❎حیات تشکلهای مدنی به حضور نیروهای داوطلب وابسته است ✅مهستان؛ بهزیستی تنها به ارائه خدمات حمایتی م…
انتشار: 2026/07/21 06:20 UTCدریافت: 2026/08/15 02:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:42 UTC
❎حیات تشکلهای مدنی به حضور نیروهای داوطلب وابسته است ✅مهستان؛ بهزیستی تنها به ارائه خدمات حمایتی محدود نمیشود، بلکه مفهومی فراگیر است که ابعاد مختلف زندگی انسان، از سلامت روان و مشارکت اجتماعی گرفته تا برخورداری از حقوق شهروندی و فرصتهای برابر را در بر میگیرد. در این میان، تشکلهای مردمنهاد با اتکا به سرمایه اجتماعی، مشارکت داوطلبانه و ارتباط نزدیک با جامعه، نقش مهمی در شناسایی نیازها، حمایت از گروههای آسیبپذیر و تکمیل ظرفیتهای نهادهای دولتی ایفا میکنند. در همین راستا، با کامران عاروان، رئیس «شبکه ملی تشکلهای مردمنهاد معلولان»، درباره مفهوم بهزیستی، جایگاه سازمانهای مردمنهاد، نقش فعالیتهای داوطلبانه و ظرفیت تشکلهای مدنی در ارتقای کیفیت زندگی افراد، به گفتوگو نشستهایم. وی در این مصاحبه، با تأکید بر ضرورت همافزایی میان دولت، جامعه مدنی و شهروندان، به تبیین نقش مشارکتهای مردمی در تحقق «بهزیستن» و حمایت از اقشار آسیبپذیر میپردازد. به عنوان نخستین پرسش، لطفاً بفرمایید اصولاً مقوله بهزیستی چه حوزههایی را در بر میگیرد؟ مقوله بهزیستی نگاهی جامع به زندگی انسان دارد؛ یعنی هر آنچه به زندگی انسان مربوط میشود و برای بهتر شدن آن ضرورت دارد تا فرد بتواند تعادل خود را در زندگی حفظ کند، مسیر پیشرفت را طی کند، از نظر روانی و شخصیتی به آرامش برسد و شکوفایی استعدادهای خود را تجربه کند، در حوزه بهزیستی قرار میگیرد. بهزیستی حوزههای مختلفی از جمله اقتصاد، مسائل اجتماعی، فرهنگی و روانی را در بر میگیرد. همچنین هر عاملی که این وضعیت را به خطر بیندازد، چه در حوزه اقتصاد و چه در سایر عرصهها، در قلمرو بهزیستی قابل بررسی است. هنگامی که از بهزیستی سخن میگوییم، منظور فراهم کردن شرایطی است که هر فرد بتواند زندگی متعادل و شایستهای داشته باشد، در جامعه بهطور طبیعی زندگی کند، رشد یابد و از حقوق فردی خود در کنار حقوق جمعی برخوردار باشد. عواملی مانند معلولیت، فقدان پدر یا مادر، اعتیاد و سایر آسیبهای اجتماعی نباید مانع تحقق این شرایط شوند. بنابراین، بهترین حالت آن است که زمینههای لازم برای یک زندگی مطلوب فراهم شود. اگر این بسترها وجود نداشته باشد، مانند کودکی که در خانواده مورد آزار قرار میگیرد، باید حمایتها و مداخلات فوری انجام شود تا فرد به شرایط عادی زندگی بازگردد. این همان مفهوم توانبخشی است؛ یعنی جبران کاستیها و نارساییهایی که در ابعاد مختلف زندگی فرد وجود دارد. این حمایتها ممکن است جنبه حقوقی، اجتماعی یا روانشناختی داشته باشند و از طریق روانشناسان، مددکاران اجتماعی یا سایر متخصصان انجام شوند. در مجموع، وقتی از بهزیستی سخن میگوییم، همه ابعاد زندگی انسان مدنظر است تا هیچ فردی به دلیل معلولیت، مشکلات اقتصادی یا سایر شرایط از جامعه کنار گذاشته نشود یا مورد غفلت قرار نگیرد. جامعه باید شرایطی را فراهم کند که همه افراد بتوانند به زندگی شایسته و متعادل دست یابند. نقش تشکلهای مدنی در حوزههای مذکور چگونه خواهد بود؟ واقعیت این است که تشکلهای مدنی یا سازمانهای مردمنهاد، که بر پایه مشارکت مردمی شکل گرفتهاند و از ظرفیت نخبگان، متخصصان و افراد دغدغهمند بهره میبرند، نقش بسیار مهمی در تحقق بهزیستی جامعه دارند. باید پذیرفت که نقش دولت در همه این حوزهها نمیتواند حداکثری باشد؛ چرا که گاه با محدودیتهای مالی، بودجهای، تخصصی یا اجرایی مواجه است. در چنین شرایطی، تشکلهای مدنی میتوانند این خلأها را جبران کنند و در حوزههایی که دولت یا نهادهای حاکمیتی حضور کمرنگتری دارند یا مداخلات آنها کافی نیست، نقش مکمل و مؤثری ایفا کنند. همچنین، به دلیل اعتمادی که مردم به این تشکلها دارند و نیز فاصله کمتر آنها با بوروکراسی اداری، ارتباطشان با جامعه آسانتر و نزدیکتر است. از این رو، بهتر میتوانند مسائل و مشکلات را شناسایی کرده و با مشارکت مردم برای رفع آنها اقدام کنند. بخشی از فعالیت این تشکلها نیز به مطالبهگری، پیگیری حقوقی و قانونی و تسهیلگری در حل مسائل اجتماعی اختصاص دارد. علاوه بر این، در حوزه آموزش، فرهنگسازی و رسانه نیز نقش مهمی ایفا میکنند. تشکلهای مدنی خود به رسانهای برای طرح مسائل، اولویتبندی مشکلات، آگاهسازی افکار عمومی و حساسسازی جامعه تبدیل میشوند. این فرآیند زمینه را برای ورود کارشناسان، مدیران و قانونگذاران فراهم میکند تا برنامهها، قوانین و اقدامات مؤثرتری برای حل مشکلات تدوین و اجرا شود.

