🎥 «من چطوری میتونم پرچم وطنم رو پاره کنم؟»۲۶ مرداد، سالروز درگذشت عزتالله انتظامی بود؛ بازیگری که…
انتشار: 2026/08/17 11:35 UTCدریافت: 2026/08/18 09:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 09:05 UTC
🎥 «من چطوری میتونم پرچم وطنم رو پاره کنم؟»۲۶ مرداد، سالروز درگذشت عزتالله انتظامی بود؛ بازیگری که نامش با بخشی از مهمترین آثار تاریخ سینمای ایران گره خورده است.در این ویدئو، انتظامی خاطرهای از فیلم «حاجی واشنگتن» ساخته علی حاتمی تعریف میکند؛ خاطرهای از سکانس پایانی فیلم و پیشنهادی که نتوانست آن را بپذیرد.به روایت انتظامی، علی حاتمی از او خواسته بود در پایان فیلم، بیرق ایران را پاره کند.واکنش انتظامی اما ساده و صریح بود:«من چطوری میتونم پرچم وطنم رو پاره کنم؟!»🎥 روایت این خاطره را از زبان خود عزتالله انتظامی ببینید.✍️ فرهیختگان#عزت_الله_انتظامی #علی_حاتمی #حاجی_واشنگتن #سینمای_ایران #ایران#فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 14 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — فرهیختگان
🇮🇷 «پس حریم امنیت ما کجاست؟ مال ما کجاست آخر؟»در سالهای اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، هنگامی که مسئله اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی مطرح بود، استدلالی در دفاع از خواسته شوروی مطرح میشد که بر اساس آن، همانگونه که جنوب ایران در حوزه منافع و «حریم امنیت» بریتانیا قرار گرفته، شمال نیز باید حریم امنیت شوروی تلقی شود.روایت جالبی از واکنش محمد مصدق به این استدلال را ایرج اسکندری ــ از اعضای وقت فراکسیون حزب توده در مجلس چهاردهم و دبیرکل بعدی حزب ــ در خاطرات خود نقل کرده است.اسکندری از گفتوگویی با مصدق میگوید که در آن بحث به «حریم امنیت شوروی» میرسد. واکنش مصدق صریح است:> «پس شمال حریم امنیت روسهاست و جنوب حریم امنیت انگلیسها، غربش هم نمیدانم مال کجا، پس ما چهکارهایم؟ حریم امنیت ما کجاست؟ مال ما کجاست آخر؟»اسکندری در ادامه واکنش مصدق را چنین روایت میکند:> «این حرفها چیست که درآوردهاید؟ این حرفها را نزنید آقا! خوب نیست. شما مملکتتان را حفظ بکنید. شما میهنپرست هستید.»نکته قابل توجه این روایت آن است که ناقل آن یکی از رهبران بعدی حزب توده است؛ یعنی روایت از زبان یکی از منتقدان سیاسی مصدق و از درون همان جریان سیاسیای نقل میشود که در آن مقطع بر سر مسئله نفت شمال با او اختلاف داشت.فرهیختگانشاید ارزش این چند جمله فقط در اختلاف تاریخی مصدق و حزب توده بر سر نفت شمال نباشد. پشت پاسخ مصدق یک پرسش بنیادیتر درباره مفهوم «حوزه نفوذ قدرتهای بزرگ» قرار دارد:اگر امنیت یک قدرت خارجی بتواند برای کشور دیگری حق و تکلیف ایجاد کند، امنیت و حاکمیت خود آن کشور در کجای معادله قرار میگیرد؟هشتاد سال گذشته است؛ اما پرسش مصدق هنوز قابل طرح است:«حریم امنیت ما کجاست؟ مال ما کجاست آخر؟»📚 منبع: خاطرات ایرج اسکندری، به کوشش خسرو امیرخسروی و فریدون آذرنور، انتشارات اطلاعات، ص ۱۹۱📷 تصویر: صفحه ۱۹۱ کتاببه نقل از کانال رضا نساجی#محمد_مصدق #ایرج_اسکندری #حزب_توده #نفت_شمال #تاریخ_معاصر #ایران#فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
محمدمهدی سالاری مشهد. دیماه خونین ۱۴۰۴ #فرهیختگان با یاد فرزندان ایراننــگار عــجم مشهد. دیماه خونین ۱۴۰۴#فرهیختگان با یاد فرزندان ایران
مصدق نمیدانست پافشاری بر اختیارات چه پیامدی خواهد داشت؛ کاشانی، مکی و بقایی نمیدانستند فاصله گرفتن از دولت سرانجام به کجا میرسد. فدائیان اسلام و حزب توده نیز اهداف مستقل خود را دنبال میکردند.پس سؤال تاریخی را نباید فقط اینگونه مطرح کرد که:«چه کسی باید کوتاه میآمد؟»سؤال دقیقتر این است:هرکدام در آن لحظه چه خطری را میدیدند که عقبنشینی برایشان دشوار بود؟با نگاه امروز میتوان دید که پافشاری طرفین، حتی اگر با قصد ایجاد بحران یا کودتا نبود، شکافهای سیاسی را عمیقتر کرد و توان مقابله جمعی با بحران را کاهش داد.آنها راه کودتا را آگاهانه باز نکردند، اما شکافهایی شکل گرفت که بعدها مداخله خارجی توانست از آنها بهره ببرد.ائتلاف سیتیر هنوز کاملاً فرو نریخته بود، اما ترکهای آن عمیق شده بود.و حالا اوضاع وارد مرحلهای میشود که اختلاف سیاسی، به بحران قدرت تبدیل شد.قسمت سوم:وقتی اختلاف به شکاف تبدیل شداز انحلال مجلس و رفراندوم تا پیوند شکافهای داخلی با مداخله آمریکا و بریتانیا؛ ۲۸ مرداد چگونه شکل گرفت؟ادامه دارد...📚 برگرفته از «حکم تاریخ»#مصدق #نهضت_ملی #سی_تیر #۲۸مرداد #تاریخ_معاصر#فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
🔴 مصدق؛ از پیروزی سیتیر تا آغاز شکاف میان یارانسیتیر ۱۳۳۱ یکی از نقاط اوج قدرت سیاسی و اجتماعی محمد مصدق بود؛ نخستوزیری که پس از استعفا، با حضور مردم در خیابان دوباره به قدرت بازگشت.اما ائتلافی که توانست قوام را کنار بزند، الزاماً درباره فردای پیروزی اتفاقنظر نداشت.اختیارات دولت، جایگاه مجلس، رابطه نخستوزیر و شاه و نحوه مواجهه با بحران نفت، بهتدریج بخشی از همراهان دیروز را از یکدیگر دور کرد.در قسمت دوم مجموعه «مصدق؛ مردی که مردمی بود»، فتانه هویدا به همین دوره میپردازد؛ دورهای که هنوز از کودتای ۲۸ مرداد فاصله داشت، اما شکافهایی که بعدها در بحران نهایی مؤثر شدند، آرامآرام عمیقتر میشدند.یک نکته در خواندن این روایت اهمیت دارد:دانستن فرجام تاریخی نباید باعث شود تصمیم بازیگران سال ۱۳۳۱ را چنان تحلیل کنیم که گویی آنان از آنچه در مرداد ۱۳۳۲ رخ خواهد داد، خبر داشتند.متن کامل یادداشت مصدق؛ مردی که مردمی بود در ادامه:قسمت دوم: از اختلاف با یاران تا گسترش شکافها✍️ فتانه هویداسیتیر ۱۳۳۱، مصدق را دوباره به نخستوزیری بازگرداند اما پیروزی سیتیر پایان بحران نبود. دشوارتر از بازگرداندن مصدق، حفظ نیروهایی بود که برای بازگرداندنش کنار هم ایستاده بودند.در آن روز، ملیگراها، نیروهای مذهبی، بخشی از بازار و گروههای اجتماعی مختلف در برابر قوام ایستادند. اما این نیروها درباره آینده کشور و حدود قدرت دولت الزاماً همنظر نبودند.پس از بازگشت مصدق، پرسش تازهای مطرح شد:دولتی که کشور را درگیر بحران نفت، کاهش درآمدها، فشار اقتصادی و رویارویی با بریتانیا میدید، برای اداره کشور چه اندازه اختیار باید داشته باشد؟