🔴 بسیج؛ از «مدرسه عشق» تا «قرارگاه بقا»؟✍️ سیداحمدرضا احمدپورانتصاب حسین طائب به فرماندهی بسیج را ب…
انتشار: 2026/08/15 18:00 UTCدریافت: 2026/08/16 12:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 12:46 UTC
🔴 بسیج؛ از «مدرسه عشق» تا «قرارگاه بقا»؟✍️ سیداحمدرضا احمدپورانتصاب حسین طائب به فرماندهی بسیج را باید یک جابهجایی مدیریتی معمول دانست یا نشانهای از تغییری مهمتر در نگاه حاکمیت به مأموریت این نهاد؟سیداحمدرضا احمدپور برای پاسخ به این پرسش، به جای شروع از سوابق طائب، به تحول تاریخی بسیج نگاه میکند.بسیج در دهه نخست جمهوری اسلامی، دستکم در تصویر بخش مهمی از حامیان انقلاب، نهادی داوطلبانه و برخاسته از جامعه بود؛ نهادی که تعبیر مشهور «مدرسه عشق» درباره آن به کار میرفت.اما نویسنده معتقد است طی سه دهه گذشته این نقش بهتدریج تغییر کرده و وجه سیاسی، امنیتی و کنترلی بسیج بر کارکرد اجتماعی آن غلبه یافته است.از این منظر، انتخاب حسین طائب اهمیت ویژهای پیدا میکند. طائب بیش از آنکه بهعنوان چهرهای اجتماعی یا فرهنگی شناخته شود، با ساختار اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی شناخته میشود. بنابراین احمدپور انتخاب او را حامل این پیام میداند:«اولویت اصلی نه بازسازی اعتماد اجتماعی، بلکه مدیریت امنیتی جامعه است.»نویسنده این انتصاب را در کنار مجموعه تغییرات اخیر در ساختار امنیتی و نظامی قرار میدهد و احتمال میدهد که تصمیمگیران جمهوری اسلامی خود را نه برای شرایط عادی، بلکه برای دورهای از مخاطرات بزرگ، رویارویی خارجی و بحرانهای داخلی آماده میکنند.از این منظر، تجربه امنیتی طائب ویژگی جانبی او نیست؛ بلکه میتواند یکی از دلایل اصلی انتخابش باشد.احمدپور در عین حال بر تمایزی مهم تأکید میکند:«قدرت سازمانی، لزوماً بهمعنای قدرت اجتماعی نیست.»یک نهاد میتواند از نظر تشکیلاتی منسجمتر، امنیتیتر و قدرتمندتر شود، اما همزمان فاصله اجتماعی بیشتری با بخشی از جامعه پیدا کند.و اینجاست که نویسنده به تعبیر محوری یادداشت خود میرسد:«اگر بسیج دهۀ نخست انقلاب "مدرسه عشق" تلقی میشد، بسیج امروز بیش از هرچیز در حال تبدیل به "قرارگاه بقا" است.»«قرارگاه بقا» در این تحلیل، سازمانی است که مأموریت اصلی آن نه گسترش مشارکت اجتماعی، بلکه حفظ انسجام حاکمیت، کنترل بحران و آمادگی برای رویاروییهای آینده تعریف میشود.این البته یک تفسیر سیاسی از معنای انتصاب طائب است و نه واقعیتی که صرف این انتصاب بتواند آن را اثبات کند؛ اما در کنار طرح تازه «امنیت مردمپایه» در بسیج، پرسش قابلتأملی را پیش میکشد:قرار است بسیج آینده، حلقه اتصال دوباره حکومت و جامعه باشد یا یکی از مهمترین اجزای معماری امنیتی برای عبور حاکمیت از بحرانهای پیشرو؟📎 اصل یادداشت سیداحمدرضا احمدپوربسیج؛مدرسه عشق یا قرارگاه بقا؟سیداحمدرضا احمدپوربرای فهم انتصاب حسین طائب به ریاست بسیج، نباید از خود طائب آغاز کرد؛ بلکه باید تحول تاریخی بسیج در گذر زمان را دید.بسیج در دهۀ نخست جمهوری اسلامی، دستکم در تصور بخش بزرگی از حامیان انقلاب و جنگ، نهادی مردمی بود. تعابیری مانند «مدرسۀ عشق» که از سوی برخی مسئولان ارشد آندوره مانند بنیانگذار ج.ا و نخستوزیر وقت، بهکار میرفت، تنها، شعار نبود؛ بلکه بازتاب تصویری بود که از بسیج، بهسان سازمانی داوطلبانه، اجتماعی و برآمده از متن جامعه وجود داشت. بسیج آندوره، هرچند در ساختار حکومت قرار داشت؛ اما هنوز از شکاف عمیق میان حکومت و جامعه که امروز مشاهده میشود، متأثر نشده بود.در سه دهۀ گذشته، کارکرد بسیج به تدریج دگرگون شد و از سازماندهی اجتماعی و مشارکت مردمی به کارکردهای سیاسی، امنیتی و کنترلی تغییر ماهیت یافت.پایگاههای بسیج که زمانی قرار بود حلقۀ اتصال جامعه و حکومت باشند، بیش از پیش در شبکۀ امنیتی و اطلاعاتی نظام ادغام شدند. همزمان، مساجد نیز از جایگاه سنتی خود بهمانند کانونهای اجتماعی محلهمحور فاصله گرفتند و به بخشی از سازوکار حکمرانی ایدئولوژیک و سیاسی بدل شدند. در چنین بستری، انتصاب حسین طائب یک جابهجایی عادی مدیریتی نیست؛ بلکه حامل یک پیام راهبردی است.اگر هدف حاکمیت، ترمیم رابطۀ بسیج با جامعه و بازگرداندن آن به جایگاه اجتماعی گذشته بود، انتظار میرفت فردی با سابقۀ فرهنگی، اجتماعی یا برخوردار از جایگاه مردمی انتخاب شود. اما انتخاب فردی که مهمترین هویت سیاسی او در دو دهۀ اخیر با نهادهای اطلاعاتی و امنیتی گره خورده، پیام دیگری میفرستد: «اولویت اصلی نه بازسازی اعتماد اجتماعی، بلکه مدیریت امنیتی جامعه است».اهمیت این انتصاب زمانی روشنتر میشود که در کنار سایر تغییرات اخیر دیده شود. انتصاب محسن رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی، انتقال محمدباقر ذوالقدر به حلقه مشاوران رهبری، ارتقای احمد وحیدی در ساختار فرماندهی سپاه و دیگر جابهجاییهای مشابه، همگی نشان میدهند که وزن نیروهای امنیتی و نظامی باسابقه در هستۀ تصمیمگیری افزایش یافته است و رویکرد قدرت تهاجمیتر پیش میرود.

