سفرنامه سیستان و بلوچستان فصل دوم- 23جادوی سنگهای نگارانسنگهای سیاه و براق و زیبای کوههای دره نگارا…
انتشار: 2026/07/22 06:03 UTC
سفرنامه سیستان و بلوچستان فصل دوم- 23جادوی سنگهای نگارانسنگهای سیاه و براق و زیبای کوههای دره نگاران آنقدر تو رو محو دیدن خودش میکنه که ناخودآگاه کشیده میشی به بالای صخره ها و تا میایی بخود بیایی میبینی رفتی اون بالا بالاها. باید خیلی دقت کنید تا خدای ناخواسته سر نخورین، چون هم سر هستند و هم تیز. برای همین باید یک کفش خوب بپاتون کنین، از اونهایی که میگن زیرش ویبرام هست باشه بهتره. @irantizement
پستهای تلگرام — ایرانگرد
سفرنامه سیستان و بلوچستان فصل دوم- 28تیس چابهاربیرون از شهر چابهار به سمت کنارک روستای تیس قرار دارد. نگاه نکنین بهش که الان روستاست و زیر نظر چابهار قرار داره. تیس تاریخی بس طولانیتر از چابهار داره که تاریخ آن به زمان حمله اسکندر گجستک به ایران هم میرسد و در کتابهای تاریخی اسم آن بارها آمده است و در آن زمان که تیس بوده چابهاری هنوز وجود نداشته. درست حکایت ری و تهران که زمانی که ری وجود داشت تهرانی نبود و بعدها که روستای تهران بوجود آمد زیر نظر ری پایتخت بود. ولی الان ری کوچک زیر نظر تهران بزرگ قرار دارد. توی روستای تیس یک مسجد زیبا قرار دارد که دیدنیست اما متاسفانه فقط یکبار توانستم بروم داخلش رو ببینم دوبار دیگر بسته بود. یک گورستان جن ها هست که خیلی در موردش غلو کرده بودند و ما رفتیم دیدیم چیز خاصی نبود و اما غارهای سه گانه بان مسیتی هم دارد که خیلی جالب و دیدنیست. مطالب در مورد دیدنیهای تیس را توی سفرنامه سال قبلم به سیستان و بلوچستان مفصل نوشته ام میتویند بروید آنجا بخوانید.@irantizement
سفرنامه سیستان و بلوچستان فصل دوم- 28سید غلام رسول که بود؟ دو روایت دارد یکی اینکه یکی از عارفان و صوفیان مسلمان بوده که از هند به این مکان می آید و عاشق دختری از چابهار میشود و درست در شب عروسیشان فوت میکند. روایت دوم میگوید که او یک لوطی بوده که زندگی ساده داشته و در اینجا میمیرد و همینجا دفن میکند و در موقع مرگش میگوید که بر مزار من گریه نکنید و بجایش ده شب مراسم جشن و شادی و رقص و آواز برگزار کنید و به همین مناسبت تا سالهای پیش این رسم هر ساله در سالروز مرگ او برگزار میشد که بعدها برداشته شد. حالا علت جمع کردن جشن شادی چه بوده بماند.@irantizement
سفرنامه سیستان و بلوچستان فصل دوم- 28موزه چابهاربعد از زدن بنزین ابتدا رفتیم برای بازدید از موزه چابهار. متاسفانه زمانی که ما برای بازدید رفتیم در حال تعمیر و مرمت بود. این ساختمان ابتدا بعنوان فرمانداری در زمان رضا شاه ساخته شده بود که بعد از ساخت فرمانداری جدید این مکان به میراث فرهنگی تحویل داده شد تا موزه شهر باشد . توی حیاط موزه درخت میوه پاپایا یا خربزه درختی بود که هنوز سبز بود و نرسیده بودند ولی دیدن درخت پاپایا هم برامون جالب بود. بعد از آنجا هم رفتیم به دیدن مقبره سید غلام رسول که در کنار بلوار شهید ریگی چابهار قرار دارد و بنای آن برای دوران سلجوقیان است و در دوران ایلخانیان و تیموریان و صفویان تعمیر و مرمت شده بود و هر بار چیزی به آن افزوده شده بود. @irantizement
سفرنامه سیستان و بلوچستان فصل دوم- 28میدان مادر چابهارصبح پس از خوردن صبحانه از آقا حمزه خداحافظی کردیم. جا دارد از میهمان نوازی خوبشان صمیمانه سپاسگزاری کنیم. ابتدا رفتیم بنزین زدیم که پمپ بنزین میدان مادر در چابهار برای ماشینهای خارج از استان مناسب است و میتوان 25 لیتر بنزین بزنند. البته صف ماشینها کمی طولانی بود ولی چاره ای دیگر نیست و باید حدود نیم تا یکساعت توی صف ماند. اونجا هم به کارت سوخت و کارت ماشین بنده گیر دادند و گفتند یکی نیستند و قضیه را بهشون گفتم اونها هم گفتند برو از ماشینت توی صف یک عکس بگیر که پلاک ماشینت توش مشخص باشه و من هم همینکار رو کردم و بهم 25 لیتر بنزین دادند.@irantizement
سفرنامه سیستان و بلوچستان فصل دوم- 28شبهای نیویورک چابهاربعد از دیدن تلگراف خانه آقا حمزه ما رو بردند به مرکز شهر توی خیابان بلوچستان و یکی از رستورانهای شلوغ و خوب چابهار بنام المدینه و جاتون خالی شام مفصلی خوردیم و آخر شب دیر وقت بود که برگشتیم به خانه و سریع خوابیدیم که فردا باید میرفتیم به سمت کنارک. با رسیدن به کنارک دیگه مسیر رفتنمان تمام میشد و از کنارک به بعد برمیگشتیم به سمت تهران. چابهار یک خیابانی هم داره که مثل هند و پاکستان مردم کنار خیابان آشپزی میکنند و غذاهاشون هم تند و هندی و پاکستانی هست و از معروفترین غذای پاکستانی هم میتوان از کرایی نام برد که در چابهار به راحتی میتوانید پیدا کنید و نوش جان کنین.@irantizement
سفرنامه سیستان و بلوچستان فصل دوم- 28تلگراف خانه چابهاریکی دیگر از جاهایی که آقا حمزه ما رو بردند و نشان دادن تلگراف خانه چابهاربود . عمارتی بزرگ در دو طبقه که در زمان ناصرالدین شاه توسط انگلیسی ها و شخص گلد اسمیت ساخته شده بود که خط تلگراف هند را به لندن متصل میکرد. در حال حاضر این مکان تبدیل شده به موزه و بوفه و کافه بسیار شیک که شبها تا دیر وقت پذیرای علاقمندان است.جالبترین نکته ای که توجه من رو بخودش جلب کرد چوبهای سقف آن بود که با گذشت بیش از 160 سال از عمر آن هنوز مثل اولشان تازه بودند چرا که این چوبها را از آفریقا آورده بودند و آنها را داخل روده و چربیهای نهنگ خوابانده بودند تا موریانه آنها را نخورد@irantizementسفرنامه سیستان و بلوچستان فصل دوم- 28تلگراف خانه چابهاریکی دیگر از جاهایی که آقا حمزه ما رو بردند و نشان دادن تلگراف خانه چابهاربود . عمارتی بزرگ در دو طبقه که در زمان ناصرالدین شاه توسط انگلیسی ها و شخص گلد اسمیت ساخته شده بود که خط تلگراف هند را به لندن متصل میکرد. در حال حاضر این مکان تبدیل شده به موزه و بوفه و کافه بسیار شیک که شبها تا دیر وقت پذیرای علاقمندان است.جالبترین نکته ای که توجه من رو بخودش جلب کرد چوبهای سقف آن بود که با گذشت بیش از 160 سال از عمر آن هنوز مثل اولشان تازه بودند چرا که این چوبها را از آفریقا آورده بودند و آنها را داخل روده و چربیهای نهنگ خوابانده بودند تا موریانه آنها را نخورد@irantizement