مصدق خواهان اختیارات بیشتر شد. در مرداد ۱۳۳۱، مجلس برای شش ماه اختیاراتی در حوزههایی مانند امور مالی و اقتصادی، نفت، سازمان اداری، استخدامی، قضایی و برخی امور دیگر به دولت واگذار کرد. اما همین اختیارات بعدها به یکی از مهمترین محورهای اختلاف تبدیل شد.برای مصدق، این اختیارات ابزاری برای اداره کشور در شرایط بحران بود، برای برخی از متحدان سابقش، افزایش قدرت دولت میتوانست توازن میان دولت و مجلس را برهم بزند.اگر بخواهیم تمام نیروهایی را که پس از سیتیر در برابر یا در مسیر متفاوت از مصدق قرار گرفتند بررسی کنیم عبارتند از:۱. یاران دیروز که جدا شدند؛ آیتالله کاشانی، حسین مکی، مظفر بقایی۲. همراهان مقطعی، نه متحدان سیاسی؛ فدائیان اسلام، حزب توده۳. رقیب اصلی دولت؛ شاه و دربار۴. کشمکش بر سر قدرت؛ مجلس هفدهم۱. یاران دیروز که جدا شدندآیتالله کاشانی؛ که در سیتیر نقش مهمی در بسیج اجتماعی علیه قوام داشت، بهتدریج با مصدق بر سر اختیارات دولت، جایگاه مجلس و شیوه اداره کشور اختلاف پیدا کرد. مصدق از ناتوانی دولت در برابر بحران میترسید، کاشانی از تضعیف مجلس و مشروطیت.حسین مکی؛ از چهرههای مهم جبهه ملی و مبارزه برای ملی شدن نفت، نیز بهتدریج درباره برخی سیاستهای دولت اختلاف پیدا کرد و فاصله میان او و مصدق بیشتر شد.مظفر بقایی؛ نیز که از نیروهای مهم جبهه ملی و همراه اولیه مصدق بود، بر سر مسائل سیاسی و تشکیلاتی، اختیارات دولت و نقش مجلس با او اختلاف پیدا کرد و به یکی از مخالفان جدی دولت تبدیل شد.۲. همراهان مقطعی، نه متحدان سیاسیفدائیان اسلام و حزب توده از ابتدا در ائتلاف مصدق نبودند.فدائیان اسلام، به رهبری نواب صفوی، نیرویی مذهبی و مستقل بود. در مبارزه با رزمآرا و فضای ملی شدن نفت با بخشی از نیروهای نهضت ملی همپوشانی داشت، اما اهداف و نگاه سیاسی و مذهبی خاص خود را دنبال میکرد و رابطهاش با دولت مصدق نیز دچار تنش شد.حزب توده نیز عضو جبهه ملی یا متحد سیاسی مصدق نبود. این حزب در سیتیر علیه قوام فعال شد، اما این همکاری مقطعی به اتحاد سیاسی با مصدق تبدیل نشد و حزب مسیر مستقل خود را دنبال کرد.پس نمیتوان همه کسانی را که بعدها در برابر مصدق قرار گرفتند، «یاران جداشده» نامید.۳. رقیب اصلی دولت؛ شاه و دربارشاه و دربار نیز اساساً عضو ائتلاف مصدق نبودند. اختلاف مصدق و شاه، کشمکش بر سر حدود قدرت دولت و سلطنت بود، از جمله درباره کنترل امور نظامی.۴. کشمکش بر سر قدرت؛ مجلس هفدهممجلس هفدهم نیز یکپارچه مخالف مصدق نبود. همین مجلس در مرداد ۱۳۳۱ به دولت اختیار ششماهه داد. اما بعدها به کانون اختلاف بر سر یک پرسش اساسی تبدیل شد:در شرایط بحران، چه اندازه از اختیارات قانونگذاری را میتوان به دولت سپرد؟در دی ۱۳۳۱، با مطرح شدن تمدید اختیارات، مخالفتها شدت گرفت و کاشانی، بهعنوان رئیس مجلس، با تمدید آن مخالفت کرد.در اینجا دو نگرانی مقابل یکدیگر قرار گرفت:مصدق از فلج شدن دولت میترسید، مخالفانش از تضعیف مجلس.هیچکدام از این نیروها آنچه را ما امروز میدانیم، نمیدانستند.
⚖️ آمریکا مقامهای دیوان کیفری بینالمللی را تحریم کرد؛ اروپا: حمله به استقلال عدالت بینالمللیدولت آمریکا دور تازهای از فشار بر دیوان کیفری بینالمللی را آغاز کرده و این بار رئیس دیوان و یکی از مقامهای ارشد دادستانی آن را هدف تحریم قرار داده است.واشنگتن، دیوان را به سیاسیکاری و تلاش برای اعمال صلاحیت بر اتباع آمریکا و اسرائیل متهم میکند؛ دیوانی که پیشتر در ارتباط با جنگ غزه برای بنیامین نتانیاهو حکم بازداشت صادر کرده بود.🇪🇸 اسپانیا در واکنش به این تصمیم اعلام کرده است که تحریم مقامهای دیوان:«حملهای آشکار به استقلال، تمامیت و بیطرفی دیوان کیفری بینالمللی» است.مادرید همچنین تأکید کرده به تعهدات خود ذیل اساسنامه رم و حمایت از اعمال صلاحیت دیوان ادامه خواهد داد.واکنش تنها به اسپانیا محدود نمانده است. دیوان کیفری بینالمللی نیز تحریمها را حملهای به استقلال قضایی خود خوانده و مقامهایی از چند کشور اروپایی و همچنین دبیرکل سازمان ملل نسبت به اقدام آمریکا ابراز نگرانی کردهاند.فرهیختگان:ماجرا یک تناقض مهم در نظم بینالمللی را دوباره پیش روی ما میگذارد:اگر یک دادگاه بینالمللی فقط تا زمانی محترم باشد که احکام و تحقیقاتش متوجه رقبای قدرتهای بزرگ است، اما هنگامی که به متحدان همان قدرتها میرسد قضاتش تحریم شوند، از «عدالت بینالمللی» دقیقاً چه چیزی باقی میماند؟#دیوان_کیفری_بین_المللی #آمریکا #اسپانیا #حقوق_بین_الملل #ICC#فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
فرهیختگان:در میانه جدال تازه درباره شریعتی، سروش و روشنفکری دینی، نوشته خجستهرحیمی پرسشی متفاوت پیش میکشد:آیا نقد جریانهای فکری زمانی که به تقسیم متفکران و رسانهها به دو اردوی «ما» و «آنها» میرسد، هنوز نقد اندیشه است یا آرامآرام به همان چیزی تبدیل میشود که نویسنده «جنگ قبیلهای» مینامد؟و شاید پرسش دشوارتر این باشد:آیا فضای فکری ایران هنوز میتواند رسانهای را بپذیرد که صاحب جهتگیری باشد، اما عضو هیچ اردوگاهی نباشد؟✍️ رضا خجستهرحیمیسردبیر اندیشه پویا#روشنفکری_دینی #محمد_قوچانی #رضا_خجسته_رحیمی #اندیشه_پویا #عبدالکریم_سروش #علی_شریعتی#فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
