۱/۳🔵جنگ جدید میان آمریکا و ایران همانجایی به پایان خواهد رسید که جنگ قبلی تمام شداصول بنیادین تغیی…
انتشار: 2026/07/15 12:32 UTC
۱/۳🔵جنگ جدید میان آمریکا و ایران همانجایی به پایان خواهد رسید که جنگ قبلی تمام شداصول بنیادین تغییر نخواهند کرد: ایران میتواند هرمز را تهدید کند، ایالات متحده میتواند ایران را تنبیه کند، و هیچکدام نمیتوانند از طریق زور به اهداف خود دست یابند.نویسنده: تریتا پارسی۲۳ تیر ۱۴۰۵ (۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶)رسانه «ریسپانسیبل استیتکرفت» (Responsible Statecraft)از هر نظر که بسنجیم، تفاهمنامه (یا سوءتفاهمنامه) میان آمریکا و ایران به پایان رسیده است. اختلاف نظر بر سر نحوه مدیریت تنگه هرمز در دوره انتقالی، دو طرف را دوباره به سمت یک جنگ علنی سوق داده است؛ اما به چه قیمتی و با چه هدفی؟دلیل چندانی وجود ندارد که باور کنیم دور دیگری از درگیریها بتواند اصول بنیادین را آنقدر دگرگون کند که واقعیت موجود — واقعیتی که دو طرف در نهایت باید بر اساس آن مذاکره کنند — تغییر یابد. اگر شانس یارشان باشد، فروپاشی این تفاهمنامه (MOU) شاید به دور دیگری از گفتگوها منجر شود که در آن، سرانجام جذابیتِ تغییر دادن واقعیتهای میدانی از طریق ابزار زور رنگ باخته باشد.همانطور که در جای دیگر نیز نوشتهام، اختلاف نظر بر سر تنگه هرمز، حداقل در ظاهر، به بند ۵ تفاهمنامه مربوط میشود: اینکه آیا ایران در طول مدت توافق، مسئول تامین امنیت در سراسر تنگه است، یا تنها مسئولیت کریدور (دالان) شمالی این آبراه را بر عهده دارد.با این حال، در زیر پوست این ماجرا، یک اختلاف استراتژیک و بنیادیتر نهفته است. حتی پیش از امضای تفاهمنامه، تهران بر این باور بود که هدف واشنگتن، ایجاد یک کریدور کشتیرانی جنوبی از طریق آبهای عمان است تا به مرور زمان، کنترل ایران بر تنگه را تضعیف کند. چنین کریدوری نیازمند همکاری عمان بود، که شاید همین امر توضیح دهد چرا ترامپ در مقطعی تهدید کرده بود که اگر عمان پیشنهاد خود مبنی بر مدیریت مشترک تنگه (با بوروکراسی و کارمزدهای اداری جمعآوریشده توسط مسقط و تهران) را کنار نگذارد، آنجا را بمباران خواهد کرد.این کریدور حتی در صورت از سرگیری جنگ و تلاش مجدد ایران برای بستن تنگه، عملیاتی باقی میماند. از دیدگاه تهران، واشنگتن از این تفاهمنامه برای تقویت این مسیر جایگزین استفاده کرد و اسکورت کشتیهای تجاری توسط ارتش آمریکا بدون هماهنگی با ایران، گام مهمی در این مسیر بود. این استراتژی در صورت موفقیت، ایران را از مهمترین ابزار اهرم فشار خود محروم میکرد — و این دقیقاً همان چیزی است که واشنگتن را به آن علاقهمند میسازد.به همین دلیل است که تهران اصرار دارد تمام کشتیهایی که از تنگه عبور میکنند — صرفنظر از کریدوری که از آن استفاده میکنند — باید با برداشت ایران از بند ۵ تفاهمنامه، با این کشور هماهنگ شوند. در مقابل، واشنگتن استدلال میکند که این تفاهمنامه صرفاً مسئولیت تضمین عبور امن کشتیهای تجاری را به ایران واگذار کرده است، بدون اینکه کنترل عملیاتی بر کل ترافیک دریایی را به آن اعطا کند.پیش از مراسم تشییع جنازه آیتالله خامنهای، رهبر معظم پیشین، دو طرف راهحل میانهای را بررسی کردند که بر اساس آن، کشتیها تردد خود را هم با ایران و هم با یک کشور تعیینشده از شورای همکاری خلیج فارس (GCC) هماهنگ کنند. همانطور که در ساباستک خود نوشتم: «تحت چنین ترتیبی، کشتیها به تهران اطلاع میدادند و در عین حال به یک مرجع دریایی شورای همکاری خلیج فارس نیز گزارش میدادند؛ امری که تقاضای ایران برای نظارت را با تمایل واشنگتن برای خودداری از اعطای کنترل انحصاری به تهران متعادل میکرد.» اما پیش از آنکه دیپلماسی در طول مدت مراسم تشییع جنازه به حالت تعلیق درآید، هیچ توافقی حاصل نشد.روایتها از آنچه در آخر هفته در مسقط گذشت، طبیعتاً متفاوت است، اما سه پیشنهاد مطرح شد. ایران نسخهای از همان مصالحه قبلی را ارائه داد: یک سیستم اعلام دوگانه (Dual-notification) برای همه شناورهایی که از تنگه عبور میکنند. قطر سه کانال پیشنهاد کرد: یک کریدور ایرانی در شمال، یک کریدور عمانی در جنوب، و یک کریدور بیطرف در میان آن دو. برای تهران، این یک پیشنهاد غیرقابلقبول بود، زیرا اساساً وضعیت تنگه هرمز را به شرایط قبل از جنگ ماه فوریه بازمیگرداند.به گفته تهران، ایالات متحده و عمان موافق مدیریت مجزای کریدورهای ایرانی و عمانی بودند: ایران میتوانست برای کشتیهایی که از کریدور خودش استفاده میکنند هماهنگی الزامی وضع کند، در حالی که کریدور عمان بدون محدودیت باقی میماند.تهران این اقدام را تلاشی برای رسمی کردن همان چیزی میدانست که مدتها به آن مشکوک بود؛ یعنی استراتژی واشنگتن برای ایجاد یک کریدور جنوبی در تنگه هرمز فراتر از نفوذ ایران، به طوری که برای تهران هیچ راهی جز جنگ با عمان برای به چالش کشیدن آن باقی نماند.#فرهیختگان راهی به رهایی