👆👆👆پرهیز از دیو جنگ در فرهنگ سنتی ایرانشهرنصرالله پورجوادی (بخش دوم)ثنوی بودن فلسفه ایرانشهری به ای…
انتشار: 2026/07/15 10:32 UTC
👆👆👆پرهیز از دیو جنگ در فرهنگ سنتی ایرانشهرنصرالله پورجوادی (بخش دوم)ثنوی بودن فلسفه ایرانشهری به این معنی است که تاریکی صرفا به معنی نبود روشنایی نیست. دروغ صرفا نبود راستی نیست. تاریکی امر وجودی است. دروغ هم امر وجودی است و لذا از او به عنوان دیو دروج یا دروغ یاد میشود. همینطور بسته بودن بینش چشم و ناشنودن هر دو امور وجودی هستند و لذا پتیاره خوانده شدهاند. در واقع این دو پتیاره هر دو از لشکریان یا طلایهداران دیو جنگاند. آنها هستند که مقدمات جنگ را فراهم میکنند و به همین دلیل قبل از پتیاره جنگ از آن دو پتیاره یاد شده است. در واقع برای پرهیز از جنگ و بی اثر کردن دیو جنگ هم باید آن دو پتیاره را از کار انداخت و این هم مستلزم جنگ با انهاست، جنگ درونی نه بیرونی، جنگی که اصطلاحا جهاد اکبر یا مجاهده نامیده شده است. در این جنگ دیوان دیگر به کمک دو پتیاره میآیند. یکی از این دیوان « دیو دروغ» یا «دیو دروج» است که خدعه میکند و مجاهد را با دروغهایی که به او میگوید فریب میدهد. یکی از این دروغها برای این است که مجاهد را متقاعد کند که او در واقع دشمنی ندارد، یعنی او هم بینش دارد و هم شنوایی. پس شکست دادن دیو دروج و پذیرفتن این معنی که مجاهد بی بیش و کر است خود پیروزی بزرگی برای مجاهد است، چنانکه گفتهاند «العجز أن درک الادراک ادراک». دیو دروج خدعه های دیگر هم در این جنگ به کار میبرد، خدعه هایی که مجاهد فقط با استعانت جستن از اشه یا صدق میتواند خنثی کند. یکی از خطرهایی که مجاهد را تهدید میکند این است که او نیز به سپاه دروج بپیوندد و خدعه کند، یعنی به خودش دروغ بگوید. مبارزه با این خود فریبی سخت ترین کاری است که مجاهد در این مبارزه باید انجام دهد و کسی که میتواند به او مدد برساند باز اشه یا صدق است. فقط مجاهد صادق است که میتواند دیو دروج را با همه نیرنگ ها و خدعه هایش شکست دهد و درنتیجه از شر دیو جنگ رهایی یابد. مجاهده درونی انسان فقط با دو پتیاره بستن بینش و شنوایی نیست. با دیو جنگ هم باید در درون خود به ستیز برخیزد. همانطور که دو پتیار ه دیگر از دروج مدد میگرفتند دیو جنگ هم در صدد فریب دادن و خدعه کردن بر میآید . بزرگترین دروغی که دیو جنگ به مجاهد میگوید این است که دیو جنگ با دشمنان خدا میجنگد، با کافران و ستمگران. ولذا جنگ او حق است و برای دین است. دیو جنگ شخص را متقاعد میکند که بنا به فرمان فرستاده خدا میجنگد، و هرگاه شخص اسیر دو پتیاره دیگر باشد و معنای کلام الهی را در مورد جنگ نفهمد، فریب دیو را میخورد و به تدارک جنگ بیرونی میپردازد. کسی که از بینش و شنوایی محروم باشد نمیفهمد که مراد از جنگ و قتال در کلام الهی جنگ و جهاد بیرونی نیست بلکه مراد مجاهده یا جنگ درونی است با اهریمن نفس اماره. پس اگر خداوند میفرماید که برای جنگ با دشمنان خدا به هر نوع سلاح (حدید) مجهز شوید مراد مسلح شدن به اسلحه مرگبار و پرکردن زرادخانه ها از انواع موشک و بمب نیست، بلکه مراد متوسل شدن به دعا و نیایش است. کسانی که توانایی شنیدن کلام الهی را نداشته باشند معانی رمزی و اشاری کلام مقدس را درک نمیکنند. در نتیجه فریب دیو جنگ را می خورند و چه بسا دیو جنگ این پندار را در ایشان به وجود آورد که انها فرستاده سوشیانت / مسیح / مهدیاند و با این پندار همه توان خود را صرف انجام خواسته های دیو جنگ کنند.پانوشت:۱. مآخذ نقل قول: ماهیار نوابی. «گزیده اندرز پوریوتکیشان»، نشریه دانشکده ادبیات تبریز، سال ۱۲، شماره زمستان، ص۵۳۲.از شکفتن در آفتاب #فرهیختگان راهی به رهایی