🔵 وقتی بهجای نقد یک اندیشه، خودِ متفکر محاکمه میشودچرا در میانه بحران اقتصادی و فشار معیشتی، دوبا…
انتشار: 2026/08/20 09:03 UTCدریافت: 2026/08/20 11:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 11:10 UTC
🔵 وقتی بهجای نقد یک اندیشه، خودِ متفکر محاکمه میشودچرا در میانه بحران اقتصادی و فشار معیشتی، دوباره نام علی شریعتی و میراث فکری او به میدان مناقشه بازمیگردد؟احسان شریعتی در یادداشت «نعل وارونه» معتقد است بخشی از انتقادهای امروز به شریعتی، بیش از آنکه نقد تاریخی یا نظری اندیشههای او باشد، تلاشی برای نسبتدادن برخی از مشکلات امروز ایران به گفتمان عدالتخواهی روشنفکران پیش از انقلاب است.از نگاه او، در این روایت جای علت و معلول تغییر میکند: بهجای بررسی سیاستها و ساختارهایی که طی دههها به بحرانهای اقتصادی و اجتماعی امروز انجامیدهاند، ریشه مسئله در اندیشه روشنفکرانی جستوجو میشود که خود منتقد نابرابری و نظم موجود بودهاند.شریعتی این شیوه مواجهه را «نعل وارونه» مینامد و نمونه مشابه آن را در مناقشهای دیگر در همین مردادماه میبیند: بازخوانی ۲۸ مرداد با این ادعا که نه مداخله خارجی، بلکه خود مصدق عامل کودتا بوده است.اما شاید مهمترین بخش یادداشت، فراتر از دفاع از شریعتی یا مصدق، به یک مسئله عمومیتر مربوط باشد:در نقد یک جریان فکری، مرز میان نقد اندیشه و محاکمه صاحب اندیشه کجاست؟و مهمتر؛ آیا میتوان بحرانهای امروز یک جامعه را با اندیشههایی توضیح داد که نیمقرن پیش مطرح شدهاند، بدون آنکه سهم سیاستها، تصمیمها و صاحبان قدرت در دهههای پس از آن را بررسی کرد؟✍️ احسان شریعتی📰 منبع: شرق📎 اصل کامل یادداشت «نعل وارونه» در ادامهدر بحبوحه جنگ و محاصره و تحریم کشور از بیرون و بحران معیشتی که علاوه بر عامل خارجی، پیامد نوعی سیاستگذاری کلان و مدیریت اقتصاد کشور، بهویژه در دوران پس از جنگ هشتساله بوده است، جستوجوی مقصر و «سپر بلا»، و نیافتن دیواری کوتاهتر از گفتمان عدالتطلبی روشنفکران منتقد و یقه شریعتی را گرفتن، مانند نماد ملی و مذهبیِ همچنان زنده آن گفتمان و شگردِ «به کوچه چپ زدن»، دقیقا مصداق همان وارونهزدن نعل به قصد گمکردن نشان اسب یکهتازان مسئول نظم سابق و و وضع لاحق است و سر کار گذاشتن مردمان و «راندنشان به سمت ناکجاآباد». در این جدال نمادین با نمادها مواجهیم، همچنان که «شاندل» شخصیت نمادین ساخته علی شریعتیمزینانی بود. مثال مشابه این معرکه در این مردادماه نمادین، مورد مصدق است که آمدهاند و فرمودهاند که نه قدرت خارجی، بلکه دکتر خود در ۲۸ مرداد ۳۲ با تمرد از دستور شاهی که مطابق قانون اساسی وقت قرار بود پس از ۱۴ مرداد ۱۲۸۵، فقط سلطنت کند و نه حکومت، کودتا کرده است.و اما دلیل این عطف توجه اغراقآمیز و این حجم از واکنشها، با وجود همه درشتیها، بهدرستی همین دلالت عینی و اکنونی-اینجایی آن گفتمان انتقادی از نظم یا بینظمی اقتصادی-سیاسی است که به وضع و بحران کنونی انجامیده و همچنان آبستن برشوراندن جامعه است. مگر گفتمان شریعتی در جوانی با این نقل از اباذر شروع نمیشد که «در شگفتم از کسی که در خانهاش نانی نمییابد و با شمشیر آختهاش بر مردم نمیشورد؟». پس مسئول بروز اینگونه خشونتها نه مسببان بحران معیشت و گرسنگی، بلکه خود «انسان شورشی» است؛ و یکی از روشهای از اسب و سپر انداختن حریف، به جای نقد نظر به شیوه «انظر الی ما قال»، یقه شخص را گرفتن و فحاشی و تخطئه شخصیت اوست.و ازآنجاکه در سالهای اخیر استفاده از این روش مغالطه منطقی رواج فراوان یافته، و به طور کلی همزمان با گرایشی در جامعه به سمت ادب و فرهنگ پوپولیستی فاشیستی و... از این شیوه بهویژه در فضای مجازی، بسیار استقبال میشود؛ شبحی از شریعتی که پیشتر با جعل و نقل منظم و سازمانیافته قولهایی موهوم و جملاتی موهن آماج تمسخر و استهزا بود، اینبار در سطحی گسترده مورد کینتوزی چپهراسانه واقع میشود.#علی_شریعتی #احسان_شریعتی #روشنفکری #عدالت #۲۸مرداد#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی