💠چقدر دلتنگ صفای روزهای آغازین هدایت هستم!✍ خالد حمدی از تأثیرگذارترین صحنههایی که همیشه مرا تحت ت…
انتشار: 2026/07/31 12:42 UTCدریافت: 2026/08/03 04:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 04:52 UTC
💠چقدر دلتنگ صفای روزهای آغازین هدایت هستم!✍ خالد حمدی از تأثیرگذارترین صحنههایی که همیشه مرا تحت تأثیر قرار میدهد، دیدن کسانی است که تازه راه هدایت را یافتهاند.اشکهای صادقانهشان، اشتیاق دلهایشان و شتابشان برای نزدیک شدن به پروردگار، گویی میخواهند همه سالهای غفلت و کوتاهی گذشته را جبران کنند.آنها همیشه مرا به یاد روزهای نخست پایبندی خودمان میاندازند؛ روزهایی که هدایت برایمان تازه بود، دلهایمان نرم و پاک بود و با شوقی وصفناشدنی در مسیر خدا قدم برمیداشتیم.اما کمکم چه شد؟ دلها سخت شد و اخلاق و رفتارمان دستخوش تغییر گردید.واقعیت این است که ما آرامآرام تغییر میکنیم، بیآنکه متوجه باشیم. معمولاً زمانی به این تغییر پی میبریم که کار از کار گذشته و حالمان به شدت آسیب دیده است؛ البته اگر اصلاً متوجه شویم.عجیب آنکه کوچکترین تغییر در خودرو، تلفن همراه یا حتی وسایل خانه را فوراً میبینیم، اما ترکهای روح و زنگار قلبمان را دیر میبینیم؛ در حالی که دل انسان بسیار زودتر از هر وسیلهای آسیب میبیند.عبدالله بن مسعود رضیاللهعنه میگوید:«فاصله میان مسلمان شدن ما و زمانی که خداوند با این آیه ما را مورد سرزنش قرار داد: "آیا وقت آن نرسیده است که دلهای مؤمنان در برابر یاد خدا خاشع شود؟" فقط چهار سال بود.»چه جای شگفتی! تنها چهار سال گذشت و صحابه مورد تذکر الهی قرار گرفتند؛ پس حال کسی چگونه است که سالهای طولانی در همان لغزشها باقی بماند، دروغ گفتن برایش عادی شود، تکبر دلش را پر کند و اخلاقش در همه زمینهها آسیب ببیند، اما هیچ توجهی به خود نداشته باشد؟همه ما تغییر میکنیم؛ این قانون زندگی است. اما ترسناک آنجاست که آنقدر تغییر کنیم که فاسد شویم و خودمان هم نفهمیم.در روایتی آمده است که وقتی گروهی از مردم یمن به مدینه آمدند و با شنیدن قرآن گریه کردند، ابوبکر صدیق رضیاللهعنه فرمود:«ما نیز روزی چنین بودیم؛ اما بعدها دلها سخت شد.»این سخن را کسی میگوید که تا پایان عمر، از نرمترین و مهربانترین دلها برخوردار بود. پس اگر او از سخت شدن دلش بیم داشت، ما چه بگوییم؟دوستانی را دیدهام که روزی فرشتهخو و خوشاخلاق بودند. مدتی از آنان دور ماندم، اما وقتی دوباره دیدمشان، از دیدن تغییر اخلاق، رفتار و سیمایشان دلم لرزید و اندوه وجودم را فرا گرفت؛ هرچند خودم را نیز از چنین خطری مبرا نمیدانم.آن روز یقین کردم که اگر دل انسان پیوسته صیقل داده نشود، زنگار میگیرد؛ حتی اگر دلِ یاران پیامبر باشد.قدیمی بودن سابقه هدایت، هیچ تضمینی برای ماندن در مسیر نیست؛ مگر آنکه انسان همواره رابطهای زنده، عمیق و صادقانه با خدا داشته باشد.ایمان و اخلاق، امانتهای الهیاند. اگر صاحبانشان از آنها مراقبت کنند و آنها را رشد دهند، باقی خواهند ماند؛ وگرنه خداوند این نعمت را به کسانی میبخشد که شایستهتر باشند.پس برادران و خواهرانم!تغییرات درون خود را زیر نظر بگیرید. تا میتوانید به صفا و اخلاص روزهای نخست بازگردید. این دویدن بیپایان در پی دنیا را که سینهها را خسته و دلها را گرسنه کرده است، متوقف کنید.در آینه باطن خود بنگرید تا ببینید چه اندازه روح و قلبتان فرسوده شده است.به خدا سوگند، همه دنیا ارزش یک لحظه از بهار دل و آرامشی را که روزهای نخست هدایت تجربه میکردیم، ندارد؛ چه رسد به اینکه آن صفا ماهها یا سالها ادامه یابد.آه... چه دلتنگ صفای آغازین هدایت هستم.📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید: 🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات

