سالروز پیروزی در جنگ ۳۳ روزه، فرصت خوبی است برای یادآوری چند واقعیت که شاید امروز مهمتر از خود خاط…
انتشار: 2026/08/14 17:41 UTCدریافت: 2026/08/14 18:56 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 18:56 UTC
سالروز پیروزی در جنگ ۳۳ روزه، فرصت خوبی است برای یادآوری چند واقعیت که شاید امروز مهمتر از خود خاطره آن جنگ باشندحسین پاک در یادداشتی نوشت:همچنین فرصتی است برای بازخوانی این پرسش که چرا مقاومت توانست در برابر یکی از سنگینترین جنگهای تاریخ لبنان بایستد؟پاسخ را نباید در یک سلاح، یک عملیات یا حتی یک فرمانده جستوجو کرد. پیروزی محصول یک منظومه بههمپیوسته از ابتکار عملیاتی، حفاظت فرماندهی، تصمیم سیاسی، فرماندهی میدانی و جنگ شناختی بود؛ منظومهای که اگر یکی از حلقههای اصلی آن از کار میافتاد، ممکن بود سرنوشت جنگ متفاوت شود.نخستین حلقه، مبادرت و ابتکار عمل بود. عملیات اسارت دو نظامی اسرائیلی در خلة وردة، برآمده از طراحی عملیاتی عماد مغنیه، نشان داد مقاومت قرار نیست صرفاً منتظر حرکت دشمن بماند. ابتکار عمل، از همان آغاز، بخشی از منطق نبرد بود؛ یعنی تلاش برای تحمیل مسئله و زمان به دشمن، نه صرفاً واکنش به تصمیمات او.اما با آغاز جنگ، مسئله مهمتری خود را نشان داد: بقای شبکه فرماندهی. اسرائیل میکوشید با ترور فرماندهان و قطع ارتباط میان سطوح مختلف، مقاومت را از یک سازمان منسجم به مجموعهای از واحدهای پراکنده تبدیل کند. حفظ اتاق عملیات، فرماندهان و پیوستگی فرماندهی و کنترل، یکی از پایههای اصلی ادامه جنگ بود. مقاومت زیر شدیدترین آتش، توان تصمیمگیری خود را از دست نداد.در این نقطه، نقش حاج قاسم سلیمانی اهمیت ویژهای پیدا میکند. اهمیت حضور او فقط در این نبود که فرمانده نیروی قدس در لبنان حضور داشت؛ مهمتر این بود که فرماندهای در این سطح، خود در مجاورت میدان قرار گرفته بود و تصویر جنگ را بدون واسطه دریافت میکرد. شناخت او از پیچ و خم های ضاحیه، ساختار مقاومت و محیط لبنان، امکان انتقال تصویری دقیقتر از وضعیت نبرد به عالیترین سطح تصمیمگیری در تهران را فراهم میکرد. این همان نقطهای است که «شناخت میدان» به بخشی از قدرت راهبردی تبدیل میشود.جنگ اما لحظهای داشت که مسئله دیگر صرفاً نظامی نبود؛ مسئله، تصمیم به ادامه مقاومت بود. با گسترش عملیات زمینی اسرائیل و افزایش فشار بر جنوب لبنان، امکان شکلگیری این محاسبه وجود داشت که هزینه ادامه جنگ بیش از ظرفیت تحمل آن است. در چنین شرایطی، تصمیم به ایستادگی و نپذیرفتن تحمیل اراده دشمن، حلقهای تعیینکننده در زنجیره پیروزی بود.این تصمیم توسط امام شهید سید علی خامنه ای گرفته شد.در کنار این تصمیم، یک پشتوانه منطقهای نیز وجود داشت. سوریه در دوره بشار اسد یکی از مسیرهای اصلی پشتیبانی تسلیحاتی مقاومت بود. انتقال تسلیحات ضدزره و موشکی، به حزبالله امکان داد بخشی از برتری تکنولوژیک اسرائیل را در میدان محدود کند. نبردهای جنوب نشان داد که وقتی نیروی زمینی مهاجم نتواند با اطمینان بر زره و تحرک خود تکیه کند، معادله عملیات زمینی بهشدت تغییر میکند.در رأس این منظومه، سید حسن نصرالله قرار داشت؛ نه فقط بهعنوان دبیرکل حزبالله، بلکه بهعنوان یکی از مهمترین عناصر جنگ شناختی. او میدانست که جنگ فقط در بنتجبیل، عیتا الشعب و وادیالحجیر جریان ندارد؛ بخشی از جنگ در ذهن جامعه اسرائیل جریان دارد. اعلام هدف قرار گرفتن ناو جنگی اسرائیلی در سخنرانی تلویزیونی، نمونهای برجسته از پیوند عملیات نظامی و اثرگذاری روانی بود: یک واقعه تاکتیکی، در لحظه مناسب، به یک پیام راهبردی تبدیل شدپینوشت: ببینید سید شهید چه حسی از حاج قاسم دریافت می کرد؛این احساس است که فتح به همراه می آورد.@isna94
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- اخبار جهادی · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۱۶:۲۰
- ایسنا ✔ · تطابق دقیق — ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۵۶
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند



