سفرنامه سیستان و بلوچستان فصل دوم- 23در ابتدای دره جورک یک پیرمرد بلوچی با خانواده اش شامل همسر و پ…
انتشار: 2026/07/22 06:03 UTC
سفرنامه سیستان و بلوچستان فصل دوم- 23در ابتدای دره جورک یک پیرمرد بلوچی با خانواده اش شامل همسر و پسر و عروس و نوه هایش اونجا زندگی میکردند. بندگان خدا چیز زیادی نداشتند بجز چند راس بز برای امرار معاش و گذران زندگی. در کنار خانه شان که سیمانی بود یک کپر هم داشتند که با درخت خرما درست شده بود و ما رفتیم توی اون نشستیم چون برایمان جالب بود. در کنار این خانواده یک مسجد شیک و تمیزی هم درست کرده بودن که تعجب ما رو برانگیخت، یک مسجد برای یک خانواده. پیرمرد بلوچ ما رو دعوت کرد که چای بخوریم و ما هم با خوشحالی قبول کردیم. پیرمرد سرد و گرم روزگار چشیده بودند و خونگرم. بعد از خوردن چای و گپ زدن باهاش ازشون خدا حافظی کردیم و سوار ماشین شدیم به سمت روستای ناهوک جایی که ماشینمان رو پارک کرده بودیم.@irantizement