🔴 ۲۸ مرداد؛ وقتی مخالفان داخلی و قدرتهای خارجی بر سر «حذف مصدق» به هم رسیدند✍️ مرضیه حاجیهاشمییکی…
انتشار: 2026/08/19 06:03 UTCدریافت: 2026/08/19 17:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 17:05 UTC
🔴 ۲۸ مرداد؛ وقتی مخالفان داخلی و قدرتهای خارجی بر سر «حذف مصدق» به هم رسیدند✍️ مرضیه حاجیهاشمییکی از مناقشههای ماندگار درباره ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ این است:آنچه رخ داد کودتایی خارجی بود یا حرکتی که ریشههای تعیینکننده داخلی داشت؟شاید خودِ این دوگانه، مسئله را بیش از حد ساده کند.اسناد تاریخی امروز تردید چندانی باقی نمیگذارند که آمریکا و بریتانیا برای برکناری دولت محمد مصدق عملیات مشترکی طراحی و اجرا کردند. CIA و MI6 در تبلیغات، تأمین منابع، ارتباط با مخالفان دولت، جلب نیروهای نظامی و سازماندهی عملیات نقش داشتند.اما این عملیات در خلأ انجام نشد.تا تابستان ۱۳۳۲، ائتلافی که زمانی پشت مصدق قرار داشت دچار شکافهای جدی شده بود. کاشانی، بقایی و مکی از او فاصله گرفته بودند؛ مناسبات دولت با دربار و بخشهایی از ارتش بحرانی بود و نگرانی از قدرت حزب توده نیز بخشی از نیروهای سیاسی و مذهبی را تحت تأثیر قرار داده بود.مرضیه حاجیهاشمی در یادداشت پیش رو، ۲۸ مرداد را از همین زاویه میخواند:ائتلافی ناهمگون که اعضای آن درباره آینده ایران توافق نداشتند، اما بر سر یک چیز به نقطه مشترک رسیده بودند: «مصدق باید برود».دربار، زاهدی، بخشی از روحانیت و نیروهای سیاسی مخالف دولت، شبکههایی در بازار و جامعه و در سوی دیگر آمریکا و بریتانیا، الزاماً یک «ایران مطلوب» مشترک نمیخواستند.آنچه آنها را در یک لحظه تاریخی کنار یکدیگر قرار داد، دشمن مشترک بود.و شاید یکی از درسهای مهم ۲۸ مرداد نیز همین باشد:«ائتلاف برای ساقط کردن، الزاماً ائتلاف برای حکومت کردن نیست.»اما یک تمایز تاریخی را هم نباید از نظر دور داشت: نیروهای داخلی مخالف مصدق واقعی بودند و شکافهای سیاسی و اجتماعی نیز واقعی؛ بااینحال، عملیات براندازی توسط آمریکا و بریتانیا سازماندهی شد و مداخله خارجی توان مخالفان داخلی را برای براندازی دولت بهشکل تعیینکنندهای افزایش داد.📎 اصل کامل یادداشت مرضیه حاجیهاشمی در ادامه🔴 توافقی بین داخل و خارج✍️ مرضیه حاجی هاشمی🗒 بر خلاف روایت های سیاه و سفید، ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را میتوان در تقویم تاریخ معاصر، روزی در نظر گرفت که به خوبی نمونهای از «ائتلاف ناهمگون علیه دولت» در آن نقش بسته است، ائتلافی که در آن نیروهایی با منافع و ایدئولوژیهای متفاوت، می توانند بدون توافق درباره آینده کشور بر سر یک هدف در کنار یکدیگر قرار گیرند، تنها با هدف حذف دولت مستقر.⬅️ این تمایز مهم است؛ زیرا مخالفان یک دولت الزاماً به دلیل توافق درباره آینده متحد نمیشوند. چیزی که می تواند آنها را متحد کند نه برنامه مشترک؛ بلکه تعریف مشترک از دشمن است. در سالهای ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲، دولت «مصدق» با بحرانهای متعدد روبهرو بود، تحریم نفتی بریتانیا، بحران اقتصادی، اختلاف با شاه، منازعه با مجلس، افزایش قدرت حزب توده و تشدید شکاف میان نیروهای سیاسی. مهمتر آنکه توانایی دولت برای حفظ ائتلاف نخبگان و نیروهای اجتماعی کاهش یافته بود.⬅️ مخالفان مصدق نیز یک گروه واحد نبودند. شاه و دربار در پی حفظ و تقویت قدرت سلطنت بودند. «زاهدی» به دنبال گسترش نفوذ سیاسی و نظامی خود، ایده «بازگرداندن نظم» را دنبال میکرد. «کاشانی» پس از شکاف با مصدق، در پی افزایش نقش سیاسی ـ اجتماعی روحانیت بود و با تشدید نگرانی از حزب توده، در برابر مصدق قرار گرفت. بخشی از روحانیون از گسترش چپ و سکولاریسم بیم داشتند و بخشی از بازار نیز در اثر بحران اقتصادی و سیاسی و ترس از کمونیسم تغییر موضع داده بودند. هرچند بازار هرگز یکپارچه علیه مصدق نبود و بخشهایی از آن تا پایان از «نهضت ملی» حمایت کردند.⬅️ در سوی دیگر،«آمریکا» و «بریتانیا» نیز در پی اهداف خود بودند. در مورد آمریکا جلوگیری از گسترش نفوذ شوروی و حزب توده، ایجاد یک دولت باثبات و ضدکمونیست و در مورد بریتانیا، حفظ منافع نفتی؛ بنابراین این نیروها حتی درباره «ایران مطلوب» توافق نداشتند؛ اما بر سر یک نقطه میتوانستند همگرا شوند: «مصدق باید برود». اینجاست که قدرت و حمایت خارجی اهمیت پیدا میکند. می توان در این ائتلاف نیروهای داخلی و خارجی، به وضوح شاهد بود که مداخله آمریکا و بریتانیا صرفاً جایگزین نیروهای داخلی نشد؛ بلکه با منابع مالی، اطلاعاتی، تبلیغاتی و سازمانی، ظرفیت نیروهای داخلی مخالف دولت را افزایش و آنها را هماهنگ کرد. ⬅️ از این منظر، بازار نیز نمونه مهمی است. بازار تهران یک گروه یکپارچه نبود، تجار بزرگ، واردکنندگان، تولیدکنندگان، اصناف و کسبه منافع یکسانی نداشتند. بخش مهمی از بازار از ملی شدن نفت و مصدق حمایت میکرد؛ اما با تشدید بحران و افزایش ترس از کمونیسم، بخشی از این شبکه اجتماعی تغییر موضع داد. این تغییر را نمیتوان صرفاً اقتصادی یا مذهبی توضیح داد؛ بلکه می توان گفت محاسبه خطر تغییر کرده بود.
