افشاگری خرازی درباره مجتبی خامنهای و بیت رهبریدفتر آیتالله علی خامنهای فاسد و نفوذی است و همگی باید عوض شوند؛ اینها ۳ سال مجتبی خامنهای را مطرود و منزوی کرده بودندمحمدباقر خرازی (متولد ۷ تیر ۱۳۴۰)، دبیرکل حزبالله ایران، مدیرمسئول روزنامه حزبالله، مؤسس و مدیر مدرسه اجتهادیه محسنیه، مؤسسه فرهنگیهنری امام حسن عسکری(ع) و مجموعه مدارس قرآنی امام هادی(ع) در سراسر کشور است. وی فرزند آیتالله سید محسن خرازی (عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و نماینده سابق مجلس خبرگان رهبری)، برادرزادهٔ شهید سید کمال خرازی (وزیر امور خارجه سابق و رئیس شورای راهبردی روابط خارجی که اخیراً توسط اسرائیل ترور شد) و برادرزن سید مسعود خامنهای (پسر آیتالله علی خامنهای) است. او دارای سابقهٔ بیش از ۴۰ سال دوستی نزدیک و جلسات خصوصی متعدد با مجتبی خامنهای است و در سال ۱۳۹۲ نیز نامزد انتخابات ریاستجمهوری شد. این سند تاریخی کامل سخنرانی اوست که بدون هیچ حذفی (حتی یک واو) و با حفظ عینی تمام نکات علیه افراد و نهادها، به سبک فلسفهٔ تحلیلی بازسازی شده است.۱- ادعاهای اصلی۱.۱ عصارهٔ کل تاریخ بشر در این دوران در حال تکرار است؛ اگر از گذشته عبرت نگیریم همهٔ حوادث و سختیها بر ما حاصل میشود.۱.۲ تاریخ اهلبیت منبع معتبر است و نقطهٔ ضعف حوزههای دینی عدم استفاده از آن است.۱.۳ دوران فعلی دوران عسکریین است؛ رهبر هست اما مخفی است و اگر درست عمل نکنیم ولایت فقیه از بین خواهد رفت.۱.۴ تنها راهبرد نجات، تشکیلات حزبالله است.۱.۵ دفتر رهبری خراب، نفوذی و منشأ اصلی همهٔ مشکلات کشور است.۱.۶ حاجآقا مجتبی دفتر دیگری تشکیل داده و دفتر سابق باید کاملاً عذرخواهی و حذف شود.۱.۷ آقای حجازی علیه اللعنة پدر حزبالله را درآورد و ۳ سال دفتر را ترک و مطرود کرد.۲- استدلالها و نکات کامل علیه افراد و نهادها۲.۱ علیه دفتر رهبری (دفتر قائد شهید):🔹 دفتر خراب است و تمام اشکالات کشور از دفتر آقا بود.🔹 آقا فرمایش میدهند اما وقتی از اتاق بیرون میآیند دفتر حرکت دیگری میکند.🔹 دفتریها هنوز عصبانی و هنوز نفوذی هستند.🔹 حتی دفتر نشر آقا هم نفوذی دارد؛ یک یهودی از توش درآمد.🔹 دفتر بزرگترین و قدرتمندترین نهاد کشور است و گرفتاریهای رأی آوردن هاشمی، احمدینژاد، روحانی و پزشکیان مال دفتر است نه شبکههای دیگر.🔹 دفتر سابق همه باید عذرشان خواسته شود چون خیلی مشکلات کشور مال اینها بود.۲.۲ علیه افراد مشخص دفتر و اطرافیان:🔹 وحید حقانیان: برادرش عضو رسمی سازمان سیا و اسرائیل بود؛ اینها نگذاشتند طرح حزبالله پیش برود و بازی درآوردند.🔹 آقای فضائلی (قائممقام آقا مسعود): چپی تند بود؛ زمان جنگ در دفتر سیاسی سپاه طرفدار سرسخت مهندس موسوی و بعضی طرفدار سرسخت آقای منتظری بودند؛ الان پایگاه دفتر شدهاند.🔹 دکتر مرندی خبیث ملعون: سبب شد جمعیت کشور به نابودی کشیده شود؛ فاسد و مفسد است؛ حتی دکتر دفتر آقا هم مثل او فاسد است؛ مشکوک است و آقازادهاش هم مشکوک است که ممکن است از آن طرف باشد.🔹 آقای حجازی علیه اللعنة: پدر حزبالله را درآورد؛ پدر حزبالله را درآورد. ۳ سال دفتر آقا مصطفی را ترک کرده بود؛ فقط بعضی نامههای اطلاعاتی و امنیتی به او میدادند؛ مطرود بود و حتی بعضی بستگانش از او دور کرده بودند. اگر قلداری و استقامت حزبالله نبود، حزبالله را نابود کرده بود.۲.۳ علیه رؤسای جمهور و مسئولان:🔹 هاشمی: رفت خدمت آقای خامنهای و گفت به شرطی اعتراض نمیکنم که باقر خرازی تأیید صلاحیت داشته باشد.🔹 احمدینژاد، روحانی و پزشکیان: چرا باید رأی بیاورند؟ گرفتاری مال دفتر است.🔹 پزشکیان: این آدم پرت است؛ هیچی نمیفهمد؛ به درد هدایت انقلاب نمیخورد؛ در شاهچراغ برای عادل فردوسیپور آن کار را کرد؛ مال قبل از انقلاب هم نیست چه برسد به انقلاب.🔹 صادق لاریجانی: دفتر آقا میخواست سراغ او برود؛ اصل کار صادق لاریجانی بود؛ عدهای با او بسته بودند. زمان انقلاب تنها کسی که اعتصاب ما را در دبیرستان حکیم نظامی شکست همین صادق لاریجانی بود؛ اصلاً با انقلاب نبود؛ حالا میخواست رهبر انقلاب شود؛ این فاجعه است. یک چک هم برای انقلاب نخورده.۲.۴ علیه جریان اصلاحات و نفوذیها:🔹 جریان اصلاحات در شراشر نظام نفوذ پیدا کرده.🔹 آخوندهای حوزه بدتر از دیگران در جبههٔ ضد انقلاب و انحراف و نفاق وارد عمل شدهاند.🔹 آقای فرحی: اگر میماند از شریعت سنگلجی و علیمحمد باب بدتر میشد؛ جریان اصلاحات برای مرگش عزاداری کرد.🔹 ظاهر فیاض، حجاریان، علویتبار و عطریفر: مغز متفکر جریان فاسد هستند؛ قدرت فکری دارند.👇👇👇#فرهیختگان روزن آگاهی
🔴 آیا «کاسبان تحریم» میتوانند مانع رفع تحریم شوند؟سالهاست اصطلاح «کاسبان تحریم» در ادبیات سیاسی و اقتصادی ایران به کار میرود؛ اما پرسش مهمتر این است که آیا منافع شکلگرفته در دوران تحریم آنقدر بزرگ و سازمانیافته شدهاند که خود به مانعی در برابر عادیشدن روابط اقتصادی ایران با جهان تبدیل شوند؟یاشار سلطانی در گفتوگو با اسفندیار عبداللهی، پاسخ بسیار صریحی به این پرسش میدهد.او معتقد است مسئله فقط وجود افرادی نیست که از تحریم سود میبرند؛ بلکه در طول سالها، شبکهای از منافع اقتصادی حول سازوکارهای دور زدن تحریم شکل گرفته که از ادامه وضع موجود منتفع است.سلطانی برای توضیح دیدگاه خود، فروش نفت را مثال میزند: در شرایط عادی، فروش نفت باید از مسیرهای رسمی و شفاف انجام شود؛ اما تحریم، ورود واسطهها و حتی نهادهایی خارج از ساختار متعارف فروش نفت را توجیه میکند.از اینجا به یک ادعای بزرگتر میرسد:«من شرط میبندم که دعوای هستهای با آمریکا در ایران حل نخواهد شد.»استدلال او این است که وقتی یک وضعیت استثنایی سالها ادامه پیدا میکند، ذینفعان همان وضعیت نیز بهتدریج صاحب قدرت و نفوذ میشوند و بازگشت به شرایط عادی میتواند منافع اقتصادی آنها را به خطر بیندازد.البته این بخش از سخنان سلطانی یک فرضیه درباره اقتصاد سیاسی تحریمهاست، نه واقعیتی که صرف بیان آن اثبات شده باشد. برای پذیرفتن ادعای وجود شبکهای که عملاً قادر به جلوگیری از رفع تحریم است، به شواهد و دادههای بیشتری نیاز داریم.اما پرسشی که مطرح میکند ارزش تأمل دارد:آیا طولانیشدن یک بحران میتواند گروههایی را چنان به منافع حاصل از آن وابسته کند که «حل بحران» برایشان پرهزینهتر از ادامه آن باشد؟و اگر چنین سازوکاری شکل گرفته باشد، مسئله ایران دیگر فقط مذاکره با طرف خارجی نیست؛ مسئله، اقتصاد سیاسیِ ادامه تحریم در داخل کشور نیز هست.🎙 گفتوگوی اسفندیار عبداللهی با یاشار سلطانیمشاهده ویدیو#تحریم#کاسبان_تحریم#فساد#اقتصاد_سیاسی#یاشار_سلطانی#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
🔵 «فتح» همیشه در جنگ نیست؛ گاهی در صلح استآیا میتوان از تعالی اخلاقی و جامعه اسلامی سخن گفت، وقتی نیازهای اولیه مردم تأمین نشده و امنیت آنها برقرار نیست؟سیدعلیرضا بهشتی در سخنانی به مناسبت رحلت پیامبر اسلام، با طرح این پرسش از دو پیششرط بنیادی برای شکلگیری یک جامعه انسانی سخن میگوید: امنیت و رفاه نسبی.از نگاه او، تا زمانی که این بستر فراهم نشده باشد، سخن گفتن از جامعهای که قرار است ارزشهای اخلاقی در آن رشد و تعالی پیدا کنند، عملاً از زمینه واقعی خود جدا میشود.بخش دیگری از سخنان بهشتی به سوره فتح و صلح حدیبیه اختصاص دارد. او تأکید میکند:«سوره فتح مربوط به صلح حدیبیه است و مربوط به جنگ نیست.»این یادآوری از آن جهت قابل تأمل است که واقعهای بدون پیروزی نظامیِ متعارف، در قرآن با مفهوم «فتح» توصیف میشود؛ صلحی که در زمان انعقاد حتی برخی از همراهان پیامبر نسبت به مفاد آن ناخشنود بودند.بهشتی از این منظر بر اعتماد پیامبر به عقل جمعی، توجه به مصالح امت و تقدم امنیت و رفاه مردم تأکید میکند و میگوید:«هدف اصلی پیامبر این بود که جامعه اسلامی جامعهای باشد که در آن امنیت و رفاه مردم و شهروندان در درجه اول تأمین شده باشد.»شاید در روزگاری که «پیروزی» بیش از هر چیز با غلبه در میدان جنگ تداعی میشود، بازخوانی این پرسش تاریخی همچنان اهمیت داشته باشد:چرا قرآن یک پیمان صلح را «فتح» نامید؟✍️ سیدعلیرضا بهشتی📎 اصل سخنان در ادامهعلیرضا بهشتی: سوره فتح مربوط به صلح حدیبیه است و مربوط به جنگ نیست | اعتماد پیامبر به عقل جمعی و توجه به مصالح امتسید علیرضا بهشتی طی سخنانی به مناسبت رحلت پیامبر اکرم(ص)،در مجتمع فرهنگی احیای فضیلت، گفت: اگر رفاه نسبی در جامعه وجود نداشته باشد، یعنی نیازهای اولیه مردم برآورده نشده باشد، و از طرف دیگر امنیت نیز وجود نداشته باشد، چگونه میتوان درباره شکلگیری و رشد یک جامعه انسانی که قرار است در آن ارزشهای اخلاقی تعالی پیدا کنند، سخن گفت؟اساساً در چنین شرایطی جایی برای صحبت از این مسائل وجود ندارد. ابتدا باید بستر لازم را برای شکلگیری جامعه اسلامی فراهم کنیم تا این جامعه نمونه بتواند به سمت نمونه شدن و مثالی شدن حرکت کند. هدف اصلی همین است.رئیس بنیاد شهید بهشتی با تأکید بر اینکه سوره فتح مربوط به صلح حدیبیه است و مربوط به جنگ نیست،گفت: هدف اصلی پیامبر(ص) این بود که جامعه اسلامی جامعهای باشد که در آن امنیت و رفاه مردم و شهروندان در درجه اول تأمین شده باشد.این موضوع نسبت به همه چیز اولویت دارد و هیچ چیزی بالاتر از آن قرار نمیگیرد.منبع: جماران#صلح_حدیبیه#سوره_فتح#پیامبر#صلح#علیرضا_بهشتی#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
🎥 آیا ایران از منظر تجربه غربی، «سرزمین غلط» است؟سیدمحمد بهشتی در گفتوگو با انصافنیوز بر اهمیت زاویه دید در شناخت جامعه ایران تأکید میکند و میگوید اگر ایران را صرفاً با معیارهای برآمده از تجربه تاریخی و زیسته غرب بسنجیم، بسیاری از ویژگیهای آن «غلط» به نظر میرسند:«از منظر تجربه زیسته غرب، همهچیز جامعه ایران غلط است. ما اصلاً مردم نداریم، ما شهر نداریم، همهچیزمان از منظر او غلط است.»بهشتی برای توضیح این مسئله به سفرنامهها و مواجهه اروپاییان با ایران در دورههای صفویه و قاجار نیز اشاره میکند؛ کسانی که گاه از اینکه ایرانیان اساساً چنین سرزمینی را برای زندگی برگزیدهاند، اظهار شگفتی کردهاند.اما نکته اصلی سخن او فراتر از این مثالهاست:آیا میتوان جامعه، شهر، فرهنگ و حتی مسئله توسعه در ایران را با مفاهیمی توضیح داد که محصول تجربه تاریخی جامعهای دیگرند؟و اگر پاسخ منفی است، برای شناخت ایران باید از کجا آغاز کرد؟🎥 گفتوگوی کامل سیدمحمد بهشتی با انصافنیوز:یوتیوب | آپارات📄 متن کامل مصاحبه در انصافنیوز#سیدمحمد_بهشتی#ایران#جامعه_ایران#توسعه#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
🔴 وقتی رسانه از روایت جنگ، رؤیای رهایی میسازددر دوران بحران و جنگ، رسانه فقط گزارشگر اتفاقات نیست؛ میتواند تعیین کند مخاطب یک حمله نظامی را «تجاوز» ببیند یا «رهایی»، ویرانی زیرساختها را خسارت بداند یا مقدمه تغییر، و مداخله یک قدرت خارجی را تهدید تلقی کند یا راه نجات.معین کاظمی در مقالهای با عنوان «صنعت رؤیافروشی و الهیات ویرانی» سراغ عملکرد ایراناینترنشنال و شبکهای از جریانهای رسانهای و کاربران همسو با آن رفته و تلاش کرده با استفاده از تحلیل دادههای توییتر فارسی و نشانهشناسی روایتها توضیح دهد که چگونه یک دستگاه رسانهای میتواند تصور مخاطب از جنگ، خشونت و آینده ایران را تغییر دهد. نویسنده معتقد است آنچه با آن مواجهیم صرفاً «فیکنیوز» یا جانبداری متعارف یک رسانه نیست؛ بلکه نوعی «صنعت تولید رضایت برای ویرانی» است: ساختن آیندهای آرمانی که در آن، هزینههای امروز ــ حتی حمله خارجی ــ میتواند بهعنوان بهای رسیدن به فردایی بهتر پذیرفته شود.یکی از محورهای قابل تأمل مقاله، بررسی سازوکاری است که نویسنده آن را تبدیل «تجاوز خارجی» به «جراحی رهاییبخش» مینامد؛ روایتی که میتواند حمله نظامی را نه تهدیدی علیه یک کشور، بلکه مرحلهای از فرآیند رهایی آن بازنمایی کند. کاظمی حتی از عادیشدن ایدههایی مانند مسلحکردن مردم و جنگ داخلی سخن میگوید و معتقد است در منتهاالیه چنین منطقی، مرز میان مخالفت با جمهوری اسلامی و پذیرش ویرانی ایران برای تغییر حکومت میتواند بهتدریج محو شود. البته این مقاله خود یک خوانش انتقادی و بهشدت موضعدار از ایراناینترنشنال است و دادهها، روش تحلیل و نتیجهگیریهای نویسنده نیز میتوانند موضوع نقد و مناقشه باشند.اما ورای داوری درباره یک شبکه مشخص، پرسشی که مقاله پیش میکشد ارزش تأمل دارد:رسانه از کجا از «روایت واقعیت» عبور میکند و به «ساختن واقعیتی مطلوب» میرسد؟و پرسش مهمتر برای جامعهای گرفتار منازعه سیاسی:آیا نفرت از یک حکومت میتواند آنقدر پیش برود که حمله خارجی، تخریب زیرساختها یا حتی جنگ داخلی، در ذهن بخشی از جامعه نه بهعنوان فاجعه، بلکه بهعنوان مسیری برای رهایی بازتعریف شود؟✍️ معین کاظمی | پژوهشگر علوم اجتماعی📎 متن کامل مقاله «صنعت رؤیافروشی و الهیات ویرانی؛ تحلیل نشانهشناختی پروپاگاندای ایراناینترنشنال» در ادامهمطالعه متن کامل مقالهنسخه پیدیاف اینجا#رسانه#پروپاگاندا#ایران_اینترنشنال#جنگ#افکار_عمومی#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی