🔴 مصدق؛ از پیروزی سیتیر تا آغاز شکاف میان یارانسیتیر ۱۳۳۱ یکی از نقاط اوج قدرت سیاسی و اجتماعی محمد مصدق بود؛ نخستوزیری که پس از استعفا، با حضور مردم در خیابان دوباره به قدرت بازگشت.اما ائتلافی که توانست قوام را کنار بزند، الزاماً درباره فردای پیروزی اتفاقنظر نداشت.اختیارات دولت، جایگاه مجلس، رابطه نخستوزیر و شاه و نحوه مواجهه با بحران نفت، بهتدریج بخشی از همراهان دیروز را از یکدیگر دور کرد.در قسمت دوم مجموعه «مصدق؛ مردی که مردمی بود»، فتانه هویدا به همین دوره میپردازد؛ دورهای که هنوز از کودتای ۲۸ مرداد فاصله داشت، اما شکافهایی که بعدها در بحران نهایی مؤثر شدند، آرامآرام عمیقتر میشدند.یک نکته در خواندن این روایت اهمیت دارد:دانستن فرجام تاریخی نباید باعث شود تصمیم بازیگران سال ۱۳۳۱ را چنان تحلیل کنیم که گویی آنان از آنچه در مرداد ۱۳۳۲ رخ خواهد داد، خبر داشتند.متن کامل یادداشت مصدق؛ مردی که مردمی بود در ادامه:قسمت دوم: از اختلاف با یاران تا گسترش شکافها✍️ فتانه هویداسیتیر ۱۳۳۱، مصدق را دوباره به نخستوزیری بازگرداند اما پیروزی سیتیر پایان بحران نبود. دشوارتر از بازگرداندن مصدق، حفظ نیروهایی بود که برای بازگرداندنش کنار هم ایستاده بودند.در آن روز، ملیگراها، نیروهای مذهبی، بخشی از بازار و گروههای اجتماعی مختلف در برابر قوام ایستادند. اما این نیروها درباره آینده کشور و حدود قدرت دولت الزاماً همنظر نبودند.پس از بازگشت مصدق، پرسش تازهای مطرح شد:دولتی که کشور را درگیر بحران نفت، کاهش درآمدها، فشار اقتصادی و رویارویی با بریتانیا میدید، برای اداره کشور چه اندازه اختیار باید داشته باشد؟مصدق خواهان اختیارات بیشتر شد. در مرداد ۱۳۳۱، مجلس برای شش ماه اختیاراتی در حوزههایی مانند امور مالی و اقتصادی، نفت، سازمان اداری، استخدامی، قضایی و برخی امور دیگر به دولت واگذار کرد. اما همین اختیارات بعدها به یکی از مهمترین محورهای اختلاف تبدیل شد.برای مصدق، این اختیارات ابزاری برای اداره کشور در شرایط بحران بود، برای برخی از متحدان سابقش، افزایش قدرت دولت میتوانست توازن میان دولت و مجلس را برهم بزند.اگر بخواهیم تمام نیروهایی را که پس از سیتیر در برابر یا در مسیر متفاوت از مصدق قرار گرفتند بررسی کنیم عبارتند از:۱. یاران دیروز که جدا شدند؛ آیتالله کاشانی، حسین مکی، مظفر بقایی۲. همراهان مقطعی، نه متحدان سیاسی؛ فدائیان اسلام، حزب توده۳. رقیب اصلی دولت؛ شاه و دربار۴. کشمکش بر سر قدرت؛ مجلس هفدهم۱. یاران دیروز که جدا شدندآیتالله کاشانی؛ که در سیتیر نقش مهمی در بسیج اجتماعی علیه قوام داشت، بهتدریج با مصدق بر سر اختیارات دولت، جایگاه مجلس و شیوه اداره کشور اختلاف پیدا کرد. مصدق از ناتوانی دولت در برابر بحران میترسید، کاشانی از تضعیف مجلس و مشروطیت.حسین مکی؛ از چهرههای مهم جبهه ملی و مبارزه برای ملی شدن نفت، نیز بهتدریج درباره برخی سیاستهای دولت اختلاف پیدا کرد و فاصله میان او و مصدق بیشتر شد.مظفر بقایی؛ نیز که از نیروهای مهم جبهه ملی و همراه اولیه مصدق بود، بر سر مسائل سیاسی و تشکیلاتی، اختیارات دولت و نقش مجلس با او اختلاف پیدا کرد و به یکی از مخالفان جدی دولت تبدیل شد.۲. همراهان مقطعی، نه متحدان سیاسیفدائیان اسلام و حزب توده از ابتدا در ائتلاف مصدق نبودند.فدائیان اسلام، به رهبری نواب صفوی، نیرویی مذهبی و مستقل بود. در مبارزه با رزمآرا و فضای ملی شدن نفت با بخشی از نیروهای نهضت ملی همپوشانی داشت، اما اهداف و نگاه سیاسی و مذهبی خاص خود را دنبال میکرد و رابطهاش با دولت مصدق نیز دچار تنش شد.حزب توده نیز عضو جبهه ملی یا متحد سیاسی مصدق نبود. این حزب در سیتیر علیه قوام فعال شد، اما این همکاری مقطعی به اتحاد سیاسی با مصدق تبدیل نشد و حزب مسیر مستقل خود را دنبال کرد.پس نمیتوان همه کسانی را که بعدها در برابر مصدق قرار گرفتند، «یاران جداشده» نامید.۳. رقیب اصلی دولت؛ شاه و دربارشاه و دربار نیز اساساً عضو ائتلاف مصدق نبودند. اختلاف مصدق و شاه، کشمکش بر سر حدود قدرت دولت و سلطنت بود، از جمله درباره کنترل امور نظامی.۴. کشمکش بر سر قدرت؛ مجلس هفدهممجلس هفدهم نیز یکپارچه مخالف مصدق نبود. همین مجلس در مرداد ۱۳۳۱ به دولت اختیار ششماهه داد. اما بعدها به کانون اختلاف بر سر یک پرسش اساسی تبدیل شد:در شرایط بحران، چه اندازه از اختیارات قانونگذاری را میتوان به دولت سپرد؟در دی ۱۳۳۱، با مطرح شدن تمدید اختیارات، مخالفتها شدت گرفت و کاشانی، بهعنوان رئیس مجلس، با تمدید آن مخالفت کرد.در اینجا دو نگرانی مقابل یکدیگر قرار گرفت:مصدق از فلج شدن دولت میترسید، مخالفانش از تضعیف مجلس.هیچکدام از این نیروها آنچه را ما امروز میدانیم، نمیدانستند.