🔺آیا آگاهی با مکانیسمهای مغز قابل توضیح است؟ گفتوگو با دکتر عبدالرضا ناصر مقدسی🔺 👤 مجری: میزبان برنامه در کانال یوتیوب سرشت (Seresht)👤 مصاحبهشونده: دکتر عبدالرضا ناصر مقدسی📘 رزومه مصاحبهشونده: متخصص بیماریهای مغز و اعصاب (نورولوژیست)، پزشک متخصص با تمرکز ویژه بر درمان بیماران مبتلا به اماس (MS)، پژوهشگر حوزه فلسفه ذهن و آگاهی، و مبدع نظریه «اسطورهشناسی عصبی تکاملی».این گفتوگوی عمیق میانرشتهای بر نقد تقلیلگرایی رایج در علوم اعصاب و بررسی یکی از پیچیدهترین مسائل فلسفه ذهن، یعنی «مسئله دشوار آگاهی» متمرکز است. بحث با تفکیک میان «آگاهی در دسترس» (قابل اشتراک و عینی) و «آگاهی پدیداری» (تجربه ذهنی و اولشخص) آغاز میشود. دیوید چالمرز این شکاف بنیادین را به عنوان مسئله دشوار آگاهی صورتبندی میکند؛ بدین معنا که پیشرفتهای تصویربرداری مغزی مانند fMRI صرفاً میتوانند عملکردهای مکانیکی و مسائل ساده آگاهی را نشان دهند، اما در تبیین چگونگی زایش کیفیات ذهنی از دلِ پردازشهای مادی نورونها کاملاً ناتواناند که این امر به یک «شکاف تبیینی» عمیق منجر شده است. در همین راستا، تلاشهای تقلیلگرایانه دانشمندانی چون فرانسیس کریک برای یافتن جایگاه فیزیکی آگاهی در غدهای به نام «کلاستروم» مورد نقد قرار میگیرد؛ چرا که یافتن مکانیسمهای مرتبط با هوشیاری لزوماً به معنای یافتن تبیین علی برای آگاهی پدیداری نیست و مغز تنها شرط لازم برای آگاهی است، نه شرط کافی.دکتر مقدسی با تکیه بر آرای توماس نیگل، استدلال میکند که عبور از این بحران تبیینی نیازمند بازتعریف مفهوم «ماده» است؛ ماده موجودیتی صرفاً بیشعور نیست، بلکه بنمایهای بالقوه از آگاهی را در خود نهفته دارد. در نقطه مقابلِ این نگاه، دیدگاه رادیکال دنیل دنت مطرح میشود که آگاهی و مفهوم «خویشتن» را صرفاً یک «توهم کاربری» و حاصل عملکرد موازی پیشنویسهای متعدد مغزی میپندارد. با این حال، شواهد بالینی نظیر تجربه بیماران مبتلا به «مه مغزی» نشان میدهد که حتی در زمان گسستِ پردازشهای منسجم مغزی، همچنان یک «منِ آگاه» برای درک این فروپاشی وجود دارد که این واقعیت، نظریه دنت را در عرصه بالینی به چالش میکشد. برای تبیینِ گذار از هوشیاریِ عینی به آگاهیِ ذهنی، الگوی استعاری «چرخش مکعب روبیک» و نظریه «اسطورهشناسی عصبی تکاملی» ارائه میشود که آگاهی را به مثابه «معنای افزودهای» در نظر میگیرد که ذهن برای درک و ایجاد پیوستگی، به جهان مادی تزریق میکند.بدیعترین و مهمترین دستاورد این مباحث، پیوند آنها با بنبستهای پزشکی مدرن در درمان بیماریهای تحلیلبرنده عصبی نظیر اماس و آلزایمر است. ناتوانی در درمان قطعی این بیماریها ریشه در فقر ابزارهای پزشکی یا کمبود دانش ایمنیشناسی ندارد، بلکه ناشی از درک تقلیلگرایانه و مکانیکیِ نوروساینس از مغز است و این حوزه برای پیشرفت، نیازمند یک تغییر پارادایم اساسی است. در نهایت نتیجهگیری میشود که برای حصول موفقیت در فرایند درمان و فهم دقیقتر ذهن، علم پزشکی باید تجربه کیفی و اولشخص بیمار از رنج را در کنار دادههای عینی (مانند تصاویر MRI) به رسمیت بشناسد؛ رویکردی که نشان میدهد «دوگانهانگاری جوهری دکارت»، بهرغم تمامی نقدهای مدرن فیلسوفان فیزیکالیست، در تجربه زیسته و عرصه بالینی همچنان معتبر و اجتنابناپذیر باقی مانده است.📚 لینک جلسه:youtube.com/watch?v=Hhh4f2UExNg%D9%85%D8%… علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی🆔 @The_Science_and_Theology_Center
ادگار میچل، فضانورد آپولو ۱۴، زندگی خود را صرف کاوش در فضای بیرونی و همچنین رازهای تجربه بشری کرد. او پس از سفرش به ماه، «مؤسسه علوم نوئتیک» (IONS) را تأسیس کرد؛ سازمان معتبری که به پژوهش درباره آگاهی، پتانسیلهای انسانی و تجربههای فوقالعاده از طریق کاوشهای…توضیح:ادگار میچل، بههیچوجه در پی اثبات مادیگرایی یا انکار ابعاد غیرمادی و معنوی نیست. او از پیشگامان پژوهش در زمینه آگاهی و تجربههای معنوی به شمار میرفت.لبّ کلام ایشان را میتوان اینگونه خلاصه کرد:«تمامی پدیدههای موجود — از جمله آگاهی، روح و تجربههای ناظر بر آن — بخشی اصیل از واقعیت و نظام هستی هستند. اگر امروزه پدیدهای را «ماوراءالطبیعی» مینامیم، صرفاً به دلیل محدودیت و ناآگاهیِ کنونیِ علم از قوانینِ آن پدیده است.»بنابراین، دیدگاه ایشان نفیِ امور معنوی نیست، بلکه دعوتی است برای توسعه و گسترشِ مرزهای علم تا بتوان ابعادِ ناشناختهی آگاهی و هستی را بهصورت روشمند و جدی مورد مطالعه قرار داد.
