📌الغنوشی میداند... چرا این جناح از قدرت بر تداوم حبس او اصرار دارد؟نویسنده:صالح عطیه روزنامهنگار…
انتشار: 2026/08/18 07:11 UTCدریافت: 2026/08/19 15:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 15:05 UTC
📌الغنوشی میداند... چرا این جناح از قدرت بر تداوم حبس او اصرار دارد؟نویسنده:صالح عطیه روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی تونسیمترجم:اصلاحوبغنوشی بیش از سه سال است در زندان به سر میبرد و با وجود سن بالا و وخامت وضعیت جسمی، حکومت تونس همچنان بر ادامه حبس او اصرار دارد. نویسنده معتقد است مسئله الغنوشی بیش از آنکه قضایی باشد، سیاسی است؛ زیرا او همچنان نماد جریان اسلامگرای معتدل و یکی از چهرههای اثرگذار سیاسی در تونس و منطقه است. مقاله در نهایت بر ضرورت پایان دادن به سرکوب سیاسی و حرکت تونس به سوی آشتی ملی و گفتوگو تأکید میکند.🖇 ادامهی مطلب#راشد_الغنوشی #تونس #جنبش_النهضه #اسلام_دموکراتیک #سیاست_تونس #زندانی_سیاسی #حقوق_بشر #آشتی_ملی #دموکراسی #گذار_دموکراتیک #قیس_سعید #اسلام_گرایی #جهان_اسلام #خاورمیانه #آزادی_سیاسی📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید: 🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
پستهای تلگرام — جماعت دعوت و اصلاح
💠 سیرهٔ اخلاقی پیامبر اکرم ﷺ ((ششـم ربیع الأوّل))✍🏻حمزه خانبیگیصداقت نورِ حقیقت در جان انسانصداقت، در سیرهٔ پیامبر اکرم ﷺ، واژهای ساده و اخلاقی در حد «راستگویی» نیست؛ حقیقتی وجودی و سلوکی است که از عمق اتصال آن حضرت با «حق» برمیخیزد و در همهٔ لایههای شخصیت و رسالت او جاری است.هرجا سخن ازپیامبر است،در باطن آن، صداقت حضور دارد؛ در دعوت، در عهد، در گفتار، در رفتار، در سکوت، و حتی در نحوهٔ تحمل رنجها. 🔶حقیقت صداقت؛ نورِ حقیقت در جان انسان قرآن کریم، پیامبر را حامل«قولِ صادق» و«هدایتِ حق» معرفی میکند؛ واین صداقت،نه درگفتار تنها،بلکه در سراسر رفتار،نیت،تصمیم و سلوک او جاری است؛گویی جان او، آینهای است که حقیقت را بیکموکاست منعکس میکند.در نگرش عرفانی، صداقت، «نورِ حقیقت» است؛ نوری که در جان انسان میتابد و او را از تاریکیهای دروغ، تظاهر، نفاق و دوگانگی میرهاند. انسانِ صادق، میان آنچه میاندیشد، آنچه میگوید و آنچه انجام میدهد، فاصلهای نمیگذارد؛ ظاهر و باطن او، در یک جهت حرکت میکنند.صداقت، پیوند میان ظاهر و باطن است؛ هماهنگی میان اندیشه،زبان و عمل.پیامبر اکرم ﷺ، پیش از بعثت،به سبب همین نور، «الصادق الأمین» نام گرفت؛ لقبی که نه از قدرت، بلکه از پاکیِ حقیقت برآمد؛ جامعهٔ مکه،با همهٔ فاصلهای که از ایمان داشت،در برابر این صداقت،سرِ احترام فرود میآورد.از منظَرقرآن، صداقت،شرط ورود به ساحت قرب الهی است:﴿هَذَا يَوْمُ يَنفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ﴾ روز قیامت، تنها صداقت است که سود میبخشد؛زیرا صداقت،حقیقتِ انسان را آشکار میکند؛آنچه در باطن بوده،در صدق، به صورتِ نور ظاهر میشود.🔶مصداقهای صداقت در سیرهٔ نبوی؛ تفسیر عملی نور حقیقت صداقت، اگر تنها درقالب تعریف بماند، هنوز به جان انسان راه نیافته است؛ آنگاه که در رفتار پیامبرﷺ جلوه میکند،به صورت «درس سلوکی» برای انسانِ مؤمن درمیآید.در سیرهٔ نبوی، چند عرصهٔ برجسته از صداقت، چهرهٔ این حقیقت را روشنتر میسازد.🔸 صداقت در دعوت؛ شفافیت در بیان حق هنگامی که پیامبرﷺدعوت خود را آغاز کرد، هیچ پردهپوشی،تردید یا دوگانگی دربیان حق نداشت.با شفافیت کامل فرمود:«قولوا لا إله إلا الله تفلحوا.»این جمله، اعلامِ صریحِ حقیقتِ توحید بود؛ بدون ملاحظهٔ منافع قبیلهای، بدون ترس از قدرتهای حاکم، بدون بازیهای زبانی. صداقت در دعوت، سبب شد که حتی دشمنان، در جدیت و حقیقتطلبیِ گفتار او تردید نکنند؛ آنان میدانستند که او، چیزی را که خود به آن ایمان ندارد، نمیگوید.درتحلیل تربیتی،این صداقت،به انسانِ مؤمن میآموزد که دعوت به حق،باید برپایهٔ شفافیت باشد؛نه برپایهٔ ابهام،فریب،یا مصلحتاندیشیهای سطحی.صداقت،دعوت را ازسطح شعار،به سطح حقیقت میبرد؛دعوتِ صادق،پیش ازآنکه گوشها رامخاطب قرار دهد،دلها را فرامیخواند.🔸 صداقت درعهد وپیمان؛وفای به مسئولیت الهیدر تمام پیمانهای اجتماعی، سیاسی و نظامی، پیامبر ﷺ به عهد وفادار بود؛ حتی اگر طرف مقابل، دشمن یا منافق باشد.📖 قرآن کریم،این وفاداری را در افقِ عمومیِ اخلاق چنین تأیید میکند:﴿وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا﴾وفای به عهد،مسئولیت الهی است؛ و پیامبر ﷺ،تجسّم این مسئولیت بود. درنگاه سلوکی، صداقت در عهد،یعنی انسان،پیمان را تنها قرارداد اجتماعی نمیبیند؛آن را امانتی الهی میداند. سالکِ صادق،عهد را درمحضر خدا میبندد؛و شکستنِ آن را خیانت به حق،نه صرفاً خیانت به خلق میشمارد.این نگاه، تربیتِ انسان را از سطح «مصلحت» به سطح «امانت»میبرد؛ وجامعهای که در آن، عهد، امانت شمرده شود،در بنیانهای اخلاقی استوارتر خواهد بود.🔸صداقت در گفتار؛ حقیقتگویی در هر شرایط در سختترین لحظات،پیامبر ﷺ حقیقت را میگفت؛حتی اگر حقیقت، تلخ یا دشوار باشد.صداقت او، نه از سر سیاست، بلکه از سر ایمان بود؛زیرا در نگاه او، حقیقت،نور خداست و دروغ، ظلمت شیطان.صداقت درگفتار، یعنی زبان، آینهٔ حق باشد؛نه ابزارِ بازیهای نفسانی. درتربیت اخلاقی، این سطح از صداقت،پایهٔ اعتماد اجتماعی است؛ جامعهای که در آن، سخن،آینهٔ حقیقت باشد، از فروپاشیِ اعتماد در امان است؛ و این،یکی ازبزرگترین درسهای سیرهٔ نبوی است.در سلوک فردی،صداقت درگفتار،تمرینِ حضور درمحضر خداست؛انسانِ صادق،پیش از آنکه سخن بگوید،آن را برآینهٔ وجدان و ایمان خودعرضه میکند؛اگر درآن،سایهای ازدروغ یاتظاهر ببیند،آن را بر زبان نمیآورد.👌صداقت،درسیرهٔ پیامبر اکرمﷺ،نه تنها یک فضیلت اخلاقی،بلکه«راهی به سوی قرب» است؛راهی که درآن،انسان،از دوگانگیِ درونی رها میشود و در آینهٔ حقیقت،خود را میبیند.📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید: 🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
💠 تلنگرهای مولانا✍ الحاق جوادیمن غلام آن که نفروشد وجودجز بدان سلطان با افضال و جود▪️ مردی را به یاد بیاور، که درآمدش کم است و سهمش از موقعیتهای دنیا زیاد نیست. اما برای رسیدن به جایگاهی بالاتر، ضمیرش را نمیفروشد. برای یک منفعت، پشتِ ظالم نمیایستد و برای جلب رضایت مردم، از اصولش دست نمیکشد. این همان کسی است که مولانا میگوید: من غلام آن که نفروشد وجودجز بدان سلطان با افضال و جود؛ خدایی که کریم است و ارزش بندهاش را میداند.▪️ این بیت در برابرِ جهانی ایستاده که بسیاری از روابطش به معامله تبدیل شده است: شغل صرفا برای درآمد، رفاقت برای منفعت، ظاهرسازی برای پذیرفتهشدن. مولانا یادآوری میکند که آزادیِ واقعی، فقط بینیازی از مال نیست؛ این است که انسان خودش را به بهای دنیا نفروشد.▪️ جالب آنکه این بیت پس از حکایت اعرابی و سگش آمده است. اعرابی سگ وفادارش را دوست دارد، اما وقتی سگ از گرسنگی در حال مرگ است، حاضر نیست از نان خودش برای او بگذرد. اشک میریزد، اما نان نمیدهد. مولانا درست پس از این حکایت از انسانی میگوید که وجودش را نمیفروشد. انگار میخواهد بگوید ارزش محبت و ادعا، آنجاست که آدم حاضر باشد برای آن، چیزی از خودش را هم هزینه کند.▪️پس موضوع را باید اینجا از زاویهی دیگری هم دید و فهمید. او برای حفظ آسایش خودش، چیزی را که میتوانست نجات دهد، دریغ کرد. گاهی آدمی خودش را نه به یک انسان، بلکه به راحتی، منفعت، ترس یا تأیید دیگران میفروشد. ظاهرش آزاد است، اما انتخابهایش معنای خودفروختگی دارد.▪️ امروز هم میتوان این را دید: کسی میگوید «دوستت دارم»، اما برایت قدمی برنمیدارد. کسی از اصولش حرف میزند، اما با رسیدن منفعت، از آنها میگذرد. کسی میگوید خودش را میشناسد، اما تمام زندگیاش را با نگاه دیگران تنظیم میکند. مسئله فقط حرفی نیست که میزنیم؛ مسئله این است که چه چیزی اختیار وجود ما را در دست گرفته است.✓ شاید پرسش این باشد: من وجودم را به چه چیزی میفروشم؟ پول؟ موقعیت؟ آسایش؟ تأیید مردم؟ یا به آن سلطانِ باافضال و جود که بندگیاش، آدمی را از بندگیِ هر چیز دیگری آزاد میکند؟📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید: 🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
💠گزیدهاخبارجهان کانال خبری_تحلیلی دماکره جنوبی و آمریکا پس از دستور ترامپ، رزمایشهای نظامی سالانه خود را کاهش دادندامارات متحده عربی به دلیل حملات موشکی دیروز، تحریم تجاری نامحدودی علیه ایران اعمال کردآمریکا رئیس دیوان کیفری بینالمللی و وکیل ارشد آن را تحریم کردترامپ در آخرین لحظه، تعرفه ۵۰ درصدی بر کانادا را متوقف کردوزیر کره جنوبی: به نظر میرسد ترامپ در حال فشار آوردن به سئول بر سر ایران و سرمایهگذاری استدادگاه کره جنوبی رئیس سابق سازمان اطلاعات این کشور را به دلیل شکست در تلاش برای برقراری حکومت نظامی در سال ۲۰۲۴ به حبس طولانیتر محکوم کرد.حماس، نتانیاهو را به تضعیف مذاکرات آتشبس پس از حمله به غزه متهم کردترامپ به دنبال دیدار مجدد با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، در سال جاری استاین دیدار احتمالی در حالی صورت میگیرد که کره شمالی به گسترش برنامههای هستهای و موشکهای بالستیک خود ادامه میدهد.#کانالخبریدما📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید: 🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
#پیام_روز 💠مرزِ میانِ گذشت و دوستیگذشت در اوجِ قدرت، شیوهی بزرگان است؛ پیامبر (ص) نیز چنین بود. اما باید دانست که «گذشت» با «دوست داشتن» متفاوت است.گاهی دیگران چنان زخمی بر جانمان مینشانند که گویی تا زمانی که آسمان و زمین پابرجاست، التیام نمییابد. در چنین حالتی، ممکن است با ما از درِ صلح درآیند و ما نیز بزرگوارانه چشم بپوشیم و بگذریم؛ اما دیگر شوقی برای حضورشان در کنار خود نداریم و دوست نداریم چشممان به آنها بیفتد. چرا که دیدارِ دوبارهی آنها، طعمِ تلخِ زخمهای گذشته را زنده میکند و دردِ آن خنجرها را که هرگز کُند نشدهاند، باز میگرداند.بدانید آنکس که خواهانِ بازگشت به وضعیتِ پیشین نیست، لزوماً کینهتوز نیست؛ بلکه زخمی است که هنوز درد را احساس میکند.بهخاطر داشته باشید: «وقتی به تو خیانت میکنند، گویی دستانت را بریدهاند؛ میتوانی از خطایشان درگذری، اما نمیتوانی آن زخمِ عمیق را در آغوش بگیری.برگرفته از کتاب «بر مسیر نبوت»📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید: 🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
💠وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَو خوش گفتارتر از کسی که به سوی خدا دعوت کند و کار شایسته انجام دهد و گوید: من از تسلیم شدگان [در برابر فرمان ها و احکام خدا] هستم، کیست؟#تقویم📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید: 🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
💠سیرهٔ اخلاقی پیامبر اکرم ﷺ؛ (پنجم ربیع الأوّل)✍🏻حمزه خانبیگیحلم و بردباریحلم وبردباری، در ادبیات قرآن و سیرهٔ نبوی، تنها «بردباری» در برابر آزار نیست؛ سکینهای الهی است که در جانِ انسانِ مؤمن، بهویژه در جانِ پیامبر اکرم ﷺ، تجلّی مییابد. این سکینه، حالتی است که در آن، دل از تلاطمهای خشم، انتقام و واکنشهای عجولانه عبور میکند و در افق «رضا» و «رحمت» آرام میگیرد.🔶 حلم؛ سکینهای که از سرچشمهٔ نبوت میجوشد بردباری پیامبر اکرم ﷺ تنها یک خُلق فردی نبود؛ حالتی روحانی، تربیتی و قدسی بود که از عمق اتصال او با خداوند سرچشمه میگرفت. حلم او، سکینهای جاری بود که در سختترین لحظات، دلها را آرام میکرد و خشونتها را به لطافت بدل میساخت. در نگاه اهل معرفت، حلم پیامبر ﷺ «تجلّی رحمت الهی در رفتار انسانی» است؛ رحمتی که نه در برابر دوستان، بلکه در برابر دشمنان، خطاکاران و آزاردهندگان آشکار میشود.🔶 مصداق نخست: حلم در اوج قدرت؛ بخشش اهل مکهدر روز فتح مکه، هنگامی که قریش سالها آزار، جنگ، تحقیر و شکنجهٔ مسلمانان را در کارنامه داشتند، همه انتظار انتقام داشتند. اما پیامبر ﷺ با آرامشی الهی فرمود:«اذهبوا فأنتم الطلقاء» بروید، همهٔ شما آزادید.این جمله، نه فقط بخشش، بلکه اوج حلم بود؛ زیرا در لحظهای که قدرت کامل در دست او بود، خشم را به رحمت، و انتقام را به آزادگی تبدیل کرد. این رفتار، هزاران دل را نرم کرد و قریش را از دشمنی دیرینه به ایمان و محبت کشاند.🔶مصداق دوم: حلم در برابر خشونت فردی؛ داستان مردی که ردای پیامبر را کشیددر حدیث صحیح آمده است که مردی بادیهنشین،با خشونت ردای پیامبر ﷺ را از پشت کشید تا حدی که اثر آن بر گردن مبارک ایشان نمایان شد.سپس با بیادبی گفت:«از مال خدا که نزد توست به من بده.»یاران پیامبر خشمگین شدند، اما پیامبر ﷺ با تبسمی آرام فرمود:«مال خداست و حق تو نیز محفوظ است.» سپس به او عطا کرد.این حلم، خشونت را در لحظهای کوتاه به شرمندگی، ادب و محبت تبدیل کرد؛ و نشان داد که بردباری پیامبر، واکنشی منفعلانه نبود، بلکه تربیتی فعال و روحانی بود.🔶 مصداق سوّم: حلم در برابر دشمنی آشکار؛ رفتار با عبدالله بن اُبیّعبدالله بن اُبیّ، رئیس منافقان، بارها پیامبر را آزار داد، تهمت زد، توطئه کرد و حتی در جنگها خیانت نمود. با این همه، پیامبر ﷺ نه تنها او را مجازات نکرد، بلکه در بیماریاش به عیادتش رفت، بر جنازهاش نماز خواند، و برای او طلب رحمت کرد.این حلم، نمونهٔ کامل «بردباری در برابر دشمنی مستمر» است؛ بردباریای که از سرچشمهٔ رحمت الهی میجوشد و انسان را از سطح واکنشهای طبیعی به قلهٔ اخلاق نبوی میرساند.🔶 تحلیل روحی–تربیتی حلم نبوی حلم پیامبر ﷺ سه اثر بزرگ روحی و تربیتی دارد:👌نرمسازی دلها: خشونت در برابر خشونت، دلها را میبندد؛ اما حلم، درهای بستهٔ جان را میگشاید.👌تبدیل دشمنی به محبت: بسیاری از دشمنان پیامبر، نه با شمشیر، بلکه با حلم او مسلمان شدند.👌تربیت درونی انسان: حلم، انسان را از واکنشهای عجولانه به رفتارهای حکیمانه میکشاند؛ و این همان تربیت نبوی است.حلم پیامبر اکرم ﷺ، مدرسهای است که در آن انسان میآموزد: بردباری، ضعف نیست؛ قدرتی است که از نور ایمان میجوشد. حلم، خاموش کردن آتش خشم نیست؛ تبدیل آن به نور هدایت است.👌هرکس درمسیر نبوی گام مینهد،باید در دل خود چراغ حلم را روشن کند؛چراغی که راه را در تاریکیهای خشم،جهل ودشمنی روشن میسازد.چراغی که دل رابه سکینهٔ الهی پیوندمیدهد.📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید: 🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات

