سفرنامه سیستان و بلوچستان فصل دوم- 19مگه جاده قحطیه؟قبل از سفر به دوستم توی جالق زنگ زدم و قضیه رو…
انتشار: 2026/07/11 08:46 UTC
سفرنامه سیستان و بلوچستان فصل دوم- 19مگه جاده قحطیه؟قبل از سفر به دوستم توی جالق زنگ زدم و قضیه رو گفتم، بنده خدا یک مکثی کرد و با لهجه شیرین بلوچی گفت مگه جاده قحطیه که از اونجا میخوایی بیایی. من که بچه همینجا هستم تابحال از اونجا نرفتم . گفتم من خیلی مشتاقم که از این مسیر بیام. گفت پس صبر کن من از دوستم توی روتک که توی مسیرت هست بپرسم بعد بهت میگم. خلاصه بعدش بهم زنگ زد و گفت اون جاده مرزی هست و دست مرزبانیه ممکنه نذارند تو از اونجا بیایی و ماشینهای غریبه رو راه ندن تو بهشون بگو که من میهمان هستم میخوام برم روتک تا راه رو برات باز کنند و بتونی از اون جاده بیایی بعدشم گفت هر وقت میرجاوه رسیدی بهم زنگ بزن تا به دوستم توی روتک بگم که بیاد لب جاده روتک تا شما رو بگیره بیاره جالق.@irantizement