ادگار میچل، فضانورد آپولو ۱۴، زندگی خود را صرف کاوش در فضای بیرونی و همچنین رازهای تجربه بشری کرد. او پس از سفرش به ماه، «مؤسسه علوم نوئتیک» (IONS) را تأسیس کرد؛ سازمان معتبری که به پژوهش درباره آگاهی، پتانسیلهای انسانی و تجربههای فوقالعاده از طریق کاوشهای علمی اختصاص دارد.سخنان او یادآور این نکته قدرتمند است که کنجکاوی، تواضع و کاوش با ذهن باز برای کشف حقایق ضروری هستند.گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقاتتجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایرانDNDSI.ir
وبینار «شفافیت ذهنی پیش از مرگ»Terminal Lucidityگاهی در واپسین ساعات زندگی، فردی که شاید ماهها اطرافیانش را نمیشناخته یا قادر به برقراری ارتباط نبوده، ناگهان هوشیار میشود؛ چشم باز میکند، عزیزانش را میشناسد، نامها را صدا میزند، گفتوگو میکند و گاهی حتی خداحافظی میکند.این پدیدهٔ شگفتانگیز در پژوهشهای علمی با عنوان Terminal Lucidity شفافیت ذهنی پیش از مرگ شناخته میشود.در این جلسهٔ ۵۰ دقیقهای درباره این موضوعات صحبت خواهیم کرد:1⃣ شفافیت ذهنی پیش از مرگ دقیقاً چیست و چه تفاوتی با هذیان و توهم دارد؟2⃣ شواهد علمی و تازهترین پژوهشها درباره آن چه میگویند؟3⃣ چرا چنین پدیدهای رخ میدهد؟ سه توضیح احتمالی و آنچه هنوز نمیدانیم4⃣ اگر بر بالین عزیزی شاهد چنین لحظهای بودیم، چگونه با آن مواجه شویم؟🗓 جمعه ۳۰ مرداد | ساعت ۲۱:۳۰ به وقت ایران⏱️ مدت: ۵۰ دقیقه💻 آنلاین در Google Meet👥 ظرفیت: ۶۰ نفر🎓 ارایه دهنده: دکتر علی قاسمیان⚠️ لطفاً رأس ساعت ۲۱:۳۰ وارد جلسه شوید. وبینار دقیقاً در زمان اعلامشده آغاز میشود و امکان ورود به جلسه بعد از این ساعت وجود ندارد. شرکت در این وبینار رایگان است. در صورت تمایل میتوانید هنگام ثبتنام، مبلغی را به انتخاب خودتان به عنوان کمک (Donation) پرداخت کنید.تمام مبالغ اهدایی صرف خرید عروسک و اسباببازی برای کودکان بیسرپرست خواهد شد.کمک مالی کاملاً اختیاری است و برای شرکت در وبینار الزامی نیست.برای ثبتنام به آی دی زیر پیام ارسال فرمایید:@mathematicalscience110
پی. ام. اچ. اتواتر (P.M.H. Atwater) پژوهشگر، نویسنده و سخنران برجسته و سرشناس آمریکایی در زمینه تجربیات نزدیک به مرگ (NDE) و آگاهی انسان است. او که خود سه تجربه نزدیک به مرگ را در سال ۱۹۷۷ از سر گذرانده، بیش از چهار دهه از زندگیاش را صرف مطالعه، مصاحبه با هزاران تجربهگر (از جمله کودکان) و نگارش دهها جلد کتاب تخصصی درباره پیامدهای روانی، معنوی و فیزیولوژیک این تجربیات کرد.گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقاتتجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایرانDNDSI.ir
پیتر پاناگور (Peter Panagore) در طول تجربه نزدیک به مرگ خود، صدای پر از عشق یک موجود هوشمند و قدرتمند را شنید که باعث شد او احساس کند مورد محبت قرار گرفته و شناخته شده است.به او چیزی نشان داده شد که خیلیها آن را «اثر نمای کلی» (Overview Effect) توصیف میکنند؛ یعنی دیدن تمام زمین و بشریت و احساس یک پیوند عمیق و پر از عشق با تمامی انسانها.گروه وابسته به انجمن بین المللی تحقیقاتتجارب نزدیک به مرگ (IANDS) در ایرانDNDSI.ir