می شود که پیش از آن، مشروعیت سیاسی را به شکلی بنیادین در اندیشه و باور به نقد و چالش کشیده است، عدم مشروعیتی مضاعف را برای بخش بزرگ تری از جامعه به ارمغان می آورد که نه تنها موجب بسیاری از دگرگونی ها در ساختارهای سیاسی و منتهی به تحولات انقلابی است؛ بلکه پتانسیل چرخش های شگرف فکری، فرهنگی و حتی اعتقادی را نیز فراهم می سازد، آنچه که فرو شکستن تمام زندان ها از نوع باستیل است.#فرهیختگان روزن آگاهی